English Version
This Site Is Available In English

در حقیقت هیچ خداحافظی وجود ندارد

در حقیقت هیچ خداحافظی وجود ندارد

جلسه پنجم از دوره سی‌و‌یکم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی حسنانی به استادی ایجنت محترم همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر ندا و دبیری همسفر الهام با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» روز سه‌شنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شاکرم که اجازه خدمت در این سیستم مقدس به من داده شد. امروز حال و هوای جلسه طبیعی نیست و همه یک غم مشترک داریم. سخن گفتن در مورد دستور جلسه و آقای مهندس سخت است. امیدوارم که طبق پیامی که خودشان داد‌ه‌اند، کمک کنند. از روی متن می‌خوانم که چیزی فراموش نشود: «در حقیقت هیچ خداحافظی وجود ندارد؛ چون پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است؛ اگر این سفر را با امید خدا و اراده و عزم راسخ با موفقیت به پایان برسانید، دیگر هیچ‌گاه بین ما خداحافظی وجود ندارد و تنها پیوند محبت ما را به هم متصل نگاه خواهد داشت، خواه ما در این حلقه از آفرینش باشیم، خواه هر کجای دیگر. هر زمان ما را صدا بزنید نزد شما هستیم و این در فکر نمی‌گنجد؛ باید تأمل نماییم.»

امیدوارم خود ایشان کمک کنند تا بتوانم با کمک شما جلسه خوبی را داشته باشیم. آقای مهندس بنیان کنگره۶۰ هستند. حدود ۳۰ سال از تأسیس این سیستم می‌گذرد. از زمانی که در خیابان کارگر جنوبی در کوچه مهدی‌زاده اولین شروع این سیستم بود و تنها چند نفر بودند؛ شاید برای من گفتن یک‌سری جملات راحت باشد. من امروز کتاب «عبور از منطقه۶۰ درجه زیر صفر» را که باز کردم بر پیشانی دفتر، صحبت‌های استاد امین را می‌خواندم. به همگی پیشنهاد می‌کنم بخوانید.

آقای مهندس متولد ۱۳۲۸ بودند. سال ۱۳۷۵ شروع به سفر کردند و تقریباً ۴۸ سالشان بود و آن همه فراز و نشیب در زندگی خود داشتند. وقتی شروع به سفر می‌کنند و انرژی‌هایی برای این‌که این سفر را به‌ بهترین نحو انجام بدهند مطمئناً از جای دیگری است؛ همان‌طور که ما بارها و بارها در نوشتارها می‌خوانیم کنگره۶۰ تحت هدایت و حمایت نیروی مافوق است و وقتی ۱۵ آذر سفرشان به پایان می‌رسد کاری می‌کنند که این متد و روش برای جهانیان ثبت شود.

شخصی که ۴۸ سال دارد و آن همه از دست دادن‌ها و سختی‌ها را تحمل کرده تا امروز بتواند درمان بشود را با یک فرد میانسال ۴۸ ساله مقایسه‌ می‌کنیم که این همه فراز نشیب داشته است؛ مطمئناً ابتدا زندگی خودش را سرو سامان می‌دهد؛ ولی آقای مهندس با توجه به فرزندانشان و شرایط سختی که داشتند اولین کاری که انجام می‌دهند پایه و بنیان کنگره۶۰ را می‌گذارند.

با مسافرم درباره «سریال مسافر» صحبت می‌کردیم. در آن زمان فکر می‌کنم ۲ یا ۳ سال بعد از رهایی ایشان بود و آقای مهندس حدود ۵۰ سال سن داشتند؛ ولی چه‌قدر مو و ریش‌هایشان سفید بود و من فکر می‌کردم که حدوداً ۶۰ سال دارند. استاد امین در قسمت بر پیشانی دفتر می‌فرمایند: «چه‌قدر موهای پدرم در این تخریب‌ها و حجم فشار کاری که روی ایشان بوده سفید شده است.»

