English Version
This Site Is Available In English

علمی بالاتر از علم زندگی کردن نیست .

علمی بالاتر از علم زندگی کردن نیست .

دومین جلسه از دوره چهل و پنجم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی صالحی تهرانپارس به استادی راهنمای محترم مسافر احمد و نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر محسن
با دستور جلسه { کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس دژاکام }،در روز چهارشنبه 22 مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز بکار کرد .
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، احمد هستم، یک مسافر.
خداوند را سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار بنده قرار داده است تا در این جایگاه حضور پیدا کنم، خدمت کنم و از آموزش‌ها و مشارکت عزیزان بهره‌مند شوم.
این روزها جمله معروفی از وادی ها را مرتب می‌شنویم و گاهی نیز در فضای مجازی می‌بینیم که در ارتباط با شرایط حاکم بر کنگره ۶۰ مطرح می‌شود؛ جمله‌ای که می‌گوید: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگر است.»
این جمله ، دنیایی از معنا و مفهوم را در خود جای داده است. نقطه‌ای که آقای مهندس دژاکام در بیست‌ونه سال گذشته حرکت خود را از آن آغاز کردند، نقطه‌ای با مجموعه‌ای از اطلاعات، آگاهی‌ها، عملکردها و حرکت‌ها بود. اما پایان این نقطه و آغاز سفر بعدی آقای مهندس در مسیر آفرینش، با چه اطلاعات، آگاهی‌ها و اثراتی همراه است؟
آقای مهندس بارها در سی‌دی‌ها و صحبت‌هایشان به این موضوع اشاره کرده‌اند که در گذشته چه شرایطی داشتند، در چه وضعیتی بودند، چه معاملاتی انجام می‌دادند، چه تفکراتی داشتند و سطح روابط کاری و اجتماعی ایشان چگونه بود. سپس توضیح داده‌اند که در پی حرکت در مسیر درمان اعتیاد، شکل‌گیری ساختار کنگره ۶۰ و استمرار این حرکت، اکنون در چه جایگاهی قرار دارند، چه کاری انجام می‌دهند و چه برنامه‌ای را پیش می‌برند.
در یکی از صحبت‌های ایشان که ویدئوی آن نیز پخش شده است، جمله‌ای وجود دارد که احتمالاً بسیاری از اعضا آن را به یاد دارند. آقای مهندس در آن صحبت می‌گفتند: «من برجسته‌ترین دانشمند زمانه‌ام.» سپس درباره علم و دانش خود صحبت می‌کردند.
آیا نقطه آغاز این حرکت، همان لحظه‌ای بود که ایشان چنین سخنی را بیان کردند؟ خیر؛ این جایگاه، نتیجه استمرار حرکت ایشان در مسیر کسب علم، گسترش آن، قرار دادن علم در خدمت دیگران، رها کردن انسان‌ها از بند اعتیاد و گسترش روزافزون این دانش بود.
قطعاً در بستر و شرایطی که برای آقای مهندس فراهم شد، امکان شکل‌گیری چنین حرکتی وجود داشت و این فرصت در اختیار ایشان قرار گرفت تا حرکت خود را آغاز کنند و آن را به نتیجه برسانند.
به‌واسطه انجام حرکت، مسیر برای ما نیز نمایان می‌شود. دستور جلسه هفته گذشته ما هم درباره وادی هشتم و حرکت بود. در مشارکت خودم به این نکته فکر کردم و درباره آن صحبت کردم که زمانی که آقای مهندس حرکت خود را در جهت درمان اعتیاد آغاز کردند، تفکری داشتند که آن را با استادان خود در میان گذاشتند. ایشان می‌توانستند این حرکت را انجام دهند و به نتیجه برسند یا آن را انجام ندهند و به نتیجه نرسند. انتخاب و اختیار با خود ایشان بود.
ایشان حرکت را انجام دادند و به نتیجه رسیدند. در نقطه‌ای از مسیر، به جایی رسیدند که گفتند دیگر هیچ‌گونه احساسی نسبت به ماده مخدر ندارند.
