جلسه ششم از دوره هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رازی به استادی دستیار اسیستانت تازه واردین همسفر الهام، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» سهشنبه ۲۱مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
دوست دارم با این حرف شروع کنم که تسلیت بگویم به آقای امین، خانم شانی، خانم کماندار و خانم آنی بزرگ؛ که در پیام آخر آقا امین که تأکید کردند و صحبت میکردند که خانم آنی بزرگ، پشتوانه خیلی گرمی بودند برای آقای مهندس تا این دستاوردها به دست بیایند. در کنار آن، به همه شما اعضای کنگره۶۰ تسلیت میگویم. ضایعه خیلی بزرگی است برای کنگره، ولی همانطوری که آقای مهندس گفتند: به فرد وابسته نیست و راهش را ادامه میدهد و ما تماماً موظف هستیم که فرمانبردار آقا امین باشیم و از این به بعد، گوش به فرمان آقای امین، ادامه بدهیم. آقای مهندس یک جملهای را در یکی از وادیها میگفتند: مشکلات یک بشریت برای این نیست که دانشی کشف نشده که آن مشکل وجود دارد، بلکه برای این است که راهش کشف نشده. من تیتروار میخواهم دستاوردهای آقای مهندس را بگویم، بلکه در این جایگاه نیستم که بخواهم راجع به دستاوردهای آقای مهندس واضح صحبت کنم. این دستور جلسه برای اولین بار در این مجموعه قرار گرفته و برای من یک مقدار غریب است و سعی کردم که آنجور که حس میکنم، راجع بهشون صحبت کنم.
آقای مهندس تقریباً سی سال پیش به این نتیجه رسیدند که باید موادشان را درمان کنند و از این اتفاقی که در زندگیشان است، گذر کنند. شروع کردند موادشان را تیپر کردند؛ یعنی موادشان را نظم دادند شروع کردند به کاهش دادن و این خود به خود باعث شد که اولین دستاورد آقای مهندس ایجاد بشود؛ یعنی روش تدریجی یا همان DST. و وقتی به نتیجه رسید، شروع کردند کتاب را نوشتن؛ کتابی که مرجع تمام اعضای کنگره۶۰ است کتاب ۶۰ درجه زیر صفر. این کتاب بسیار ساده است و در عین حال، مقداری سنگین چرا میگویم ساده؟ برای این که بسیار روان صحبت شده و هر فردی با هر سطح دانایی و هر سطح سوادی داشته باشد، از این کتاب میتواند دستاوردی داشته باشد. و بسیار سنگین؛ چرا سنگین؟ برای این که یک قسمتهایی پیام دارد و وقتی وارد سفر دوم میشویم آن قسمت را متوجه میشویم که آقای مهندس بارها در آن قسمتها گفتند بخوانید و رد بشوید. اولین دستاورد آقای مهندس شد الگوی تمام مصرفکنندهها، چه مسافر و چه همسفران، و تأکید میکردند که در خانواده، دو یا سه نفر عضو هستند در کنگره، همه موظف هستند کتاب را برای خودشان شخصاً داشته باشند. چرا؟ چون وجود این کتاب بسیار مهم است.
در مورد دستاورد، وقتی ما سفرمان را شروع میکنیم، در کنار آموزشها باید داروی درمان هم داشته باشیم. آن زمانی که ما وارد کنگره شدیم، از خود تریاک استفاده میکردند که معضلات خودش را داشت؛ که باید میرفتند کسی که فروشنده بود، تهیه میکردند و داستانی برایشان پیش میآمد. ولی به مرور زمان، شربت Ot در اختیار مسافران قرار گرفت. زمانی که شروع شد، من قشنگ یادم میآید که آقای مهندس خیلی تلاش میکردند، دوندگی میکردند، به خیلی از سازمانها سرکشی میکردند و صحبت میکردند که دولت راضی بشود این شربت در اختیار مسافرها قرار بگیرد. و وقتی این موضوع مهیا شد، مسافرانی که با Ot سفرشان را شروع میکردند، با مسافرهایی که اگر دوبار سفر داشتند و از خود تریاک استفاده میکردند، تفاوت فاحشی احساس میکردند و میآمدند در مشارکتهایشان اعلام میکردند که چقدر مسیر درمان و نوع درمان بهتر است؛ یعنی کیفیت درمانشان بالاتر بود. بعد از این آقای مهندس سال ۹۴ در زمستانی که هوا خیلی سرد بود. آن روز صبح یک خبری پیچید که آقای مهندس سکته کردند و بیمارستان بستری شدند. مثل همین روزها، روزهای خیلی سختی بود، ولی اطلاعرسانی اینقدر مثل الان نبود. همه ناراحت و غمگین بودند.
