اولین جلسه از دوره دوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی "آذر تبریز" با استادی مسافر امیر، نگهبانی مسافر ابوذر و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه "کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس" روز یکشنبه ۱۹ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.
سخنان استاد:

در رابطه با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس دژاکام»، اگر بخواهم به برخی از دستاوردهای علمی ایشان که در حال حاضر به ذهنم میرسد اشاره کنم، یکی از مهمترین آنها ابداع متد DST است که برای درمان اعتیاد، درمان اضافهوزن و کاهش وزن و همچنین درمان وابستگی به سیگار مورد استفاده قرار میگیرد. از دیگر دستاوردهای ایشان میتوان به کشف دیسپ «D.Sap» و ساخت دانشگاه خوارزمی قشم اشاره کرد. همچنین ارائه مقالات معتبر به دانشگاههای بینالمللی و دستاوردهای علمی دیگر نیز از جمله مواردی هستند که میتوان به آنها پرداخت. البته در حال حاضر حضور ذهن کافی نداشتم و فرصت نکردم درباره این موضوع بیشتر تحقیق و بررسی کنم. استاد امین در یکی از ویدئوهای خود فرمودند که در کنار صحبت درباره دستاوردهای علمی آقای مهندس دژاکام، بهتر است از تأثیراتی که کنگره ۶۰ بر زندگی ما گذاشته است نیز صحبت کنیم. یکی از مهمترین تأثیرات کنگره بر زندگی من، درمان اعتیادم و بازگشت آرامش به زندگیام بود. درمان اعتیاد برای من اتفاق بسیار بزرگی بود؛ زیرا با آن، حال خوش دوباره به زندگیام بازگشت. این تغییر تنها به خودم محدود نمیشد، بلکه بر زندگی خانوادهام نیز تأثیر گذاشت. اعضای خانوادهام، بهویژه پدر و مادرم، پیش از آن آرامشی را که باید در زندگی تجربه میکردند، نداشتند. شاید از اعتیاد من اطلاع دقیقی نداشتند، اما در زندگیمان آرامش چندانی وجود نداشت. از زمانی که به مسیر درمان وارد شدم و بهتدریج به درمان نزدیک شدم، حالوهوای زندگیمان تغییر کرد و بسیاری از مسائل و شرایط زندگی ما دگرگون شد. با درمان اعتیاد من، حال روحی و شرایط زندگی پدر و مادرم نیز بسیار بهتر شد. یکی دیگر از دستاوردهای من مشکلاتی بود که در دوران مصرف با آن مواجه بودم، کند شدن ذهنم بر اثر مصرف مادهای بود که استفاده میکردم؛ مادهای که گل نام دارد. این موضوع باعث شده بود حتی صحبت کردن نیز برایم دشوار شود. واقعاً توانایی کلامی مناسبی نداشتم و حرف زدن برایم بسیار سخت بود. بهخصوص در جمع، پس از گفتن چند کلمه، ذهنم یاری نمیکرد که بحث را ادامه دهم. هرچند ممکن است هنوز بخشی از این مشکلات باقی مانده باشد، اما در کنگره ۶۰ توانستم بسیاری از تواناییهای ازدسترفتهام را دوباره به دست بیاورم و تغییرات زیادی را در خودم تجربه کنم. موضوع دیگری که در دوران مصرف بهشدت تحت تأثیر قرار گرفته بود، شخصیت و نوع نگرشم به زندگی بود. در آن دوران، بیشتر به خودم و منافع شخصیام فکر میکردم و توجه چندانی به دیگران نداشتم. این خودمحوری باعث میشد رفتارها و تصمیمهای من به اطرافیانم آسیب برساند. برای مثال، در محیط کار، تمام توجه من به درآمدی بود که قرار بود از آن کار به دست بیاورم و اینکه بتوانم هزینههای مصرف و تهیه مواد مصرفیام را تأمین کنم. در جامعه نیز به دلیل اینکه تنها به منافع خودم فکر میکردم، ممکن بود به دیگران آسیب برسانم و پیامد