سلام دوستان هاشم هستم، یک مسافر. خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این فرصت را در اختیار من قرار داد تا در جمع شما عزیزان باشم و درباره متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس صحبت کنم.
پیش از آغاز سخن، همه ما میدانیم که در این روزها، کنگره ۶۰ با فقدان بزرگی روبهرو شده است. ما ناخدا و سکاندار کشتی کنگره، آقای مهندس را از دست دادهایم؛ اما بر اساس آموختههای خود ایشان میدانیم که پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. ایشان سفر خود را ادامه میدهند و امیدوارم در هر جایگاهی که هستند، حالشان خوب باشد و همانگونه که همواره راهنمای ما بودند، همچنان چراغ راه ما باقی بمانند.

در این چند روز، به واسطه خدمتی که خداوند توفیق آن را به من داد، در مجموعه حضور داشتم و از نزدیک شاهد حالوهوای خانواده آقای مهندس و اعضای کنگره بودم. خدا را شکر، امور کنگره با نظم و مسئولیتپذیری در حال انجام است. آزمون مرزبانی برگزار شد و مرزبانان از نقاط مختلف کشور حضور پیدا کردند. من هم بهعنوان مرزبان، مانند گذشته، از ساعت پنج صبح در محل خدمت حاضر شدم و کارهای معمول را انجام دادیم؛ اما این بار جای خالی آقای مهندس را احساس کردیم. طبیعی است که دلتنگ شویم، ولی این دلتنگی نباید باعث توقف کار کنگره شود.
در جلسه موسیقی، استاد امین عزیز نکات ارزشمندی را بیان کردند. ایشان به ما یادآوری کردند که اگر کنگره و آقای مهندس را دوست داریم، باید به مسیری که برای نجات انسانها گشوده شده است، وفادار بمانیم.
آقای مهندس زمانی که درمان اعتیاد خود را آغاز کردند، همزمان به تحقیق درباره انسان و مواد مخدر پرداختند و در ماه مبارک رمضان، با یاری خداوند، به کشف متد DST رسیدند. همانطور که در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، سیدیها و مقالات ایشان میخوانیم، این مسیر بسیار دشوار بود. در روزگاری که نگاه جامعه به مصرف مواد مخدر و درمان اعتیاد متفاوت بود، بسیاری از افراد و حتی برخی متخصصان با این روش موافق نبودند؛ اما آقای مهندس با صبر، تحقیق و تلاش، راهی را گشودند که امروز انسانهای بسیاری از برکات آن بهرهمند شدهاند.
ایشان حتی برای چاپ کتابهای خود نیز با مشکلات مالی روبهرو بودند. با این حال، دست از تلاش برنداشتند و با پیگیری و استفاده از فرصتها، زمینه انتشار آثار خود را فراهم کردند. این موضوع به ما نشان میدهد که رسیدن به یک دستاورد بزرگ، بدون پشتکار و عبور از موانع امکانپذیر نیست.
در یکی از روایتهای مربوط به آن دوران، به موضوع حفظ آبروی خانواده نیز اشاره میشود؛ اینکه اگر بیان یک حقیقت بتواند به درمان انسانی کمک کند، ارزش آن را دارد که انسان از برخی ملاحظات شخصی عبور کند. امروز نتیجه آن فداکاریها را میبینیم؛ راهی که روزی با دشواری آغاز شد، اکنون به انسانهای بسیاری امید و فرصت دوباره زندگی بخشیده است.
امروز مادرم نیز به من تسلیت گفت و جملهای بیان کرد که برایم بسیار تأثیرگذار بود: «ما هم بزرگی را از دست دادهایم؛ اگر تو امروز اینجا هستی و حالت خوب است، به واسطه تلاشهای اوست.» حتی فرزند کمسنوسالم پرسیدند که اگر آقای مهندس به آسمان رفتهاند و حالشان خوب است، چرا ما ناراحت هستیم؟
این پرسش ساده، برای من یادآور تفاوت نگاه انسانهاست. البته همه ما دلتنگیم و اندوه داریم. استاد امین نیز تأکید کردند که اگر کسی دلش میخواهد گریه کند یا بغضی در سینه دارد، نباید احساسات خود را انکار کند. من هم امروز در حین خدمت و صحبت با دوستان، بغضم شکست و گریه کردم. این احساس طبیعی است؛ اما باید بدانیم که اندوه، تنها بخشی از ماجراست. بخش مهمتر این است که پس از این اندوه، چگونه به مسیر خود ادامه دهیم.