بعد از مدتی آقای مهندس سرپا شدند با یک حالی که سعی میکردند خودشان را خیلی قوی نشان بدهند در جلسه آمدند و پیام صوتیشان هم خیلی جاها در دسترس است. آمدند و گفتند: که حالم من خوب است و علت سکتهشان را مصرف سیگار میدانستند. بعد گفتند که اگر سیگارشان را درمان نکنم، در اصل درمان Ot من تکمیل نشده. آن موقع من در شعبه شادآباد بودم. وقتی در سالن خانمها مینشستند، آقایان در حیاط بودند. با این که فضای آزاد جدا بود، اینقدر مصرف سیگار بالا بود که در سالن بوی سیگار میپیچید. وقتی مجبور میشدی ده دقیقه زودتر سالن را ترک کنی و بروی، از وسط مسافرها که رد میشدی، با این که فضا خیلی باز بود، تیره بود و همیشه من به این موضوع که نگاه میکردم، ظاهر زیبایی نداشت. آقای مهندس بعد از این مشکلی که برایشان به وجود آمد، فرمودند: باید سیگار هم درمان بشود. و لژیونهای ویلیام ابداع شد و تکمیل شدن درمان مواد را در تمام شدن سفر سیگار میدانستند و این اهمیت لژیون ویلیام را نشان میدهد. و توسط یک آدامس خوراکی که قابل دسترس همه هم بود و ظاهر خیلی موجهی هم داشت، مسافرها توانستند این را هم درمان کنند. ما هم میدانیم کسانی که سیگار را درمان نکنند، نمیتوانند خدمت داشته باشند.
بعد از این رسیدیم به اضافهوزن. شوخیهایی که آقای مهندس میکردند، میگفتند: خیلیها به من میگویند: آقای مهندس، چرا اینقدر گیر میدهید به وزنها؟ میگفتند: من مواد را درمان کردم، سیگار را درمان کردم، حالا دوست دارم به همه گیر بدهم و حالا میخواهم به وزن توجه کنم. چرا؟ چون ما باید خودمان را دوست داشته باشیم. وقتی کسی خودش را دوست داشته باشد، میتواند به سلامت خودش هم فکر کند. و لژیون جونز ابداع شد. من خودم جزو کسانی بودم که غافل بودم از این موضوع و واقعاً با این که سیدیهای ساختمان جسم چندین سال بود آمده بودند، سه چهار سال بود آمده بودند، ولی این جرقه در ذهنم ایجاد نشده بود که بخواهم در لژیون شرکت کنم. بعد که وارد لژیون حر شدم، نمیدانم چه اتفاقی افتاد که خودبهخود وارد لژیون جونز شدم و توانستم در این مقوله تا حدی به خودم کمک کنم. وقتی لژیون جونز شروع به کار کرد، آقای مهندس شروع کردند به کتاب نوشتن؛ کتابی به اسم «اضافهوزن و ساختمان جسم». این کتاب را در سه چهار سیدی آخرشان گفتند که هر کسی که کاهش وزن داشت، به ازای هر کیلو کاهش وزنی که دارد، یکی از این کتابها را باید بخرد و به کسی که این گره را در وجودش دارد، این کتاب را بدهد. و کسانی که واقعاً کاهش وزن پیدا کردند، به نظر وظیفه است.
