جلسه پنجم از دوره سوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما همسفر نرگس، نگهبانی همسفر مهدیه و دبیری همسفر نسرین با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی مهندس حسین دژاکام»روز سهشنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۱۵ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
با عرض سلام و احترام و ادب خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان. امیدوارم این حفرهای که در قلبها به وجود آمده به فرمان استاد امین، با عشق و محبت روزبهروز پر شود. شاید زمانی گوهری داشته باشیم و آن را در صندوقچهای پنهان کرده باشیم و زیاد به آن فکر نکنیم؛ اما وقتی دزدی میآید و آن گوهر را به یغما میبرد، تازه متوجه میشویم که چه گوهری را از دست دادهایم. آقای مهندس برای ما یک شخص نبود ایشان عزیز و دانشمندی بودند که چاشنی تمام کشفیات و آموزشهایی که داشتند، فقط عشق و محبت بود. یعنی هر کاری که ایشان انجام میدادند، وادی چهاردهم زمینه کارشان بود و بر همه ما فرض و واجب است که این راه را ادامه بدهیم تا در ادامه کار؛ حتی شده یک نفس بیاید و به درمان برسد. میدانم که همه ما غمگین و ناراحت هستیم؛ اما پریروز وقتی خانم شانی عزیز را در آغوش گرفتم و اشک میریختم به من گفت: «نرگس، مهمانی بابا را با اشک خراب نکن.» یعنی اقتدار و صلابت این خانواده فراتر از باور ماست. انشاءالله که بتوانیم در این مسیر خدمت کنیم و کشفیاتی را که آقای مهندس برای بشر امروز و آیندگان به ارمغان آوردهاند، روزبهروز حفظ کنیم.
کشف ایشان، کشف صورت مسئله اعتیاد بود؛ در زمانی که هیچکس باور نداشت فرد مصرفکننده یک بیمار است. شخص مصرفکننده یک مجرم شناخته میشد و باید از طریق قوه قضائیه به جرم او رسیدگی میشد. در آن زمان، طرح «والعادیات» بود که میگفت مصرفکننده، یک افیون بر روی کره زمین محسوب میشود و باید از روی کره زمین محو شود در آن زمان بود که همسر خواهر من، بهعنوان یک مصرفکننده، در دریاچه شور قم غرق شد و از بین رفت؛ یعنی اينکه شما نباید روی این زمین نفس بکشید. در آن زمان بود که آقای مهندس اعلام کردند که اعتیاد یک بیماری است و این بیماری باید به روش DST درمان شود. چقدر در آن زمان باور این مسئله سخت بود؛ اما آقای مهندس به این مسئله ایمان داشتند و در کتاب ۶۰ درجه هم درباره آن صحبت کردند و این مسئله را به دیگران هم آموزش دادند. در دل حل این صورت مسئله بود کسانی که سفر میکردند، بیماریهای جسمی دیگرشان هم نمودار شدند. مثلاً یکی در این سفر میگفت: کولیت روده داشته و درمان شده، دیگری میگفت: اماس داشته و درمان شده آقای مهندس در اینجا تفکر کردند و گفتند: یعنی چه اتفاقی میافتد؟ یک نفر، ده نفر، صد نفر و چندین نفر این مطلب را میگویند؛ پس یک معجزهای در این سفر هست. در آنجا بود که درمان خیلی از بیماریها کشف شد و مشخص شد که لاعلاج و پیشرونده نیستند؛ بلکه درمان دارند و درمان آنها هم روش DST است و با داروی OT لژیون ایکس تشکیل شد و عزیزانی که بیماری سرطان داشتند در این لژیون درمان شدند و درمان آنها فقط در ایران است. مثلاً درمان سه نوع سرطان خون که آمریکا با آن عظمتش در درمان آنها ناتوان مانده بود، در ایران و در لژیون ایکس، توسط آقای مهندس انجام شد. درمان چاقی لاعلاج و درمان اعتیاد لاعلاج بود و چه بودجههایی در کل دنیا صرف میکردند تا واکسنی تولید کنند که شخص با استفاده از آن، تمایلی به مصرف مواد مخدر نداشته باشد؛ اما آقای مهندس با درایت و القائات و الهاماتی که به ایشان شد، این روش را برای ما به یادگار گذاشتند. درمان دیگر ایشان در دوران کرونا بود. چیزی که برای همه ما به ارمغان آوردند، یک روش طلایی درمان کرونا با داروی دیسپ بود. آقای مهندس دارویی برای ما کشف کردند و در بین ما به امانت گذاشتهاند که این دارو ضدویروس، ضدمیکروب و ضدالتهاب بود. این دارو خوراکی است. شما اگر در علم پزشکی دیده باشید، داروهای ضدمیکروب و ضدالتهاب فقط در صورآشکار مورد استفاده قرار میگیرند؛ اما این دارو خوراکی بود. در دوران کرونا هم ما با استفاده از این دارو، در جلسات کنار هم بودیم و از محتوای آموزشی استفاده میکردیم و کسی دچار مشکل نمیشد.