دوستان عزیز، اگر آقای مهندس و کنگره را دوست داریم، باید در عمل این محبت را نشان دهیم. همین مکانی که در آن نشستهایم، همین صندلیها، میکروفون، نظم جلسات و مسئولیتهایی که بر عهده اعضاست، حاصل تلاش انسانی است که سالها برای فراهم شدن این بستر زحمت کشیده است. البته اعضا نیز هرکدام به سهم خود کمک کردهاند؛ یکی راهنما شده، دیگری مرزبان و دیگری در جایگاه خدمت قرار گرفته است؛ اما نباید فراموش کنیم که بنیان این مسیر با تلاش و ازخودگذشتگی آقای مهندس شکل گرفته است.
اگر دلتنگ هستیم، بیاییم زودتر در جلسات حاضر شویم، محیط را پاکیزه نگه داریم، به وظایف خود عمل کنیم و سفرمان را به پایان برسانیم. اگر سفر اولی هستیم، برای رهایی خود تلاش کنیم و اگر در جایگاه خدمت قرار داریم، خدمت خود را با مسئولیتپذیری بیشتری انجام دهیم. اینها میتوانند شکل واقعیتری از دوست داشتن و قدردانی باشند.
از نظر من، آنچه در کنگره اهمیت ویژهای دارد، شخصیت علمی آقای مهندس و دستاوردهای ایشان است. متد DST، درمان وابستگی به نیکوتین، کتابها، مقالات و آموزشهایی که در زمینه شناخت انسان و درمان اعتیاد ارائه شدهاند، بخش مهمی از میراث ایشان هستند. ما باید این دستاوردها را بشناسیم، مطالعه کنیم و در حد توان خود به دیگران معرفی کنیم.
اگر بخواهیم آثار و آموزشهای آقای مهندس را بهدرستی بشناسیم، به زمان نیاز داریم. برای مثال، اگر روزی یک سیدی گوش کنیم، برای مرور تعداد زیادی از سیدیها به سالها زمان احتیاج خواهیم داشت. پس شناخت این آموزشها با یک روز و چند جلسه به دست نمیآید؛ بلکه به استمرار، مطالعه و حرکت نیاز دارد.
به یاد دارم که در سیدی «موانع محبت» درباره روزهای سخت بیماری آقای مهندس و بازگشت ایشان به کنگره صحبت شده است. با وجود توصیه به استراحت، دلشان نمیخواست از اعضا دور بمانند و بر انجام مسئولیتهای خود تأکید داشتند. این رفتار برای ما پیام روشنی دارد: وقتی هدفی ارزشمند داریم، باید برای آن تلاش کنیم و مسئولیت خود را جدی بگیریم.
آقای مهندس در طول این سالها مسیر را برای ما هموار کردند، آموزشها را در اختیارمان گذاشتند و کلیدهایی برای گشودن درهای بسته زندگی به ما دادند. اکنون ادامه این مسیر به عملکرد ما بستگی دارد. اگر شایسته و مسئولیتپذیر باشیم، میتوانیم این راه را حفظ کنیم و گسترش دهیم؛ اما اگر از آموزشها فاصله بگیریم، ممکن است آنچه با زحمت ساخته شده است، آسیب ببیند.
از همه دوستان درخواست میکنم در مشارکتهای خود، علاوه بر بیان احساسات و دلتنگیها، درباره شخصیت علمی آقای مهندس، متد DST و تأثیری که آموزشهای ایشان بر زندگی ما گذاشته است، صحبت کنند. حتی تازهواردی که امروز برای نخستین بار به کنگره آمده، میتواند از امیدی بگوید که با آشنایی با این مسیر در دلش شکل گرفته است.
من خودم در همان روزهای نخست این فقدان، با خود عهد کردم که هاشم از این پس باید بیشتر تلاش کند و خدمت بیشتری انجام دهد. امیدوارم خداوند به من و همه شما توفیق دهد که به عهد خود وفادار بمانیم، آموزشها را جدی بگیریم و در مسیر درمان و خدمت ثابتقدم باشیم.
در پایان، از خداوند برای همه اعضای کنگره صبر، آرامش و توان ادامه مسیر را خواستارم. امیدوارم این اندوه بزرگ، ما را به هم نزدیکتر کند و باعث شود مسئولیت خود را بهتر بشناسیم و در عمل، ادامهدهنده راهی باشیم که آقای مهندس برای ما گشودند.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما سپاسگزارم.

متن ویرایش و تصویر : مسافر بهروز
مرزبان کشیک : مسافر مهدی
مرزبان خبری : مسافر حامد
- تعداد بازدید از این مطلب :
179