بعد از این، آقای مهندس شروع کردند روی بیماریهایی که در کنگره افرادی که در لژیون ایکس شرکت میکردند، زوم کردند و دوست داشتند که شروع کنند درمان کردن یکسری بیماریهایی که واقعاً بشریت را دارد آزار میدهد؛ مثل اماس، کولیتها، هموروئید، یبوستهایی که مسافرها به خاطر مصرف Ot داشتند، بعد سرطان سینه، یکسری کنسرها. و به خاطر همین، آقای مهندس قسمتی را ابداع کردند و گفتند که یکسری افراد که دانا و خبره هستند، بیایند و روی موشها آزمایش بکنند و چیزهایی را به دست بیاورند. بعد در کنار این، آقای مهندس شروع کردند مقالاتی را ارائه دادند که اکثر مقالات آقای مهندس در دانشگاهها یا کنفرانسها یا مراکز درمانی جهان پذیرا میشدند و خیلی جاها بهعنوان سخنران استفاده میکردند. دستاوردهای دیگر آقای مهندس؛ گذار گفتم، مسافرها وقتی تریاک استفاده میکردند، با یبوست برخورد میکردند و خیلی سخت بود. من مسافری را یادم میآید؛ یکی از رهجوهایم مسافری داشت که یبوست داشت و D.sap نبود. بعد که بنده خدا سفرش تمام شد و مصرف مواد و Ot همه چیز رفت کنار، بعد از دو یا سه ماه متوجه شد که سرطان روده دارد و به خاطر این که نتوانسته بود مشکلش را حل کند.
بعد آقای مهندس به فکر D.sap افتادند. خود D.sap و کرم D.sap وارد شد. دستور جلسه هفتگی هم هست. همه ما در مورد بیماریهایی که D.sap میتواند درمان کند، مشارکت میکنیم؛ در مشکلاتی که در روده و معده است، گوش است، چشمدرد است، بیماریهای تنفسی است و مهمترینش در زمان کرونا که بیماری کرونای خیلیها را درمان میکردند یا اصلاً جلوگیری میکرد که فردی مبتلا نشود یا اگر مبتلا شد، بتواند آن را درمان کند؛ عفونتهایی که در بدن به صورت مزمن قرار میگرفتند، آنها را درمان کند. من خودم تجربهای که از D.sap دارم، از آنجایی که مشکل گوش دارم، به خاطر همین خیلی با قرص دستوپنجه نرم میکنم. خیلی از روزهای زندگیام را فلج میکند و از طریق آخرین سیدی که دکتر امین قسمت D.sap داده بودند، استفاده کردم و الان تنها راهش همین است؛ از D.sap استفاده میکنم و داخل گوشم میریزم و واقعاً نتیجه میگیرم. در کنار اینها، آقای مهندس سالیان سال است، ده یا پانزده سال آخر، همیشه یک آرزو داشتند که کنگره۶۰ جهانی بشود و خارج از کشور هم برده بشود. و تنها راهی که میشد این علم به خارج از کشور برود، این بود که علم به صورت آکادمی و دانشگاه بشود و آن موقع همه پذیرای آن علم هستند. تنها راهش این است که از طریق ساخت یک دانشگاه، دانشگاهی که در قشم ساخته شد و الان در حال تجهیز کردن هستند.
یکی از بزرگترین آرزوهای آقای مهندس بود. هزینههای خیلی زیادی رویش شد و الان خدا را شکر، این آرزو را هم آقای مهندس دیدند و امیدوارم واقعاً افرادی که در این زمینه تلاش میکنند و خیلیها رفتند سراغ دوباره درس خواندن، فقط به خاطر همین که بتوانند این علم را جهانی کنند و به خارج از کشور هم برسانند. مقایسه روش تیپرینگ شربت تریاک و روش دوازده قدم معتادان گمنام برای درمان وابستگی تریاک. یعنی چه؟ یعنی آمده روش DST را با روشی که قسمتهای دیگر برای اعتیاد انجام میدهند، مقایسه کرده که کدام به درمان حقیقی دست پیدا میکنند، نه فقط ترک مهار کردن. سرطان پستان با روش کاهش مصرف Ot که این مدل هم در خیلی از کشورها پذیرفته شده و خیلی هم قدردانی کردند از آقای مهندس. ارائه بهترین مقالهها در زمینه تومورشناسی و زیستشناسی یعنی در زمینه تومور و مسائل زیستی انسانها، آقای مهندس مقاله دادند تأثیر روش DST بر بیماریهای زخمهای کولیت که به همایشهای آمریکا ارائه شد و اینجا هم با کمال میل پذیرفتند و از ایشان قدردانی شد.
