وادی هشتم، بسان چراغی تابناک در تاریکترین لحظات ناامیدی، به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به نور و رهایی، تنها تفکر کافی نیست؛ بلکه باید قدم در راه گذاشت و حرکت کرد. در این مسیر، همسفرانی هستند که با عشق و صبوری، طناب نجات آموزشهای کنگره۶۰ را چنگ زدهاند و از باتلاق افکار منفی به سرچشمه آرامش و خدمت رسیدهاند همزمان با دستور جلسه هفته: «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من»، گفتوگویی با راهنما همسفر بهجت ترتیب دادهایم تا از تجربیات ارزشمند ایشان در مسیر خدمت بهرهمند شویم. همسفر بهجت و مسافرشان با بیش از ۲۰ سال تخریب و مصرف تریاک و شیره وارد کنگره شدند. ایشان به مدت ۱۰ ماه و ۱۷ روز با متد DST و داروی OT و به راهنمایی مسافر امیر و همسفر خانم کماندار سفر کردند و در حال حاضر ۸ سال و ۶ ماه و ۱۴ روز است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر بسکتبال و همسفر بهجت ایروبیک است.
.jpeg)
لطفاً از حس و حال حضور در لژیون خانم کماندار برایمان بگویید. بزرگترین درس یا آموزشی که از ایشان دریافت کردید چه بوده است؟
مسلماً ما در لژیون خانم کماندار درسهای زیادی آموختیم. خانم کماندار یکی از ثمرههای زندگی آقای مهندس و خانم آنی بزرگ هستند و در این خانواده پرورش یافتهاند. ایشان آموزشهای بسیار قوی و ارزشمندی دیده و این آموزشها را به ما منتقل نمودهاند. آنچه همواره در ذهن و قلب من باقی مانده، محبت بسیار زیاد ایشان همراه با قاطعیت ایشان است. آقای مهندس نیز میفرمایند: «یک راهنما باید همزمان دارای محبت و جذبه باشد». این یکی از مهمترین درسهایی بود که من در لژیون ایشان فراگرفتم. نکته دیگر این است که ایشان وقتی متوجه وجود خواستهای در یک رهجو میشدند (این امر را با علم، حس و دانش خود بهزیبایی درک میکردند) تلاش میکردند آن خواسته را از حالت بالقوه به بالفعل درآورند و آن را شکوفا سازند. من شخصاً در ابتدا خواستهای برای راهنماشدن، نداشتم و در لژیون همواره میگفتم: «همین که مسافر من درمان شود، من خداحافظی میکنم و به زندگیام میرسم ... » در حالی که اکنون ممکن است مسافر من در طول سال تنها چند بار به پارک بیاید. خانم کماندار این خواسته را در وجود من دیدند، اینکه من از آموزش دادن لذت بیشتری میبرم و با عشق و محبتی که به دیگران ابراز میکنم، ظرف وجودی خودم پرتر میشود. گمان میکنم خانم کماندار این ویژگی را درون من دیدند و مدام از من میپرسیدند: «آیا برای آزمون راهنمایی درس میخوانی»؟ من نیز در ابتدا سعی میکردم پاسخ مثبت بدهم، در آزمونها شرکت میکردم و نمرههای خوبی هم میآوردم؛ اما همواره بهانههایی مانند مشغلههای کاری را مطرح میکردم. سپس دوران کرونا پیش آمد و من در آن زمان فرصتی پیدا کردم تا بهطور جدی و کامل درس بخوانم. اکنون متوجه میشوم که خانم کماندار در آن زمان این توانایی را در وجود من دیده بودند. واقعاً یکی از بزرگترین شانسهای زندگی من و یکی از بزرگترین لطفهای خداوند در حق من بود که توانستم خدمت راهنمایی را تجربه کنم و از آن آموزش بگیرم تا این عشق و محبت، هم به خودم و خانوادهام و هم به اطرافیانم منتقل شود.
