جلسه پنجم از دوره چهل و دوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی راهنمای تازه واردین مسافر قربان، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر امیر، با دستور جلسه: « وادی هشتم و تاثیر آن روی من » شنبه 11 مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
از خداوند بخاطر حضور در این جایگاه تشکر میکنم و همچنین از نگهبان جلسه نیز ممنونم که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا از حضور شما عزیزان آموزش بگیرم، دستور جلسه این هفته وادی هشتم که عنوان آن این است: با حرکت راه نمایان میشود، معمولا شخص مصرف کننده و همچنین خود من در زمان مصرف چیزی که نداشتم همین مقوله حرکت بود و دلیل آن هم ترس بود، شاید خیلی از مصرف کنندهها میخواهند که حرکت کنند اما متاسفانه ترس مانع آنها میشود. این ترسها می تواند شامل ترس از خماری باشد و یا ما اینجا در قسمت تازهواردین گاهی با افرادی برخورد میکنیم که وقتی وارد اینجا میشوند میترسند و فکر میکنند الان آنها را میبندیم و یا دیگر نمیگذاریم از اینجا خارج شوند.
وادی هشتم برای من مسافر این پیام را دارد که باید حرکت کنی و تا حرکت نکنی اتفاقی که دلت میخواهد نمیافتد، ما در کنگره ۶۰ در واقع این حرکت را برای خودمان انجام میدهیم؛ اگر یک زمانی من در مسیر درمان حرکتم را شروع نمیکردم امروز هنوز در بیغولهها مشغول مصرف بودم و یا از بین رفته بودم اما لطف خداوند شامل حال من شد و توسط یکی از دوستانم که سر ساختمان کار میکرد و نصاب پنجره بود به کنگره ۶۰ معرفی شدم البته اصلا هیچ شناختی از کنگره ۶۰ نداشتم و نمیدانستم اینکه میگویند به درمان میرسی یعنی چه، در واقع آن حرکت اول باعث شد که من امروز اینجا باشم و اگر آن حرکت را نمیکردم این اتفاق برایم نمیافتاد و همچنان باید میگفتم، الان وقتش نیست و یا از شنبه شروع میکنم.
در هر کاری باید حرکت را آغاز نمود به عنوان مثال میخواهیم از اینجا تا شیراز را طی کنیم اگر بگوییم که چه کسی حوصله دارد تا هزار کیلومتر را طی کند هیچ وقت هیچ اتفاقی نمیافتد ولی همین که حرکت را شروع کنیم آرام آرام جاده را طی میکنیم و تابلوها را میبینیم تا در نهایت به مقصد میرسیم، در طول سفر درمان اعتیاد نیز شخصی مسیر راه را نشان ما میدهد، آن شخص راهنماست، یکی هست که به ما کمک میکند، آن شخص مرزبان است و همهی اعضای خانواده کنگره ۶۰ به ما کمک میکنند و راه را برایمان هموار میکنند تا این مسیری که آغاز کردهایم را انشاالله به پایان برسانیم و قطعاً هم خواهیم رساند.
ترس باعث عدم حرکت میشود و از هر چیزی که بترسیم دقیقاً از همان جا ضربه خواهیم خورد، بنابراین اصلاً نباید ترسید و فقط کافی است که حرکت نماییم، ترس خود بازدارندگی ایجاد میکند ولی در هرحال باید حرکت کرد؛ البته این نکته نیز بسیار مهم است که برای حرکت کردن باید به جهت آن نیز توجه کرد و زمانی که حرکت ما در جهت ارزشها باشد باعث رشد و تعالی میشود ولی زمانی که حرکت در مسیر منفی باشد در نهایت ما را به نابودی میکشاند.
زمانی که من مصرف مواد را از چند دود شروع کردم و در اواخر مصرف، روزانه پانزده گرم میکشیدم و این خود نوعی حرکت است اما در جهت منفی و در آخر یک توصیه هم برای دوستان تازه وارد دارم که برای انتخاب راهنما کاملا به درون خودشان و حسی که دارند رجوع کنند و طبق حس و حال خودشان نسبت به یکی از عزیزان راهنما آن را انتخاب نمایند.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم.
.jpg)
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک
تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
19