ایشان آن حرکت را آغاز کردند و سرانجام به پایان رساندند و به رهایی رسیدند. سپس این تجربه را با افرادی که حلقه ابتدایی را تشکیل داده بودند، به اشتراک گذاشتند. در ادامه، در این مسیر حرکت کردند، از الگوها و ساختارهای دیگر هر آنچه را که مثبت و مناسب بود برداشت کردند، تغییراتی در آن‌ها ایجاد کردند و ساختاری را شکل دادند که بتوانند حرکت خود را با آن ادامه دهند.
برای روشن شدن موضوع، می‌توانیم یک مثال ساده بزنیم. فرض کنید خودرویی دارید و می‌خواهید با آن مسافتی را طی کنید یا به مسافرت بروید. پیش از حرکت، همه‌چیز را بررسی می‌کنید. اگر لاستیک خودرو پنچر باشد، آن را تعمیر می‌کنید؛ روغن موتور را بررسی می‌کنید و اگر خودرو ایرادی داشته باشد که مانع حرکت اولیه شما شود، آن ایراد را برطرف می‌کنید.
پس از آن، خودرو آماده حرکت می‌شود. البته مقصد نیز تعیین‌کننده است؛ با یک خودرو می‌توانید به اهواز بروید یا به تبریز برسید. خودرو وسیله حرکت شماست، اما مقصد و مسیری که انتخاب می‌کنید نیز اهمیت دارد.
آقای مهندس نیز ساختار کنگره ۶۰ را آماده و مهیا کردند و استارت این حرکت زده شد. به گفته خود ایشان و بر اساس مشاهدات خود ما، ساختاری را نمی‌توانیم به‌سادگی پیدا کنیم که از نظر مالی، علمی و معنوی، چنین جایگاه و رتبه‌ای داشته باشد.
این موضوع از روی تعصب نسبت به مکانی که ما را به رهایی رسانده است، مطرح نمی‌شود؛ بلکه موضوعی کاملاً علمی و قابل بررسی است. جامعه آماری کنگره ۶۰ و رهایی‌هایی که در آن اتفاق افتاده‌اند، خودشان هرکدام سندی علمی از دستاوردهای حرکت آقای مهندس در این مسیر هستند.
زمانی که ایشان در جایی درباره این دستاوردها صحبت می‌کردند، می‌گفتند تعداد مشخصی از افراد را پذیرش کرده‌اند و هزاران نفر به درمان قطعی اعتیاد رسیده‌اند. در مقابل، ممکن بود از ایشان پرسیده شود که چگونه چنین چیزی امکان‌پذیر است و سند این آمار کجاست.
پاسخ این است که مستندات مربوط به این افراد، پرونده‌ها و آزمایش‌هایی که مورد تأیید پزشکان قرار گرفته‌اند، وجود دارند. افرادی که پس از گذشت یک سال هیچ‌گونه استفاده‌ای از ماده مصرفی خود نداشته‌اند و حالات و رفتارهای روحی و روانی آن‌ها نیز، به تأیید اعضای خانواده‌شان، به سمت تعادل بیشتری رفته است.
این دستاوردی است که به‌سادگی نمی‌توان نمونه‌ای مشابه آن را در هر جایی پیدا کرد.
تفاوت ادعا با دستاورد مستند، دقیقاً در همین‌جا مشخص می‌شود. ما در کنگره ۶۰ می‌توانیم درباره نتایج صحبت کنیم و برای آن‌ها مستندات و شواهدی ارائه دهیم.
در حال حاضر، در مقالات و دستاوردهای علمی کنگره ۶۰ نیز مطالبی وجود دارد. من لینکی را در گروه خودمان قرار داده‌ام که در سایت کنگره ۶۰ منتشر شده و به دستاوردهای آقای مهندس مربوط است. شما می‌توانید آن را بررسی کنید و مقالات علمی مرتبط را مطالعه کنید. در متن پیاده‌شده به دانشگاه هاروارد و انتشار مقالات علمی نیز اشاره شده است.
از جمله موضوعاتی که در این صحبت‌ها مطرح می‌شود، دستاوردهای مربوط به درمان اعتیاد، تغییر بیان ژن و درمان برخی بیماری‌ها است. البته عنوان دقیق مقالات و جزئیات علمی آن‌ها باید از روی منابع اصلی بررسی شود.
