جلسه چهارم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی البرز کرج به استادی همسفر پهلوان فریده، نگهبانی همسفر سیمین و دبیری همسفر حوریه با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» روز دوشنبه ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
من هم مثل همه شما امروز با یک قلب ترکخورده اینجا نشستهام. از صمیم قلبم با تکتک اعضای جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ همدردی میکنم، خانواده محترم مهندس حسین دژاکام، دیدهبانهای محترم و همه عزیزانی که امروز این فقدان را حس میکنند، عضو جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ نیستند، مسافر و همسفر نیستند؛ ولی محبت ایشان، عشق ایشان و دستاوردهای ایشان باعث شده که در زندگی خود دستاوردهایی داشته باشند. از استاد سردار و مهندس دژاکام، امروز مدد میطلبم برای اینکه بتوانیم در کنار هم جلسهای را برگزار کنیم و طوری رفتار بکنیم که رضایت ایشان جلب شود.
در مسیر آمدن فکر میکردم که چرا در یک چنین روز سختی باید در مورد دستاوردهای مهندس دژاکام و کشف DST صحبت کنم؟ ایشان همیشه میگفتند: «من را با چهره علمی به آدمها معرفی کنید؛ از بعد معنوی من صحبت نکنید. من اگر معلم معنوی شما هم باشم برای شما هستم؛ ولی اجازه بدهید در دنیا من را بهعنوان یک دانشمند و یک چهره علمی بشناسند.» ما امروز به فرمان دکتر امین اینجا هستیم برای اینکه از میراث مهندس حسین دژاکام صحبت کنیم و بگوییم که ایشان برای ما چه چیزی به یادگار گذاشتند؛ نهتنها برای ما، برای جهان و جهانیان که شاید صدها سال دیگر قرار است این دستاوردها تازه خودش را به معرض نمایش بگذارد و هدفهای متعالی ایشان واقعاً اجابت شود.
آنقدر ایشان قشنگ و مفید زندگی کردند که ایکاش ما بهعنوان شاگردان ایشان و بهعنوان اعضایی که تاریخ زنده کنگره ۶۰ هستیم و در دوران حیات ایشان شاگردی ایشان را کردیم و افتخار آن را داشتیم، بتوانیم یک روز مانند ایشان زندگی کنیم. باید بتوانیم از اکتشافات و دانشهای ایشان درست بهره ببریم وگرنه واقعاً فرصت بزرگی را از دست دادهایم. دستاوردهای مهندس دژاکام با کشف درمان اعتیاد با متد DST آغاز شد؛ این دری که باز شد، اول بهظاهر یک در کوچک بود؛ ولی رو به دروازهای شد که چشمه حیات در آن تاریکی وجود داشت. درمان اعتیاد اتفاق افتاد و بهمرورزمان ایشان متوجه شدند که بیماریهای لاعلاج نیز در حال درمانشدن است و ذهنشان را درگیر کرد.
ایشان شروع کردند به پژوهشکردن در مورد این موضوع و خیلی به دستاوردهای خوبی رسیدند. روی کیسهای انسانی این موضوع جواب داده شده است؛ اما ازآنجاییکه آقای مهندس پزشک نبودند، آمدند در حالت آزمایشگاهی و جانوری کار کردند و خواستند به دنیا ثابت کنند. بیماریهای ام اس و سرطان واقعاً بیماریهایی لاعلاج در دنیا هستند؛ اما ایشان ثابت کردند که با این متدها درمان صورت میگیرد. D.SAP را برای ما به یادگار گذاشتند بهعنوان اکسیری که واقعاً به نظر من اکسیر جوانی است؛ اکسیر حیات است و بیشتر از این باید قدرش را بدانیم. متد درمان سیگار و درمان اضافهوزن را برای ما گذاشتند که شرح آنها در کتابهای «ساختمان جسم»، «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، «چهارده مقاله» و تمام مقالاتشان در سایت کنگره ۶۰ موجود است. ایشان یک اکانت و پروفایلی دارند که در ریسرچ گیت به زبان بینالمللی، تمام اینها موجود است؛ خودتان دوباره بروید و مطالعه کنید و به دوستانتان معرفی کنید.
