جلسه چهارم از دوره چهل و سوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی مسافر محمد و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر میکنم که امروز اینجا هستم و از کنگره ۶۰ و از راهنمای خودم متشکرم بخاطر زحماتشان و دوستان در رابطه با خودم اگه بخواهم صحبت کنم نسبت به وادی هشت؛ من در زمان مصرف به شدت دچار سُکون بودم و این مسئله را حس و لمس کردم ، الان خودم احساس میکنم که نسبت به گذشته کمی بهتر شدم.
چگونه دچار سُکون بودم ؟ جدا از اینکه دائما خانهنشین بودم و در جامعه و حتی با اکثر آشناها رفت و آمد نداشتم ،کاملا دور از کارهای فردی و اجتماعی بودم، به عنوان مثال من در ۱۵ سالگی که دوم دبیرستان رو پاس کردم، دیگر تا ۲۷ سالگی هر سال در مدارس شبانه ثبت نام میکردم ؛ به مدت ۱۲ سال فقط نامنویسی کردم ولی نمیرفتم و میگذاشتم برای دفعه بعدی، ربطش به صورت مسئلهی ( با حرکت راه نمایان میشود ) احساس میکنم در اینجاست که کنگره بر حضور داشتن هفتهای سه جلسه اجبار داشت و باعث شد بیشتر وارد جمع و جمعیت بشوم و از خانه بیشتر خارج گشته و اجتماعیتر بشوم، این خودش یک نوع حرکت بود برای من چون از سُکون مطلق خارج شدم، مرحلهی بعدی سیدی نوشتنهای اجباری بود که تأثیرش را به اینگونه احساس کردم که ذهن و حافظهام بخاطرش دارد کمکم قویتر و قویتر میشود، همینطور رفته رفته مشارکتها در لژیون و جلسه عمومی باعث ریختن خجالتهای درونیام میشد.
همه اجبارها و وظایفم در سفر اول راه را برایم نمایانتر میکرد، مخصوصا آن آموزشی که همیشه جناب مهندس برای مسافران و همسفران توضیح میدادند راجع به اینکه هیچوقت برای ادامه تحصیل دادن و پیشرفت در آینده دیر نیست.
بعد از ۱۲ سال در سن ۲۷ سالگی دیپلم را گرفتم و الان در سن ۳۰ سالگی ادامه تحصیل میدهم و دانشجو هستم، راجع به جبران خسارت هم باید بگویم که من تازه، در تلاش برای رعایت کردن مرحلهی اول آن هستم که به شخص خودم آسیب نزنم و یا کمتر آسیب بزنم و بعد به خانوادهام و در نهایت به جامعهای که در آن هستم.
در آخر اینکه واقعا در سُکون هیچ زایشی نیست و با طی نکردن راه نمیتوانم انتظار داشته باشم که مسیر درست و یا مسیر بهتر برایم نمایان شود.از شما عزیزان ممنونم که به صحبتهای من توجه کردید.
.jpg)
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک
تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
27