آقای مهندس در یکی از صحبت‌هایشان، درباره مقالاتی که به آن‌ها اشاره می‌کردند، جمله‌ای را به طنز بیان کردند و از مکان‌هایی نام بردند که ظاهراً مقصودشان مقایسه میان ادعا و اعتبار علمی بود. آنچه اهمیت دارد، وجود سند و مدرک برای ادعاهای علمی است.
برای مثال، اگر شما به جایی مراجعه کنید و بگویید مدرک تحصیلی مشخصی دارید و می‌خواهید استخدام شوید، صرفاً با بیان این جمله که مدرک دارید، شما را استخدام نمی‌کنند؛ بلکه باید مدرک خود را ارائه دهید و شرایط لازم را داشته باشید.

بنابراین، هرچه از دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنیم، باز هم نمی‌توانیم تمام ابعاد آن را در مدت‌زمانی کوتاه بیان کنیم. اقتضای زمان و فرصتی که در اختیار داریم، اجازه نمی‌دهد تمام موضوع را به‌طور کامل توضیح دهیم. گاهی می‌خواهیم در پنج یا ده دقیقه درباره موضوعی صحبت کنیم، درحالی‌که ابعاد آن بسیار گسترده است.
در مشارکتی که اکنون می‌خواهیم انجام دهیم، ممکن است بعضی جمله‌ها کلیشه‌ای به نظر برسند؛ اما واقعیت این است که زبان ما برای بیان تمام ابعاد این موضوع قاصر است. ما از ظاهر قضیه صحبت می‌کنیم، درحالی‌که شاید ندانیم آقای مهندس چه ابعاد و ظرفیت‌هایی را با خود به حلقهای آفرینش دیگر برده اند و چه جایگاه و مسئولیتی بر عهده ایشان قرار گرفته است.
اگر شما به فردی در جامعه کمک کنید و اثری مثبت در زندگی او بگذارید، همین کار می‌تواند اثر بسیار بزرگی داشته باشد؛ اما وقتی صحبت از دستاوردهای آقای مهندس و تأثیر حرکت ایشان بر زندگی هزاران انسان است، موضوع ابعاد بسیار گسترده‌تری پیدا می‌کند.
بااین‌حال، ما می‌توانیم درباره تجربه و احساس خودمان صحبت کنیم. اینکه سه ماه سفر کرده‌ایم، چهار ماه سفر کرده‌ایم یا پنج ماه؛ اینکه رها شده‌ایم و یک ماه، دو ماه، یک سال یا پنج سال از رهایی ما گذشته است؛ همه این‌ها می‌توانند زمینه‌ای برای صحبت درباره تجربه شخصی ما باشند.
ما می‌توانیم درباره حس و حالی که نسبت به این موضوع داریم، درباره دستاوردها و تأثیر روش DST  بر عملکردمان صحبت کنیم. هرکدام از ما به‌اندازه درک و برداشت خودمان می‌توانیم این موضوع را به‌خوبی توضیح دهیم. بنابراین، شایسته است حتماً به این موضوع بپردازیم.
ما در کنگره یاد می‌گیریم که مرگ پایان نقطه نیست و مسیر آفرینش به شکلی دیگر ادامه پیدا می‌کند. موضوع پس از آن نیز ادامه دارد؛ حتی زمانی که ما از این حلقه آفرینش خارج می‌شویم.
در یکی از سی‌دی‌های اخیر آقای مهندس به نام «عالم غیب»، که احتمالاً بسیاری از دوستان آن را گوش داده‌اند، ایشان می‌گویند اگر به عالم غیب اعتقادی نداشته باشید، چیزی به شما داده نخواهد شد.