لژیون سردار چه نقشی در این موضوع دارد؟ به نظر من اعضای لژیون سردار از احساس و تفکرشان عبور کردند و حس و تفکر را به عمل تبدیل کردند. هر تحقیقی، پژوهشی، هر کاری و هر هدف والایی، بیتعارف در جهان فیزیک و در جهان مادی به پول نیاز دارد. اگر پولی نبود مهندس حسین دژاکام باید همیشه درگیر مسائل مالی کنگره ۶۰ میشدند و نمیتوانستند از یک جایی جلوتر بروند؛ پس تکتک اعضای لژیون سردار در این دستاوردهای علمی سهم دارند و خوشا به حال ما که این فرصت برای ما به وجود آمد؛ خواستهاش را داشتیم، تواناییاش هم داشتیم، قلبش را هم داشتیم و توانستیم بهاندازه خودمان، گامی برداریم؛ حتی اگر قرار بوده هزینه برق یک روز آزمایشگاه کنگره ۶۰ باشد؛ به همان اندازه هم اگر بوده خیلی عالی است؛ حتی اگر هزینه یک موشی باشد که قرار بوده به بیماری مبتلا شود بالاخره باید یک هزینهای بابتش پرداخت شود.
هر هدف و ساختاری نیاز به یک بستر دارد و این بستر توسط اعضای یک لژیون به وجود آمد و ساخته شد. از یک جایی به بعد انشاءالله از این به بعد هم حتی با اینکه حضور فیزیکی مهندس حسین دژاکام را نداریم قویتر عمل میکنیم؛ زیرا ایشان دستشان خیلی بازتر شده است. الان برای خودمان ناراحتم؛ چون طبیعی است که دلتنگ باشیم؛ ولی برای ایشان خیلی خوشحال هستم؛ زیرا ایشان در استقبال استادانشان هستند و به زیبایی ترخیص شدند و به آن وصل رسیدند و حال از بعد دیگر ما را حمایت میکنند.
در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» هم آمده است که این دانش، دانشی است که در چند حلقه آفرینش اتفاق میافتد. شاید درکش برای ما سخت باشد؛ اما میدانم ایشان دستشان خیلی بازتر است و بیشتر ما را حمایت خواهند کرد و بیشتر در زندگی ما حضور خواهند داشت؛ زیرا دیگر محدودیتهای فیزیکی، زمانی و مکانی را ندارند و هر لحظه در همه جلسات میتوانند حضور داشته باشند. ایشان در قلب ما حضور دارند؛ هر سؤالی داشته باشیم قطعاً پاسخ ما را خواهند داد. ما هم سعی میکنیم که حق شاگردیمان را ادا کنیم؛ حتی شده بهاندازه کوچکی شبیه ایشان زندگی کنیم و این گلریزان را باشکوهتر برگزار کنیم. مدتها بود که میگفتند من بنیان جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ هستم؛ کنگره ۶۰ جریانی نیست که با عدم حضور مهندس دژاکام یا یکی از دیدهبانها بخواهد منحل شود؛ تفکر ایشان جاری خواهد بود.
هر کدام از ما یک سلول از این پیکره هستیم که باید اول خودمان را سلامت نگه داریم و بعد از جنس خودمان را تولید کنیم و به قول خانم شانی: «الان وقت این نیست که بگوییم همه مرا درک کنند؛ هر کس باید شانه فرد کناریاش باشد و هر کس باید بغلیاش را حمایت کند.» هیچکدام از ما تنها نیستیم؛ ما غم مشترک داریم و در انتها یک مسیر و خانواده مشترک داریم. رهجوها راهنمایشان را دارند، راهنماها ایجنت و مرزبانها را دارند، ایجنتها اسیستانت ها را دارند، اسیستانت ها خانم کماندار را دارند و خانم کماندار استاد امین را دارند، استاد امین دیدهبانها را دارند، همه همدیگر را داریم؛ هیچکس تنها نیست، هیچکس بیپناه نشده است و این چیزی است که مهندس حسین دژاکام به ما آموختند و ما سعی میکنیم که آنچه را که به ما آموختند را زندگی کنیم.

تایپیست: همسفر زلیخا رهجوی راهنما همسفر کبری(لژیون سوم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر طاهره
ویرایش و ارسال: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون هشتم) دبیراول سایت
همسفران نمایندگی البرز(کرج)
- تعداد بازدید از این مطلب :
627