English Version
This Site Is Available In English

هرچه آموزش بیشتری می‌گیریم، مسئولیت ما هم بیشتر می‌شود

هرچه آموزش بیشتری می‌گیریم، مسئولیت ما هم بیشتر می‌شود

چهارمین جلسه از دور دهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ بروجن با استادی ایجنت محترم مسافر وحید، نگهبانی مسافر ابراهیم و دبیری مسافر چنگیز با دستور جلسه « کشف متد DST ودستاوردهای علمی اقای مهندس »روز یک‌شنبه ۱۹ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، وحید هستم، یک مسافر.

خدا را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم و در خدمت شما عزیزان هستم. راستش خودم هم نتوانستم آن‌طور که باید درباره دستور جلسه مطالعه کنم، به‌خصوص با توجه به اتفاقی که افتاد و من صبح پنجشنبه از آن باخبر شدم. فکر می‌کنم همه بچه‌های کنگره، به‌خصوص سفر دومی‌ها و خدمتگزارها، ناراحت و نگران شدند؛ چون همه می‌دانیم چقدر مدیون آقای مهندس هستیم. اما وقتی ویس استاد امین، جانشین بنیان کنگره، را گوش کردم، خیلی امیدوار شدم. ایشان تأکید کردند که احساسات ما باید همراه با تفکر باشد و باید به‌جای تصمیم‌گیری احساسی، درباره دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنیم و این مسیر را ادامه بدهیم.

اگر قرار باشد از روی احساسات کلیپی منتشر کنیم، به تهران برویم یا کاری انجام بدهیم که با اهداف کنگره هماهنگ نباشد، ممکن است از مسیر اصلی منحرف شویم. استاد امین گفتند خواسته‌های شخصی‌مان را کنار بگذاریم و در مسیر اهداف کنگره حرکت کنیم. در پیام‌های کنگره هم می‌خوانیم که این مجموعه با راهنمایی نیروهای مافوق و توکل بر قدرت مطلق الله به مسیر خودش ادامه می‌دهد.  اساس متد DST حرکت تدریجی است؛ یعنی انسان با رعایت اصول درمان، آموزش گرفتن و حرکت در مسیر درست می‌تواند از شرایط سخت بیرون بیاید.

من با حال بسیار بدی برای درمان اعتیاد به کنگره آمدم. شب‌ها کابوس می‌دیدم و بیشتر شب‌ها نمی‌خوابیدم.  سعی کردم آموزش‌های راهنمایم و بزرگ‌ترهای کنگره، به‌ویژه آقای مهندس، را در زندگی‌ام عملی کنم. خدا را صد هزار مرتبه شکر می‌کنم؛ چون هیچ‌کس از شرایط زندگی دیگری خبر ندارد و نمی‌داند چه گذشته‌ای داشته یا با چه مشکلاتی روبه‌رو بوده است. من از آموزش‌های کنگره یاد گرفتم که اعمال انسان پیامدهای خودشان را دارند. همان‌طور که کارهای خطرناک می‌توانند به جسم انسان آسیب بزنند، مصرف مواد مخدر هم تعادل بدن را بر هم می‌زند. من هفت یا هشت سال در تاریکی بودم و گاهی فکر می‌کردم این سال‌ها از دست رفته‌اند؛ اما وقتی در مسیر آموزش قرار گرفتم، فهمیدم تجربه‌های سخت گذشته هم می‌توانند به درد آینده‌ام بخورند. انسان برای بیرون آمدن از تاریکی باید گردنه‌های پرپیچ‌وخم را طی کند و با راهنمایی راهنمای خودش حرکت کند.

عشق و محبتی که به آقای مهندس داریم، به خاطر تغییراتی است که در زندگی‌مان اتفاق افتاده است. وقتی در کنگره به مسیرم ادامه دادم، خدمتگزار شدم و بعد جایگاه راهنمایی را تجربه کردم، متوجه شدم آن سال‌های سخت می‌توانند به تجربه‌هایی ارزشمند تبدیل شوند. به اعتقاد من، دستاوردهای کنگره فقط به درمان اعتیاد محدود نمی‌شود. درمان اعتیاد، درمان سیگار و درمان اضافه‌وزن، دستاوردهای بزرگی هستند؛ اما اصل داستان، احیا شدن انسان و تغییراتی است که در درون او اتفاق می‌افتد. برای مثال، اینکه یک خانواده دوباره دور هم جمع شوند، کنار یک سفره بنشینند و روابطشان مستحکم‌تر شود، اتفاق بسیار بزرگی است. گاهی شخص اعتیادش را درمان می‌کند، اما فکر می‌کند همه باید از او قدردانی کنند؛ درحالی‌که درمان اعتیاد تازه قدم اول است. انسان باید یاد بگیرد مسئولیت‌پذیر باشد، خودش را بشناسد و در روابطش تغییر ایجاد کند.اینکه من متوجه شوم منیت دارم یا از کجا ضربه می‌خورم، به آموزش نیاز دارد. کنگره بستری فراهم کرده است که انسان بتواند خودش را بهتر بشناسد و برای تغییر تلاش کند.