چرا؟ زیرا اگر به وجود حقیقتی فراتر از ماده و باورهای صرفاً مادی اعتقاد نداشته باشیم، ممکن است همه‌چیز را در همین دنیای مادی خلاصه کنیم. حالا تصور کنید انسانی باور داشته باشد که پس از این دنیا هیچ عالمی وجود ندارد، هیچ حساب‌وکتابی در کار نیست و هیچ پاسخ‌گویی یا اتفاق دیگری در انتظار او نیست. چنین باوری ممکن است چه تأثیری بر رفتار او بگذارد؟
در اینجا می‌توانیم موضوع عمل و عکس‌العمل یا کارما را نیز مطرح کنیم؛ مفاهیمی که درباره پیامد اعمال انسان صحبت می‌کنند. اگر انسان هیچ مسئولیتی برای رفتار خود قائل نباشد، چه آسیب‌هایی ممکن است به خودش و اطرافیانش وارد کند؟
بنابراین، اعتقاد به عالم غیب موضوعی نیست که فقط در این مدت در کنگره ۶۰ مطرح شده باشد؛ بلکه از ابتدای تاریخ بشر، انسان‌ها با این مسئله درگیر بوده‌اند. بحث نیز صرفاً به یک دین یا دین دیگر محدود نمی‌شود، بلکه موضوع به نوع نگاه انسان به هستی و معنای زندگی مربوط است.
اگر زندگی‌نامه دانشمندان بزرگ جهان را مطالعه کنید، می‌بینید که بسیاری از آن‌ها درباره جهان، نیروهای ناشناخته و ابعاد فراتر از دانسته‌های معمول انسان صحبت کرده‌اند. از نیوتن گرفته تا انیشتین و ادیسون، هرکدام در حوزه خود درباره علم، کشف و شناخت جهان دیدگاه‌هایی داشته‌اند.
البته نمی‌توان تمام کشفیات علمی را صرفاً به ارتباط با عالم غیب نسبت داد؛ اما این موضوع قابل تأمل است که انسان برای رسیدن به شناخت عمیق‌تر، باید از محدوده دانسته‌های فعلی خود فراتر برود. اگر بخواهیم خودمان را صرفاً در ماده و مادیات محصور کنیم، ممکن است نتوانیم به تمام ظرفیت‌های فکری و معرفتی خود دست پیدا کنیم.
من بارها این موضوع را مطرح کرده‌ام که آموزش‌های آقای مهندس بسیار عمیق هستند. ایشان در تعبیر خودشان می‌گویند هرکسی که بر اساس آموزش‌ها و رفتارهای کنگره پیش برود، پس از مدتی به مرحله‌ای از فهم و شناخت می‌رسد که می‌تواند درباره موضوعات مختلف با درک عمیق‌تری صحبت کند.
آقا علیرضا نیز در صحبت‌هایشان در جلسه قبل به نکته مهم و قابل‌توجهی اشاره کردند. واقعاً وقتی خودتان را در دل آموزش‌ها و علوم کنگره قرار می‌دهید و آن‌ها را کسب می‌کنید، سطح نگاه و بیان شما تغییر می‌کند. ممکن است در جایی صحبت کنید و دیگران از سطح اطلاعات و نوع نگاه شما تعجب کنند؛ حتی اگر مدرک تحصیلی شما زیر دیپلم باشد.
ممکن است دیگران از شما بپرسند این مطالب را در کدام دانشگاه آموخته‌اید؛ زیرا آموزش‌ها سطح درک و شناخت انسان را بالا می‌برند. روش جهان‌بینی در کنگره، با کلمات ساده و بیانی شیوا به ما منتقل می‌شود و همین موضوع کمک می‌کند بتوانیم درباره مسائل مختلف شناخت پیدا کنیم و با دلیل و منطق درباره آن‌ها صحبت کنیم.
این شناخت اتفاقی نیست. ریشه آن در آموزش‌های ناب، ساده و عمیقی است که آقای مهندس در اختیار ما قرار داده‌اند. ایشان با مثال‌های مختلف، موضوعاتی را برای ما مطرح می‌کنند که باعث می‌شود اصل مسئله روشن شود و بتوانیم ابعاد مختلف آن را بهتر درک کنیم.
پس ما به عالم غیب اعتقاد داریم، زیرا این باور می‌تواند زمینه بهتر شدن زندگی ما را فراهم کند؛ نه اینکه وارد توهم شویم یا تمام مسائل زندگی را به تقدیر نسبت دهیم و بگوییم هر اتفاقی که افتاده، حتماً تقدیر ما بوده است.