آقای مهندس در مورد سرطان پستان سخنرانی داشتند؛ یعنی فقط مقاله نوشتاری نبود، سخنرانی کردند و آنجا هم همین. یک مقاله دیگر هم است که تأثیر D.sap در درمان بیماریهای آنفولانزا و بیماریهای تنفسی و کووید نوزده که همه آنها میتواند دستاوردهای آقای مهندس باشد. ولی تمام این دستاوردها در سایه یک موضوع فقط به دست میآید. این نظر خودم است که این که تغییر نگاه و تغییر نوع نگاه و تغییر جهانبینی در یک فرد صورت نگیرد، هیچکدام از این دستاوردها به دست نمیآید. تمام این دستاوردها در سایه جهانبینی بود؛ جهانبینیای که آقای مهندس هر هفته چهارشنبه ما عادت داشتیم که سیدیهایشان هر هفته میآمد، گوش میکردیم، با جان و دل. من نمیدانم چرا این چند روزه سیدیهایشان را گوش میکنم، جور دیگر به نظرم میآید. صدایشان، آهنگ صدایشان، جور دیگر به نظر میآید. این خاصیت انسان است دیگر. سعی میکنم غم نداشته باشم، ولی دارم و ما موظف هستیم از این نعمتی که خداوند به ما داده، منظورم همان سیدیها است، به نحو احسن استفاده کنیم و علمی که ایشان داشتند، بهعنوان یک نگهبان ازش پاسداری کنیم و به نسلهای آینده بسپاریم.
آقای مهندس، تو اندیشیدی، تجربه کردی، آموختی و راهی را ترسیم کردی برای ما که ناشناخته بود. از متد DST گفتی، از مسیری که در درمان اعتیاد، از لژیون ویلیام وایت برای رهایی از وابستگی به سیگار، از لژیون جونز برای آموزش رسیدن به تعادل در درون خود. از همه اینها گفتی، اما ما به آموزش اینها بسنده نکردیم. آقای مهندس، تو هم به آموزش بسنده نکردی و راه پژوهش را ادامه دادی. تجربهها را به نوشتار درآوردی و درباره جسم، روان و جهانبینی، پیچیدگیهای انسان سخن گفتی. در کتاب منطقه ۶۰ درجه زیر صفر تا چهارده مقاله از ادموند و هلیا، تا چهارده وادی برای رسیدن خود صحبت کردی و سرانجام به کاهش وزن و ساختمان جسم رسیدی. آثاری که هرکدام بخشی از اندیشه و تلاش توست در این سالها. و امروز، اگرچه خود در میان ما نیستی، ولی اندیشهات است، راهت است، نامت در دل ما زنده است.و در تاریخ بنویسید، ای انسانها، که بعضی از انسانها میروند، اما روشناییهایشان بهجا میماند و هرگز خاموش نمیشود.آقای مهندس، نهتنها دلمان و قلبمان، بلکه جانمان برای شما تنگ میشود.
مرحله ۳۰ سی دی

اهدای لوح تقدیر سردار


مرزبان کشیک: همسفر مهدیه
عکاس: همسفر زری رهجوی راهنما همسفر سارا(لژیون سوم)
تایپیست: همسفر ربابه رهجوی راهنما همسفر بتول(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مینا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی رازی
- تعداد بازدید از این مطلب :
373