امروز اگر ما در مورد دستاوردها و کشفیاتشان صحبت کنیم برای یک انسان که حدوداً ۷۶ سال عمر داشتند و همان‌طور که استاد امین در اطلاعیه‌شان فرمودند حدود 14 ساعت در روز کار می‌کردند، خیلی کم می‌خوابیدند و شاید خیلی از خستگی‌هایشان را هیچ وقت نشان نمی‌دادند. هر وقت پارک، آکادمی یا هر جایی که برای رهایی می‌رفتیم آقای مهندس خیلی قوی، پرقدرت و با انرژی برای همه بلند می‌شدند. ما هیچ وقت ضعف را در ایشان نمی‌دیدیم و این را به ما هم یاد دادند که ما شما را قوی می‌خواهیم و ضعیف نباشیم. در این سیستمی که از عصاره جانشان گذاشتند برای ما صحبت کردند، کتاب نوشتند و فرمودند: «صبور باشید، ناامید نباشید، رحمت خداوند را هیچ وقت نادیده نگیرید و اگر امروز در سختی هستید، مطمئن باشید سختی ادامه‌دار نیست.»

ما غم بزرگی داریم؛ ولی قرار نیست در این غم بمانیم. خدا را شکر کنگره را داریم. در CD آخر آقای مهندس به ما فرمودند: «قدردان و شکرگزار نعمت‌ها باشیم.» همین که ما در کنگره در کنار هم هستیم و این آموزش‌ها وجود دارد؛ باید قدردان باشیم؛ چراکه همدیگر را داریم، راهنمایان و لژیون‌ها هستند و نگهبان داده‌ها باشیم. آن چیزهایی که به ما داده شده است و آموزش‌هایی که ۳۰ سال آقای مهندس برای آن‌ها زحمت کشیدند؛ باید نگهبان آن برای آیندگان باشیم.

این همه پیام تسلیت از خارج و داخل کشور داریم. در اینستاگرام چه‌قدر دیده می‌شود و ما باید قدران باشیم و بدانیم که آقای مهندس چه‌قدر این سال‌ها از عصاره جان، زندگی و خانواده خودشان استفاده کردند تا بتوانند این مطالب را برای ما تهیه کنند. من که امروز می‌خواهم ۵ دقیقه استادی جلسه را بر عهده بگیرم چه‌قدر فکر می‌کنم که چه بگویم؛ ولی آقای مهندس هر هفته برای ما ۵۰ دقیقه صحبت می‌کردند. چه‌قدر باید بیدار باشند که چه مطلبی بگویند که تازه باشد، مطلب قبلی را نقض نکنند. تمام این موارد از انسان انرژی می‌گیرد و مطمئناً آن ۷۶ سال برای یک انسانی که این همه کار انجام می‌دادند زمان زیادی بوده و حجم بسیاری از انرژی ایشان گرفته می‌شده است. تعدادی از کارهای‌ ایشان را نوشته‌ام و امیدوارم بتوانیم بیشتر این انسان بزرگ را بشناسیم.

کتاب‌ها و جزوه‌های آقای مهندس، بنیان‌گذاری سیستم احیاء انسانی کنگره۶۰، سیستم احیاء خانواده‌ها (برای ما همسفران است که به درمان برسیم)، درباره کاهش وزن، لژیون‌های تغذیه، لژیون‌های درمان سیگار، برگزاری پارک‌ها و مسابقات ورزشی مثل تیروکمان، راگبی، استخرهای شنا و این‌ها همه آموزش‌هایی است که به ما دادند. زمانی‌که بیماری کرونا آمد چه‌قدر از عزیزان کنگره۶۰ با همین متد و D.sap که آقای مهندس زحمت کشیدند تا به درمان برسند و خدا را شکر آمار خیلی پایینی در مرگ‌ و میر داشتیم.

