English Version
This Site Is Available In English

رهایی از اعتیاد تنها آغاز راه است؛ راهی که مقصد نهایی آن رسیدن به فرمان عقل و صلح درونی است.

رهایی از اعتیاد تنها آغاز راه است؛ راهی که مقصد نهایی آن رسیدن به فرمان عقل و صلح درونی است.

سلام دوستان، محمد هستم؛ یک مسافر. ضمن ابراز همدردی با همه اعضای خانواده بزرگ کنگره ۶۰، این مقاله را به پاس احترام و تلاش‌های آقای دژاکام تقدیم می‌دارم. نظام آموزشی کنگره ۶۰، بیش از آنکه صرفاً یک روش درمانی برای اعتیاد باشد، یک نظام تربیتی عرفانی است که بر پایه دیدگاه‌های آقای دژاکام بنا شده است. این آموزه‌ها برخلاف عرفان‌های انتزاعی و گوشه‌نشینانه، بر «عرفان عملی» تأکید دارند؛ یعنی پیاده‌سازی مفاهیم معرفتی در متن زندگی روزمره و حل گره‌های درونی انسان. در قلب این نظام، مثلث «معرفت، عمل سالم و عدالت» قرار دارد. ایشان با بازتعریف مفاهیم عرفانی کهن در زبان مدرن، ولی ساده و قابل‌فهم، جهان‌بینی اعضای کنگره را متحول کردند. از دیدگاه او، بزرگترین دشمن انسان «جهل» است و درمان هر بیماری، به‌ویژه اعتیاد، بدون ارتقای آگاهی و شناخت خویشتن و جهان‌بینی ممکن نیست. یکی از ستون‌های اصلی این آموزه‌ها، مفهوم «تزکیه و پالایش» است. در کنگره ۶۰، فرد می‌آموزد که برای رسیدن به تعادل، باید سیستم‌های بیوشیمیایی بدن (سیستم X) را از طریق درمان جسم و روان تنظیم نماید؛ اما مکمل آن، تغییرات در جهان بینی است. این عرفان، ابزاری است برای عبور از تاریکی‌ها به سوی روشنایی، و از «قهر» به «مهر». مفاهیمی چون «ضد ارزش‌ها و ارزش ها» به جای تعاریف انتزاعی، ابزاری برای شناخت نفس و لایه‌های مفهومی آن (اماره، لوامه و مطمئنه) تحلیل و تبیین نمودند. ایشان با مطرح کردن نظریه بدیعی همچون «سیستم ایکس» و پیوند این نظریه مادی و جسمانی با حالات روحی و معنوی، پلی میان علم پزشکی و عرفان عملی ایجاد کردند. او معتقد بود که انسان بدون شناخت قوانین هستی، همواره در رنج خواهد بود. آموزه‌های کنگره ۶۰ فرد را دعوت می‌کند تا از «منیت» فاصله گرفته و «خدمت به خلق» را سرلوحه خویش قرار دهد. همچنین باید مسئولیت‌پذیری را آموخت و از «قربانی‌انگاری» فاصله گرفت؛ چرا که قربانی‌انگاری، آفت هرگونه درمانی و تغییری است. در نظام آموزشی و فکری کنگره ۶۰، «عشق» تنها یک واژه نیست، بلکه یک قانون است؛ عشقی که بلاعوض است و نه به انتظار پاداش، بلکه برای رشد و تکامل ارائه می‌شود. این رویکرد عرفانی باعث شده است تا فردی که سال‌ها در بند اعتیاد بود، به جایگاهی برسد که خود راهنمای دیگران شود. به واقع، این همان نوعی از بازسازی مفهوم «مرید و مراد» و «راهرو و راهبر» است که در عرفان اسلامی و ایرانی به وفور دیده می‌شود؛ این همان مفهوم «مرگ ،نفس کهنه» و «تولد دوباره» است که در عرفان کلاسیک از آن یاد می‌شود.
در نهایت، آموزه‌های آقای دژاکام، عرفان را از پستوهای خانقاه به میان مردم و میدان زندگی آورده است. این نظام آموزشی به ما می‌آموزد که رهایی از اعتیاد تنها آغاز راه است؛ راهی که مقصد نهایی آن رسیدن به فرمان عقل و صلح درونی است. کنگره ۶۰ بستری است که در آن علم و عرفان در هم می‌آمیزد تا انسانی بسازند که هم جسمش سالم است و هم در اندیشه‌اش آزاد؛ انسانی که می‌داند برای تغییر جهان، ابتدا باید خود را تغییر دهد. این همان جوهر اصلی عرفان عملی در آموزه‌ها و نظام معرفتی کنگره ۶۰ است.
سعدیا   مردنک نام   نمیرد  هرگز
مرده آنست که نامش به نکویی نبرند.

تنظیم کننده:مسافرحسین لژیون 3

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...