جلسه پنجم از دور سی و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شمس به استادی ایجنت محترم همسفر طاهره، نگهبانی همسفر زیبا و دبیری همسفر شیرین با دستور جلسه «دستاوردها و کشفیات جناب آقای مهندس» روز سهشنبه بیست و یکم مهرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سپاس خداوند عزوجل که به من قدرت داد امروز در خدمت شما باشم و خدمت کنم و مرا مستحق هدایت دانست. طبق صحبتهای استاد امین جانشین کنگره۶۰ ، اگر بخواهیم حق مطلب را در مورد جناب مهندس ادا کنیم، امروز باید در مورد دستاوردها و کشفیات ایشان صحبت کنیم. جناب مهندس همیشه اظهار داشتند که من دوست ندارم از من صوفی و عارف بسازید؛ بلکه از حرفهای من مواردی را به دیگران انتقال دهید که شاید باورش برای آنها سخت باشد و از دستاوردها و کشفیات و مقالات علمی بسیاری که دارم صحبت کنید تا مردم مرا بهعنوان یک پژوهشگر بشناسند، نه بهعنوان یک عارف.
زمانی که هرکدام از ما، حتی خودم، در تاریکی بودیم و از سختی زندگی و روزگار به هر دری میزدیم که رها شویم، آقای مهندس با تلاش و کوشش شبانهروزیشان، با پشتکار و استقامتی که خودشان و خانوادهشان داشتند، راه را به ما نشان دادند و مسیری را چراغانی و علامتگذاری کردند و برای ما بهعنوان میراثی ارزشمند به یادگار گذاشتند. امیدوارم همه ما بتوانیم در این مسیر بهخوبی و با دقت حرکت کنیم. آقای مهندس یک محقق، نویسنده، فیلسوف و دانشمند بلندمرتبه بودند. هرچقدر از صفات ایشان بگویم، کم است و نمیتوانم حق مطلب را ادا کنم. ایشان کتابهای بسیاری نوشتند؛ حتی میدانم که برخی از کتابهای ایشان هنوز به چاپ نرسیده است.
به خاطر دارم اوایل سال ۹۰، ۹۲، خیلی از کتابها را جمع کردند و گفتند که هنوز مردم آماده پذیرش این کتابها نیستند؛ چون مطالبش برای ما سخت و ثقیل بود. از کتابهایی که در اختیار ما قرار دادند، مثل «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، «چهارده مقاله»، «ادموند و هلیا» و کتاب «چهارده وادی یا عشق»، که خود همان کتاب عشق برای شخصی که هنوز وارد کنگره نشده است، کافی است تا بتواند مسیر زندگیاش را از طریق این کتاب پیدا کند و حرکت کند. در زمینه کاهش و تعادل وزن، کتاب «ساختمان جسم» یکی از بهترین کتابهایی است که جناب آقای مهندس نوشتند، به دست ما رساندند و بسیار از این کتاب، چه در داخل کنگره و چه در خارج کنگره استفاده شد.
آقای مهندس اندیشه، تلاش و تجربه کردند و برای ما و بسیاری از مردم دنیا، تا قبل از کشف متدDST، درمان اعتیاد ناشناخته بود. متدDST برای درمان افراد مصرفکننده مواد مخدر، محرک، الکل و سیگار و تمام این موارد است که تا قبل از کشفیات جناب آقای مهندس، برای هیچیک درمانی پیدا نشده بود؛ حتی میتوانیم بگوییم که اصلاً کاری برایش نکرده بودند؛ فقط یک مدت افراد را نگه میداشتند، بعد از مدتی رها میکردند و آنها هم به راه خودشان ادامه میدادند. تنها کسی که آمد و گفت افراد مصرفکننده بیمار هستند و درمان بیماری را من کشف کردم، جناب آقای مهندس حسین دژاکام بودهاند؛ اما ایشان فقط به آموزشها اکتفا نکردند، به تحقیقات شبانهروزیس خود ادامه دادند، مقالات بسیار زیادی نوشتند، بسیار وقت گذاشتهاند و از خانوادهشان به همراهی خانم آنی کماندار و آقای استاد امین در این مسیر کمک گرفتند.