تأسیس چاپخانه، انتشارات کنگره۶۰، آزمایشگاه، تأسیس دانشگاه خوارزمی، مقالات و پژوهش‌هایی که انجام دادند و ارتباط‌هایی که خارج از کشور داشتند در جهت جهانی شدن کنگره۶۰ تلاش کردند. متد DST، درمان بیماری‌های صور پنهان، سرطان، ام‌اس، کولیت و خیلی بیماری‌های دیگر که در آینده بیشتر در بیان ژن‌ها می‌توانیم این بیماری‌ها را درمان کنیم. کتاب ادموند و هلیا، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، کتاب وادی‌ها ۱۴ عشق برای رسیدن به خود، باشگاه فرهنگی ورزشی، آزمایشگاه و تشکیل لژیون‌های سردار. امروز لژیون سردار را می‌دیدم و این اولین نشانه این بیداری است که چه‌قدر برای لژیون سردار آگاه‌تر آمده بودند و امیدوارم که بیدارتر و هوشیارتر در جهت حمایت از این مکان مقدس قدم برداریم. گلریزان نزدیک است، امیدوارم بتوانیم با این بیدار شدنمان در جهت اهداف آقای مهندس که در نوشتارها هر سال ایشان هدفی را تعیین می‌کنند، هدف‌های امسال ما هم مشخص باشد. در مورد تأسیس دانشگاه، آزمایشگاه و به تعادل رساندن اعضاء، تمام این موارد را آقای مهندس نقطه‌گذاری کردند که اگر زمانی هم نباشند هدف‌های کنگره مشخص است.

آقای مهندس می‌فرمایند: «کنگره به اشخاص وابسته نیست و اگر خواستید از من یاد کنید با علم و دانشم یاد کنید. من یک مدرس، استاد و دانشمند هستم. آقای مهندس برای ما آموزش‌ها را به یادگار گذاشته‌اند و من به عنوان یک همسفر شاید یک سال از زمانی‌که به کنگره آمدم برای درمان اعتیاد مسافرم گذاشتم و الان 12 سال است که به خاطر آموزش‌های جهان‌بینی آقای مهندس پابست کنگره شده‌ام. ایشان هیچ‌گاه نمی‌خواستند که از لحاظ عرفان و جهان‌بینی خودشان را برجسته کنند؛ زیرا درمان اعتیاد و بیماری‌ها در جهان نقطه کوری است و بارها فرمودند: «جهان هنوز از نظر درمان اعتیاد به نقطه صفر هم نرسیده است.» در یکی از مقالاتشان خواندم شخصی در آمریکا گفته بود که امیدوارم تا ده سال آینده بتوانیم شیشه را درمان کنیم، مسافر من ۱۵ سال است که مصرف شیشه ندارد و در کنگره درمان شده است. این‌ از معجزات کنگره است و ما معجزات زیادی دیده‌ایم.

آقای مهندس به خواست خداوند تا به این‌جا در کنار ما بودند و آموزش‌ها را به ما دادند از این به بعد هم صحبت‌ها و جانشین ایشان هستند و ما همه گوش به فرمان ایشان هستیم تا بتوانیم به بهترین شکل کنگره را راهبردی کنیم. در سی‌دی «آغاز و پایان» می‌فرمایند: «در این جهان برای افرادی که متولد می‌شوند جشن می‌گیرند و در جهان دیگر برای اشخاصی که از زمین دور می‌شوند و به معراج و به خداوند نزدیک‌تر می‌شوند جشن می‌گیرند و ما بر آن هستیم که فاصله خود را با خالق نزدیک‌تر سازیم.»

من در این دورانی که ایجنت شده‌ام ۴ یا ۵ نفر از راهنمایانمان تجلیل شده‌اند و ما همیشه می‌گوییم: «پایان موفق دوره خدمتشان را تبریک می‌گوییم.» همیشه خوشحالیم برای این‌که خدمتمان را با موفقیت تمام کرده‌ایم و امروز روزی باشد که ما به آقای مهندس تبریک بگوییم که پایان دوره خدمتشان در این بعد با موفقیت انجام شده و باقی کارها را به یارانشان سپرده‌اند و ان‌شاءالله که ما هم جز یارانشان هستیم و این محبت و عشق را در وجودمان حس می‌کنیم و در همه جا حضور آقای مهندس را در کنارمان حس می‌کنیم و بتوانیم تا ابد جزء یاران ایشان بمانیم.

دریافت نشان وادی هشتم همسفر فاطمه توسط راهنما همسفر معصومه (لژیون دوازدهم)

مرزبانان کشیک: همسفر فیروزه و مسافر احمد
تایپیست: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
ویرایش: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون چهارم) دبیر اول سایت
تنظیم و ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون مرزبانی) مرزبان خبری
همسفران نمایندگی حسنانی تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...