موضوع، ایجاد ارتباطی آگاهانه و عقلانی با عالم غیب است؛ ارتباطی که انسان را از تفکر، تعقل و مسئولیت‌پذیری دور نکند. انسان می‌تواند با استفاده از عقلانیت و شناخت، خود را به درک عمیق‌تری برساند و در مسیر رسیدن به خواسته‌های درست خود حرکت کند.
اگر اعتقادی به عالم غیب وجود نداشت، بسیاری از مفاهیمی که در قرآن مطرح شده‌اند نیز برای ما معنای عمیق خود را پیدا نمی‌کردند. آقای مهندس گفته‌اند که بسیاری از مطالبی که به ما آموزش می‌دهند، ریشه در قرآن دارند.
ما می‌توانیم تعصب‌های دینی را کنار بگذاریم و به قرآن از زاویه شناخت، معنا و علم نگاه کنیم. قرآن کتابی است که در نقاط مختلف جهان، معانی و مفاهیم آن بررسی و تفسیر می‌شود. اگر انسان آن را بخواند و در مسیر آموزش و عمل قرار بگیرد، می‌تواند به برداشت‌های عمیق‌تری دست پیدا کند.
وقتی حس و حال انسان تغییر می‌کند و آگاهی او افزایش می‌یابد، می‌تواند معانی تازه‌ای از متون و مفاهیم استخراج کند. برای مثال، وقتی استاد امین درباره یک موضوع قرآنی توضیح می‌دهند، شما نیز می‌توانید با تفکر و بررسی، ابعاد مختلف آن موضوع را بشکافید و درک کنید.
یکی از دستاوردهای آقای مهندس برای ما این بوده است که نگاه ما را به عالم غیب تغییر داده‌اند و ما را با این موضوع آشتی داده‌اند.
من خودم زمانی اگر صدای قرآن پخش می‌شد، واکنش مثبتی از خودم نشان نمی‌دادم. اما آموزش‌ها و تغییراتی که در کنگره تجربه کردم، باعث شد نگاه من به این موضوع تغییر کند. انسان ممکن است از نظر ظاهری همان فرد قبلی باشد، اما در درون و نوع نگاهش تغییرات اساسی ایجاد شود.
این آشتی، فقط به موضوعات دینی و آیینی محدود نمی‌شود؛ بلکه با خانواده، روابط اجتماعی، کسب‌وکار و هر موضوعی که ممکن است در زندگی انسان گره ایجاد کند، ارتباط دارد. گاهی انسان به‌دلیل نوع نگاه و باورهایش، راه پیشرفت و امید را از خودش می‌گیرد. آموزش‌های صحیح می‌توانند آن مانع را از مقابل انسان بردارند.
این موضوع یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای آقای مهندس است؛ زیرا ایشان می‌گویند: «علمی بالاتر از علم زندگی کردن نیست.»
شما می‌توانید در هر رشته‌ای علم کسب کنید، استاد یا پروفسور شوید، مدرک و جایگاه علمی داشته باشید و صاحب کرسی دانشگاهی شوید؛ اما اگر علم صحیح زندگی کردن، برقراری ارتباط با خانواده و تعامل درست با دیگران را نداشته باشید، این دانش به‌تنهایی نمی‌تواند زندگی متعادلی برای شما ایجاد کند.
برای مثال، فردی را در نظر بگیرید که خودش را صاحب جایگاه و قدرتی ویژه در حوزه روان‌شناسی می‌دانست، اما بر اثر مصرف کوکائین از دنیا رفت. او درباره اصول زندگی و خانواده نیز مطالبی نوشته بود، درحالی‌که زندگی خانوادگی‌اش از هم پاشیده بود.
وقتی فردی با وجود دانش و اطلاعات خود، چنین رفتارهایی انجام می‌دهد و به خودش آسیب می‌زند، طبیعی است که درباره میزان اثرگذاری عملی سخنانش پرسش‌هایی مطرح شود. صرف داشتن دانش و نوشتن کتاب، به‌تنهایی تضمین‌کننده یک زندگی سالم و متعادل نیست.