رفتارهایم را در نظر نگیرم. اما در کنگره ۶۰ آموختم که هر عملی بازتابی دارد؛ چه خیر باشد و چه شر. هر انسانی باید بداند که اعمال و رفتارهایش پیامدهایی دارند و این پیامدها میتوانند به زندگی خود او بازگردند. به همین دلیل، اکنون سعی میکنم این موضوع را سرلوحه زندگی خود قرار دهم و تا جایی که میتوانم برای جامعه و اطرافیانم منشأ خیر باشم، نه شر. این نگرش یکی از تغییرات مهمی است که در مسیر حضورم در کنگره و حرکت بهسوی درمان در من شکل گرفته است. از دیگر تغییرات مهمی که در زندگی من به وجود آمد، بهبود وضعیت خوابم بود. در دوران مصرف، خواب من کیفیت مناسبی نداشت. به این صورت که فقط چشمهایم را میبستم و احساس نمیکردم که واقعاً خوابیدهام. تنها چیزی که تجربه میکردم، این بود که چشمهایم را میبستم و صبح دوباره آنها را باز میکردم؛ بدون اینکه احساس کنم خستگی از بدنم خارج شده یا جسمم فرصت کافی برای ترمیم و بازیابی پیدا کرده است. در واقع، خواب هیچ تأثیری در بهتر شدن حال من نداشت و انگار اصلاً استراحت نکرده بودم. حتی اگر کسی از جلوی در اتاقم عبور میکرد، متوجه میشدم و چشمهایم را باز میکردم تا ببینم چه کسی از آنجا رد شده است. بیشتر اوقات نیز از شدت ترس، ناگهان از جایم میپریدم. این وضعیت نشان میداد که آرامش و امنیت روانی لازم را حتی در زمان استراحت نیز نداشتم. از طرف دیگر، وضعیت جسمی، بدن و چهرهام نیز بهشدت آسیب دیده بود و روزبهروز شرایط نامناسبتری پیدا میکرد. در اوج دوران مصرف، وزنم به ۴۶ کیلوگرم رسیده بود.


این کاهش شدید وزن و تغییرات ظاهری باعث شده بود که خانواده، فامیل و دوستانم متوجه مصرف من شوند. در نتیجه، وجهه اجتماعی و خانوادگیام نیز آسیب دیده بود. خوشبختانه، در کنگره ۶۰ توانستم بهتدریج بسیاری از این موارد را دوباره به دست بیاورم و تغییرات ارزشمندی را در زندگیام تجربه کنم. آرامش، حال خوش، توانایی برقراری ارتباط، بهبود وضعیت خواب و توجه بیشتر به دیگران، از جمله دستاوردهایی هستند که در مسیر درمان برایم حاصل شدهاند. برای من، این تغییرات تنها به درمان اعتیاد محدود نمیشوند، بلکه به معنای بازگشت تدریجی به زندگی و پیدا کردن نگرشی متفاوت نسبت به خودم، دیگران و جامعه هستند. وقتی به مجموعه این تغییرات نگاه میکنم، متوجه میشوم که دستاوردهای آقای مهندس دژاکام و روش درمانی کنگره ۶۰ تنها به درمان اعتیاد محدود نمیشود؛ بلکه این مسیر میتواند زمینهساز تغییر در وضعیت جسمی، عملکرد ذهنی، توانایی برقراری ارتباط، کیفیت خواب، نگرش و رفتار انسان و حتی شرایط روحی و آرامش خانواده او باشد. من این تغییرات را در زندگی خود تجربه کردهام و به همین دلیل، ارزش این دستاوردها را فراتر از رهایی از مصرف مواد میدانم. در پایان، لازم میدانم اشاره کنم که امروز به دلیل شرایط روحی نامساعدی که دارم، حضور ذهنم مانند همیشه نیست و نمیتوانم افکارم را بهخوبی متمرکز کنم؛ به همین دلیل، نتوانستم آنطور که شایسته این دستور جلسه است، تمام مطالب و دستاوردهایی را که در ذهن دارم به یاد بیاورم و بهطور کامل درباره آنها صحبت کنم. امیدوارم در فرصتی دیگر بتوانم با تمرکز بیشتر، مطالب و تجربههای بیشتری را در این زمینه بیان کنم.
تهیه گزارش: مسافر رضا
ارسال مطلب: مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
118