اگر به ساختار کنگره نگاه کنیم، عظمت کار آقای مهندس را بهتر درک می‌کنیم. سیستم ایجنت و مرزبانی، لژیون‌ها، راهنماها و خدمتگزارها در کنار هم قرار گرفته‌اند و هرکدام مسئولیتی بر عهده دارند. افراد بدون دریافت هزینه، وقت و توانایی خود را برای خدمت می‌گذارند تا این مجموعه بتواند به مسیرش ادامه بدهد. اینجا علاوه بر درمان، دوست و رفیق پیدا می‌کنیم، از راهنمایی افراد باتجربه بهره می‌بریم و در میان آشفتگی‌های زندگی، مسیرمان را پیدا می‌کنیم. این ساختار و آموزش‌ها از دستاوردهای ارزشمند کنگره هستند. نکته‌ای که برای من اهمیت دارد، این است که هرچه آموزش بیشتری می‌گیریم، مسئولیت ما هم بیشتر می‌شود. صحبت‌های استاد امین به من یادآوری کرد که احساساتمان نباید باعث شود هدف اصلی را فراموش کنیم.

همه ما در کنگره یک حس مشترک داریم. یکی از راهنماها می‌گفت همه ما از یک طایفه هستیم. با وجود تفاوت در گذشته و شرایط زندگی، همین حس مشترک ما را به یکدیگر نزدیک می‌کند و حول آموزش‌های کنگره و آقای مهندس جمع می‌کند. باید مراقب باشیم که ناراحتی‌ها و خواسته‌های لحظه‌ای ما را از مسیر خارج نکنند. اگر به دلیل ناراحتی خدمت خودمان را کنار بگذاریم یا به‌خاطر نبودن یک مسئول، از انجام وظایفمان خودداری کنیم، در واقع هدف را فراموش کرده‌ایم. هدف ما سلامتی، درمان اعتیاد و سیگار و حرکت در صراط مستقیم است. هدف در سفر دوم هم خودشناسی است. باید گذشت کردن را یاد بگیریم و از وقت و مال خودمان برای دیگران بگذریم. کنگره با مشارکت اعضا، انفاق و حضور خدمتگزاران به مسیر خودش ادامه می‌دهد.

یادم می‌آید آقای مهندس در مراسم گلریزان گفته بودند کنگره را طوری برنامه‌ریزی کرده‌اند که اگر روزی ایشان حضور نداشتند، مجموعه بتواند به بهترین شکل مسیرش را ادامه بدهد. این مسئولیت بر دوش تک‌تک ماست؛ از سفر اولی‌ها تا سفر دومی‌ها و همه خدمتگزاران. به نظرم خوب است دوستان سی‌دی‌های قدیمی آقای مهندس، به‌ویژه سی‌دی «پادشاه و کنیز»، را هم گوش بدهند. در این آموزش‌ها می‌توانیم ببینیم که نفس اماره چگونه انسان را از مسیر درست دور می‌کند. گاهی از خودم می‌پرسم آیا من همان آدم ده سال پیش هستم؟ وقتی به تغییرات زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم آموزش‌های کنگره چه تأثیری بر من گذاشته‌اند و چقدر مدیون آقای مهندس و همه خدمتگزاران هستم. در پایان، امیدوارم هیچ اتفاقی باعث نشود هدفمان را فراموش کنیم یا از زیر بار مسئولیت خودمان شانه خالی کنیم. باید احساساتمان را با تفکر همراه کنیم، به آموزش‌ها پایبند بمانیم و هرکدام در جایگاه خودمان به ادامه مسیر کمک کنیم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، بسیار ممنونم. متشکرم.

سیستم صوتی: مسافر امیر لژیون پنجم

تایپ: مسافر میلاد لژیون دوم

تنظیم و ارسال: مسافر علی

مرزبان خبری: مسافر داریوش

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...