درباره جسم، روان و پیچیدگیهای انسان، بسیار تحقیق کردهاند. درباره سرطان سینه، لنف و خون، متاستاز سرطان سینه، که در حال حاضر دنیا درگیر این سرطان است، جناب مهندس به نتایج بسیار بزرگی دست پیدا کردهاند و راهکار ارائه دادند. این تحقیقات را روی موشهای صحرایی آزمایش کردند و تا قسمتهای جانوری پیش رفتند؛ اما فرصت نشد که روی انسانها بتوانند آزمایش کنند. با ابداع روشDST و کشف شربتOT و D.SAP، نهتنها در مورد اعتیاد به نتایج بسیار شگفتانگیزی رسیدند؛ بلکه در مورد بیماریهای صعبالعلاج کولیت اولسراتیو، صرع، اماس و زگیل تناسلی که بسیار شایع است، جناب آقای مهندس توانستند با D.SAP درمان کنند.
در سالی که کووید ۱۹ شیوع پیدا کرده بود، افراد با D.SAPدرمان میشدند. بیماری سارس یا التهاب ریه که آن هم با D.SAP و بخورهای آن درمان صورت میگرفت. خاطرتان هست در آن زمان که کرونا شیوع پیدا کرده بود، عفونت را از ریهها خارج میکردیم. ایشان در دوران جوانی، با اختراع چشم الکترونیکی، کارگرانی را نجات دادند؛ در کارخانهها که بسیار قطع عضو میشدند و انگشتان دست خود را از دست میدادند، چشم الکترونیک را برای خدمت به مردم اختراع کردند. سالها دور از مردم بودند و کارخانهشان، اگر اشتباه نکنم، در سیستان و بلوچستان بود. زحمت بزرگی برای بشریت و کارگران عزیز مملکت کشیدند. با ابداع متد DST و دارویOT، جان بسیاری از افراد را در جایجای دنیا نجات دادند.
بارها شنیده بودیم که افرادی با تزریق مواد مخدر از دنیا رفته و اوردوز کردند، یا به حالت جنون رسیدند، درگیر بیماریهای روانی شدند، در بیمارستانهای روانی بستری شدند و گاه خودکشی کردند. خوشا به حال ما که در زمانی زیست کردیم که آقای مهندس بودند، توانستیم از حضور ارزشمند و راهنماییهای ایشان استفاده کنیم، رهنمودهایشان را سرلوحه کار خود قرار دادیم، به اوامر و صحبتهایشان گوش کردیم و از سیدیها و کتابهایشان استفاده کردیم. خدا را شکر، آرامش و آسایشی که هرکدام از ما داریم، مدیون زحمات بیوقفه جناب آقای مهندس هستیم. امیدوارم که بتوانیم از این الگوی بزرگ، کمال استفاده را داشته باشیم، در زندگیمان جاری کنیم و از آن بهرهمند شویم.
در حال حاضر، مسئولیت و وظیفه ما بسیار سنگینتر از زمانی شده که ایشان در قید حیات بودند؛ زیرا باید بتوانیم به بهترین و درستترین وجه، از آموزهها و فرمودههای ایشان و تمام آن میراثی که برای ما بهجا گذاشتند، از کتب و جزوات ایشان استفاده کنیم تا بتوانیم دست دیگران را بگیریم و به افراد دیگر جامعه هم کمک کنیم.
کلام آخر: آقای مهندس، اندیشهاش باقی است، نامش ادامه دارد و یادش در دلها زنده خواهد ماند. در تاریخ بنویسند، بعضی انسانها میروند؛ اما روشناییای که در دلها باقی میگذارند، هرگز خاموش نمیشود.

مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر احسان
تایپیست: همسفر ربابه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هشتم)
عکاس، ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر معصومه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شمس
- تعداد بازدید از این مطلب :
255