یکی دیگر از شگفتیهای آقای مهندس، لژیون سردار است. ایشان میفرمودند: گنج در بیغولهها است. هیچکس به ما یاری نمیتواند برساند، الا خود ما. خودمان باید خودمان را توانمند کنیم و نیازمند ارگانهای دیگر، مؤسسات دولتی و خیرین نباشیم و برای خودمان یک سرپناه بسازیم. آقای مهندس برای خانمهای همسفر و خانمهای مسافر ارزش و احترام خاصی قائل بودند؛ چون من کنار دست ایشان بودم و میدیدم که برای خانمها حرمت خاصی قائل بودند و همیشه آقای مهندس از آنان دفاع میکردند و میگفتند این عزیزان در کنار خانواده، همسر، پدر، برادر و فرزندان، دچار این مشکل شدهاند. یادم میآید یک خانم مسافر پهلوان شده بود و برای اولین بار جرئت این را پیدا کرد تا در جلسه عمومی چهارشنبهها این مسئله را عنوان کردند. آنقدر در آن جلسه شور و شادی و شعف بود که خدا داند. آقای مهندس آنجا بغض کردند و اشک ریختند و اعلام کردند: من فرمانده شما هستم؛ ما جلوی شما نباید گریه کنیم؛ آنقدر خوشحال بودند که یک خانم مسافر این را تقبل کردند و گفتند جلوی تریبون و کنار بقیه اعضا اعلام شود. پس با اقتداری که اقای مهندس به ما دادند و آموزههایی که به ما آموزش دادند، بر ما تکلیف است که بتوانیم در خدمتی که داریم، صد خودمان را بگذاریم. شاید تا هفته پیش میگفتیم: حالا انجام میدهم؛ اما حالا قضیه فرق کرده است. در پیام استاد سردار گفتند: تا خداوند به که رخصت دهد. خداوند اجازه خدمت را برای هرکسی مهیا نمیکند. باید آنقدر اقتدار داشته باشیم که بتوانیم در این مسیر قدم بگذاریم؛ چه مالی، چه جانی و چه زبانی و بتوانیم در این شعب را باز نگه داریم و با جان و دل گوش به فرمان استاد امین باشیم و در شعب را باز نگه داریم تا شاید یک شخص بیاید و اینجا به درمان برسد.
مقالههایی که آقای مهندس در ژورنالهای خارجی در آمریکا، اروپا و در آسیا، به ثبت رساندهاند، بینظیر هستند. ایشان همیشه دوست داشتند، چون بزرگ بودند، با افراد بزرگ نشست داشته باشند. همین را هم زمان برای ایشان رقم زد و با پزشکانی که خارج از ایران هستند، نشستوبرخاست داشتهاند. آزمایشهایی که روی موشها انجام دادند و نتیجهای که گرفتند، ثبت جهانی شد. کتاب ۶۰ درجه به زبانهای عربی و انگلیسی ترجمه شد و انشاءالله به زبانهای دیگر هم ترجمه خواهد شد و به دست انسانهایی که نیازمند هستند، خواهد رسید. ما هم ادامهدهنده راه و رهرو ایشان خواهیم بود و این سیدیها و مطالبی را که آقای مهندس برای ما به یادگار گذاشتهاند، حفظ خواهیم کرد. همانطور که میفرمودند: اساتید من همیشه کنار من حضور دارند، ما هم ایمان داریم که دست آقای مهندس همیشه بالای سر کنگره است و نظارهگر تکتک اعمال ما هستند.


تایپیست: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر انسیه رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون هفتم)
تنظیم و ارسال: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر افسانه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
202