English Version
This Site Is Available In English

زندگی یک سفر است و پایانی وجود ندارد

زندگی یک سفر است و پایانی وجود ندارد

جلسه دوم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا به استادی ایجنت همسفر نسرین، نگهبانی همسفر هاجر و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکر هستم که یک روز دیگر اجازه داد تا در نمایندگی حضور داشته باشیم و از آموزش‌های کنگره برخوردار شویم. از نگهبان، دبیرشان و مرزبانان سپاسگزارم که به من اجازه دادند تا در این جایگاه از شما عزیزان آموزش بگیرم. ما امروز در حال بزرگداشت مردی هستیم که از قلب‌های تک‌تک ما وارد شد و ردپای بیداری و آگاهی را در قلب هرکدام از ما کاشت. میراثی را برای ما به ارث گذاشت که این میراث تا دنیا دنیا است، در وجود تک‌تک ما و آن‌هایی که بعد از ما می‌آیند وجود دارد و تمام‌شدنی نیست. تا زمانی‌که مادری آگاه است و بچه‌اش را با آگاهی بزرگ می‌کند، نور بیداری و آگاهی این مرد بزرگ درون همه ما وجود دارد.

این مرد امروز سفر کرده است؛ همان‌طور که به ما یاد داد زندگی یک سفر است و پایانی وجود ندارد. پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. پایان سفر ایشان، آغاز سفری به‌مراتب پربارتر است. ما اعضای کنگره امروز درد بزرگی را همگی در قلب‌هایمان حس می‌کنیم؛ دردی بسیار سنگین که فقط خود ما سنگینی آن را می‌دانیم. هیچ‌کس نمی‌تواند بداند که این درد چقدر زیاد است؛ ولی این درد نباید، خدایی نکرده حرکت ما را سست کند و به‌جای این‌که به نبودن آقای مهندس فکر کنیم، باید به آن چیزهایی فکر کنیم که به ما آموختند.

ایشان به ما آموختند که مسیر زندگی چه مسیری است. سفری است که آمده‌ایم و یک روز هم این سفر تمام می‌شود و می‌رویم. مهم، ردی است که از خودمان به‌جای می‌گذاریم؛ همان‌ ردی که خودشان از خودشان به‌جای گذاشتند و در تمام هستی ماندگار است. اکنون زمان آن است که من نسرین، من رهجو، باید آزمون پس بدهم. باید سخت‌ترین آزمون زندگیم را پس بدهم و ببینم آیا می‌توانم آموزش‌هایی را که گرفته‌ام در زندگی‌ام عملی کنم؟! آیا می‌توانم چراغی را که به دستم دادند، به دست انسان‌های دیگر بدهم و در مسیر آگاهی انسان‌های دیگر قدم بردارم؟! آیا می‌توانم به داد انسان‌های دیگر برسم؟!

من هیچ‌گاه چهره آقای مهندس را وقتی روزهای چهارشنبه نشسته بودند، یک نفر می‌آمد و اعلام رهایی می‌کرد فراموش نمی‌کنم. اصلا چهره‌ و دست زدنشان را فراموش نمی‌کنم. یعنی این‌ها بهترین لحظات زندگی‌شان بود. حالا این چه درسی به من می‌دهد؟ به من درس می‌دهد که تمام تلاشت را بکن تا این علم بی‌بدیل به تمام جهان هستی گسترش پیدا کند و به همه انسان‌ها برسد و تا می‌توانی با قلمت، قدمت، کلامت، مالت و هر چیزی در راه گسترش این علم است تلاش کن.

آقای مهندس برای ما میراث ارزشمندی به‌جای گذاشتند: کتاب ۶۰ درجه زیر صفر. ایشان دانشمند بی‌بدیلی هستند که شاید هستی نتواند به این زودی‌ها مثل ایشان را ببیند. کتاب ۶۰ درجه زیر صفر، کتاب ۱۴ مقاله که یک رفرنس دانشگاهی برای اعتیاد است، کتاب ۱۴ وادی برای رسیدن به خود یا همان کتاب عشق که قدم‌به‌قدم، زندگی کردن را در صورت کاربردی کردن، به تک‌تک ما می‌آموزد، کتاب حال شما چطور است؟ و کتاب ادموند و هلیا که داستان آفرینش و هدف از خلقت را برای ما مشخص می‌کند.

و معجزه آخرشان، کاهش وزن بود که حتی ما در نمایندگی خودمان و در تمام کنگره، اثر این کتاب را بسیار زیاد دیده‌ایم. آقای مهندس نزدیک به هزار سی‌دی دارند که همیشه در کنارمان هستند. یعنی جدایی بین ما و آقای مهندس وجود ندارد. شاید از نظر فیزیکی نتوانیم ایشان را ببینیم؛ اما ایشان در جای‌جای زندگی‌های ما در سلول‌به‌سلول بدنمان و در تمام افکار و اندیشه ما جای دارند.

یکی دیگر از معجزاتی که برای ما و برای هستی انجام دادند، D.Sap بود که بیماری‌های زیادی را درمان کرد. خود من از زمانی که به کنگره آمدم، پنج یا شش سال است که دیگر رنگ دکتر را ندیده‌ام و خیلی از ما این‌گونه هستیم. یک معجزه دیگرشان، تغییر بیان ژن بود که در علم پزشکی تا به حال سابقه نداشته است که کسی بتواند بیان ژن‌ها را تغییر بدهد.

پس اگر ما اینجا هستیم، اگر رهروان آقای مهندس هستیم و اگر آقای مهندس را دوست داریم، باید بدانیم که لحظه‌به‌لحظه با ما هستند. باید تمام تلاشمان را بکنیم که این علم همه‌گیر شود و بتوانیم دست انسان‌ها را بگیریم و این راه، ان‌شاءالله پررهرو باشد؛ اگر نه از احساسات همه شما خبر دارم. ما همگی مثل هم هستیم و با حال خراب به کنگره آمدیم. هر چیزی که داریم، مدیون این مرد بزرگ هستیم.

برای دکتر امین، خانم آنی بزرگ، خانم آنی کمان‌دار، خانم شانی و تمام دیده‌بانان عزیزی که سعی می‌کنند این پرچم را بالا نگه دارند و در راه پیشبرد اهداف آقای مهندس زحمت می‌کشند، آرزوی توفیق دارم.

مرزبان کشیک: همسفر سمیرا
تایپیست: همسفر فرناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هفتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیرا
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...