ما از آقای مهندس صحبت می‌کنیم و درباره دستاوردهای علمی و انسانی ایشان حرف می‌زنیم؛ زیرا ایشان خودشان پیش از دیگران به گفته‌هایشان عمل می‌کنند؛ چه در موضوعات مادی و چه در موضوعات معنوی.
اکنون نیز در آینده‌ای نه‌چندان دور، مراسم گلریزان را در پیش داریم. ان‌شاءالله پس از اتفاقاتی که برای آقای مهندس رخ داده است، این برنامه را برگزار خواهیم کرد. من اعتقاد دارم این اتفاقات نیز در تقدیر بوده‌اند و باید رقم می‌خوردند.
ان‌شاءالله در نمایندگی صالحی، مراسم گلریزانی بسیار خوب، عاقلانه و عاشقانه برگزار کنیم.
عاقلانه بودن این کار به این معناست که صرفاً بر اساس شور و هیجان تصمیم نگیریم و به اصطلاح خودمان، دچار جوگیری نشویم؛ بلکه با شعور و آگاهی کامل، مبلغی را برای تحقق اهداف علمی کنگره در نظر بگیریم.
ما باید این راه را ادامه دهیم و ادامه دادن آن به کمک تک‌تک اعضا نیاز دارد. کنگره ۶۰ تاکنون بیش از دویست شعبه دارد و در زمینه درمان اعتیاد و خدمت‌رسانی به انسان‌ها، ساختاری گسترده ایجاد کرده است. این ساختار با مشارکت و کمک اعضا شکل گرفته و توسعه یافته است.
آقای مهندس ما را نیز در این مسیر مشارکت داده‌اند و به ما فرصت داده‌اند که در این حرکت سهم داشته باشیم. ان‌شاءالله بتوانیم با سربلندی و موفقیت از این مرحله عبور کنیم و مسئولیت خود را به‌درستی انجام دهیم.
در ارتباط با فوت جناب مهندس دژاکام  قرار است مراسم و برنامه‌ای در نمایندگی برگزار شود. در هفته آینده، در سه روزی که حضور خواهیم داشت، برنامه پخت‌وپز غذا انجام می‌دهیم و برای این کار، خدمتگزارانی تعیین خواهند شد.
از همه عزیزان درخواست می‌کنیم که با اعلام آمادگی و مشارکت، در این خدمت حضور پیدا کنند. ان‌شاءالله بتوانیم مشارکت حداکثری داشته باشیم.
این مسیر از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جلسه‌ای که قرار است برگزار شود و از خدمتی که باید انجام دهیم. همه باید پیش از ساعت پنج حضور داشته باشیم. در این موضوع تفاوتی میان سفر اولی و سفر دومی وجود ندارد.
و در روز شنبه پیش رو نیز مراسمی در یک مسجد برگزار خواهد شد. این مسجد در میدان ملت قرار دارد و مربوط به برنامه خدمتگزاری شعب شرق استان تهران و شهر تهران است. اطلاع‌رسانی لازم درباره این مراسم انجام خواهد شد و همه عزیزان در آنجا حضور پیدا خواهیم کرد.
در آن مراسم، برنامه بزرگداشت و آیین مذهبی مرتبط با آقای مهندس دژاکام برگزار خواهد شد.
همان‌طور که درباره پخت‌وپز غذا نیز توضیح دادم، لازم است همه عزیزان در این خدمت مشارکت کنند تا ان‌شاءالله بتوانیم برنامه‌ها را به بهترین شکل و به بهترین نحو انجام دهیم و رهرو راه آن دانشمند بزرگ و عزیز باشیم.
ممنونم و متشکرم که به صحبت‌های من گوش دادید.

تایپ و ویرایش: مسافر مهیار لژیون دوم
عکس : مسافر مهیار لژیون دوم
بارگزاری خبر: مسافر مهیار لژیون دوم
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
مرزبان کشیک: مسافر وحید
مهر ماه ۱۴۰۵
شعبه صالحی (تهرانپارس)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...