دلنوشته:
سلام دوستان محمود هستم یک مسافر،امیدوارم حال همگی شما خوب باشد،حال من هم به حمدالله خوب است.
چقدر گفتن و نوشتن این جمله برای من سخت است سالهاست با این نوا شروع به نوشتن کرده ایم و هر بار که میگفتند سلام دوستان حسین هستم یک مسافر همه در جواب میگفتیم سلام حسین و هربار که میگفتند حال من هم خوب است، میگفتیم الحمدالله. حسین عزیز، خود شما به ما آموختین که پایان هر نقطه سر آغاز دیگری است، میدانیم که هم اکنون نیز حالت خوب است ولی ما چه با این دلتنگی، حسین عزیز، اگر سالها در مورد آموزشهایت صحبت کنیم، سالها در مورد مطالعات و مقالات تحقیق کنیم، باز به نقطه ایی که شما ایستاده اید نمیرسیم.
آه حسین عزیز، چقدر خوشبخت هستیم که مدتی در کنار شما بودیم، ما را به عنوان شاگرد پذیرفتین و تمام آنچه که در توان داشتید برای ما صرف کردید. آه عزیز دلم، خاطراتمان دل آرام سان شده، یاد خنده های تو، یاد کلام و نوای تو، یاد صورت و چشمهای زیبای تو، حسین عزیز، میدانیم که در ادامه نظاره گر ما هستی و بدان که با تمام توان و پر قدرت، چراغ و مشعل کنگره را حافظ و نگهدار خواهیم بود. بی شک نور محبت و عشق تو در دلهایمان چراغ راهمان خواهد بود و بی شک به واسطه تو صراط را یافته ایم.
دلنوشته: راهنمای محترم مسافر محمود
تایپ و ارسال: مسافر مهدی، لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
62