جلسه چهارم از دور بیست و هفتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دهخدا با استادی راهنما مسافر محمود ، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر رحمان با دستور جلسه " دست آوردها وکشفیات مهندس دژاکام " سهشنبه 21 مهر ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

صحبت کردن سخت است؛ وقتی کسی از میان ما رفته باشد، انسان نمیتواند به راحتی کلمات را جاری کند. من میخواهم تبریک بگویم به مهندس بخاطر رهاییش و تسلیت بگویم به خودمان که واقعاً هنوز داغیم و نمیدانیم دقیقاً چه کسی را از دست دادهایم. آقای مهندس برای همه ما، بهنوعی یک پدر معنوی بود.غم از دست دادن ایشان برای ما بسیار سنگین و دشوار است. مسیر و راهی که برای ما ترسیم کردند همیشه ادامه دارد و ما به عنوان یک «رهجو»، ادامه دهنده راه ایشان هستیم. در مورد دست اوردهای آقای مهندس، من آنها را به دو بخش تقسیم میکنم: بخش اول، دست اوردهای علمی و فیزیکی است که کاملاً آشکار هستند؛ کافی است در اینترنت یا سایتهای علمی جستجو کنیم تا این دست اوردها برای همه روشن شود. اما بخش دوم، دست اوردهایی است که برای من و شما ملموس است؛ یعنی آن دست اوردهای معنوی که با گوشت و پوست و استخوان ما عجین شده است.شاید بسیاری از ما درک نکنیم که با انتشار یک مقاله یا چاپ یک پژوهش علمی قرار است چه اتفاقی در آینده بیفتد، اما یقین دارم که در آینده، بسیاری از بیماریها به واسطه این مقالات و آزمایشها درمان خواهند شد. اما امروز، آنچه برای ما ملموس و اثرگذار است، آن اتفاقات معنوی و تغییراتی است که در زندگی ما رخ داده است.
بزرگترین دستاورد ایشان، خودِ وجودِ آقای مهندس و ایجاد «کنگره ۶۰» است. اگر ایشان خود را از دل آن تاریکی بیرون نمیکشید، شکوفا نمیشد و خودش را پیدا نمیکرد، امروز اصلاً چنین مسیری و چنین کنگرهای وجود نداشت. همچنین بزرگترین دستاورد ایشان، آن پیوند عمیقی است که با جامعه محققان و افراد برقرار کردوعشقی است که در اینجا جاریست، بهگونهای که فرد با هزاران مشکل از دنیای بیرون میآید، اما اینجا وقتی کسی او را در آغوش میگیرد، تمام مشکلاتش فراموش میشود. برای من، بزرگترین دست اورد ایشان، تبدیل شدن به یک «سند زنده» برای همه ماست؛ برای تمام راهنماها و خدمتگزاران. واقعاً ما با علم و دانشِ صرف کاری نداریم، بلکه با اتفاقاتی روبرو هستیم که علم از تحلیل آنها قاصر است. ما از این نوع دستاوردها صحبت میکنیم که آقا مهندس با ما چه کرد. به واسطه همین دستاوردها، مسئولیت همه ما سنگینتر شده است تا ادامه دهنده راه او باشیم. از روزی که شنیدم ایشان از دنیا رفتهاند، احساس کردم مسئولیتم بسیار سنگین شده است. کسی که بهترین دوران عمرش را در تاریکی و اعتیاد گذرانده باشد، تازه وقتی رها میشود میخواهد زندگی را شروع کند. ایشان بهترین دوران عمر خود را در خدمت به بند گان خداونیازمندان گذاشت. ایشان چه عشقی به ما داده است؟ من که در زمان اعتیاد، صبحها با فکر این که چگونه میتوانم به دیگران آسیب برسانم یا کلاه سر کسی بگذارم،ازخواب بیدارمیشدم؛ امروز از کار، از زندگی و از مال خود میگذرم و میآیم اینجا، در حالی که هیچ چشمداشتی ندارم و خدمتگزار هستم. اگر این دست اورد نیست، پس چیست؟ این دست اوردها، ذره ای از عشق است که در دل تک تک ما کاشته شده است

. من پیش از این نمیدانستم عشق چیست یا چرا باید دیگران را دوست داشته باشم، اما امروز وقتی صبح از خواب بیدار میشوم، اولین چیزی که میگویم این است: «خداوندا، این قدرت و توان را امروز به من بده تا به بندگان بیشتری خدمت کنم.» این حس از کجا آمده است؟ من کسی بودم که شبهارا تا صبح درحال مصرف مواد می گذراندم، اما امروز به کسی تبدیل شدهام که اگر لباس یا شلوارم اتونداشته باشد، آن را نمیپوشم؛ چون برای خدمت، با عزت نفس و با وقار حضور مییابم. این تغییر، یک معجزه است. این معجزه را از تلاشهای ایشان و آن مسیری که با خوندل طی کردهاند، میتوان گرفت. ایشان به آنچه لایقش بود رسید. ایشان در اوج و در مسیر خدمت بودند. فکر کنید، کسی که در زمان اعتیاد، خانواده اش حتی به او نگاه تحقیرآمیز داشتند، امروز به کجا رسید؟ اینها فقط یک موفقیت ساده نیست، اینها دستاورد بزرگ انسانی است.وظیفه و مسئولیت ما این است که از آموزهها ی ایشان بهترین استفاده را ببریم وافتخار میکنیم که میتوانیم ذرهای ازآموزشهای بزرگ ایشان را یاد بگیریم. شاید امروزجای خالی ایشان را حس نکنیم.ولی با اولین بار رفتن به تهران متوجه میشویم که چه انسان بزرگی را از دست داده ایم مهم این است که چگونه با این اتفاقات روبرو میشویم. انشاءالله که مانند یک کنگره ای، با عملکردی درست، در این مسیر ادامه دهیم و با ثابت قدم بودن، مسیر روشنی که ایشان برای ما ترسیم کردند را به خوبی ادامه دهیم.

- تعداد بازدید از این مطلب :
103