آرامش و تغییری که در رهجوهای لژیون بعد از خدمت و حرکت عملی میبینید، چه فرقی با نسخهها و توصیههای آرامشبخش بیرون دارد؟
اگر بخواهم به این سؤال با توجه به سیدی «توازن» پاسخ دهم، کلید آن «عشق و محبت» است. فکر میکنم آرامشی که رهجوها در کنگره به دست میآورند پایدار و مستدام است؛ چراکه بر پایه عشق و محبت بنا شدهاست. این عشق و محبت باعث میشود فرد خدمتگزار، خستگیناپذیر شود و مسیر و حرکت خود را به نحو بهتری ادامه دهد؛ زیرا کسی که خدمت میکند، به آرامش واقعی میرسد. ممکن است یک خدمتگزار فرزند کوچکی داشته باشد، از صبح سر کار برود و هزاران مشغله دیگر هم داشته باشد؛ اما وقتی وارد کنگره میشود، هیچ احساس خستگی نمیکند و درنهایت با حالی خوب و پر از انرژی از این مکان میرود. تمام اینها به خاطر همان عشق و محبتی است که آقای مهندس در سیدی «توازن» به آن اشاره میکنند. اگر دیدهبانان یا راهنمایان به شهرهای مختلف میروند و خدمتهای گوناگونی را انجام میدهند، سرچشمنه همگی همین عشق و محبت است. خارج از کنگره شاید آموزشهای زیادی داده شود؛ اما به این پایه و رکن اصلی، یعنی «عشق و محبت»، به صورت عمیق پرداخته نشده و حتی صحبت چندانی درباره آن نشده باشد.
.jpeg)
در پیام سفر دوم آمده «از حرکت باز نایست». به نظر شما یک همسفر چگونه میتواند با الهام از این پیام، در مسیر آموزشها ماندگار بماند و دچار ناامیدی نشود؟
ممکن است در میان مسافران و همسفران در لژیون با این موضوعی مواجه شویم. لطف خداوند شامل حال ما شده، با نمایان شدن مسیر کنگره، راه به ما نشان داده شدهاست. من همسفر وقتی وارد کنگره میشوم و قدم در مسیر میگذارم، طبق وادی هشتم که میگوید «با حرکت، راه نمایان میشود»، حرکت خود را آغاز میکنم؛ اما چالشها و مشکلات زندگی همچنان ادامه دارند. چه کسی گفته قرار است همهچیز همواره هموار باشد؟ یا چه کسی گفته هر کس خدمت گرفت یا شال بست، همه امکانات برای او مهیا است؟ خیر، اینگونه نیست. همه همسفران اگر میخواهند از حال خوش برخوردار شوند، باید مانند مسافر در حال انجام سفر، قدم بردارند و فرمانبردار باشند. یکی از مصادیق ریسمان الهی، همین انتشارات کنگره۶۰ است. من فکر میکنم با چنگ زدن به کتابهای آقای مهندس، سیدیها و جزوهها، با فرمانبرداری و حضور در پارک (که به فرموده آقای مهندس و استاد امین یکی از آبمیوههای کنگره است) و همچنین عدم غیبت در جلسات لژیون و پارک، میتوانیم در مسیر بمانیم. همه اینها به من کمک میکنند تا اگر در طول مسیر با مانع، چاله یا سختی مواجه شدم، بتوانم راه خود را ادامه دهم. من همسفر باید واقعبین باشم و بدانم چالشها و موانع همواره وجود دارند؛ اما من باید با حرکت در این مسیر، ظرفیت خود را بزرگتر کنم، نگاهم را به مسائل تغییر دهم، جهانبینیام را ارتقا بخشم و تفسیر متفاوتی از مشکلات داشته باشم. نباید با بروز یک مانع، خودم را کنار بکشم و در چاه افسردگی و ناامیدی بیفتم یا بگویم این مشکل فقط برای من است. مانند آن مورچهای که آقای مهندس مثال میزنند که وقتی قطره آبی در خانه او افتاد، گفت کل دنیا را آب برد! خیر، من باید بدانم مشکلات وجود دارند؛ اما خداوند همواره در کنار من است و نیروهای الهی به من کمک میکنند. همانطور که از مشکلات قبلی عبور کردم، از این مشکل نیز عبور خواهم کرد.
استاد امین در سیدی باتلاق اشاره میکنند که دست و پا زدن ناآگاهانه در حسهای منفی، انسان را بیشتر در تاریکی غرق میکند. به نظر شما یک همسفر زمانی که حس میکند در باتلاق افکار منفی یا ناامیدی گیر کرده، چگونه میتواند از دست و پا زدن دست بردارد و راه خروج را پیدا کند؟
به نظر من افکار منفی دقیقاً مانند یک باتلاق انسان را به پایین میکشند. ما در قدم اول باید تفکر کنیم. هنگامی که درست تفکر کردیم، همسفر میتواند از راهنمای خود نیز کمک بگیرد و در مسیر درست حرکت کند. وقتی انسان در باتلاق افکار منفی دستوپا میزند، اگر طنابی که از سوی نیروهای الهی فرستاده شده برای او انداخته شود، میتواند او را از آن باتلاق بیرون بکشد. این دقیقاً همان کاری است که کنگره برای ما انجام میدهد. ممکن است روزی که وارد کنگره میشویم، روز بسیار بدی را گذرانده باشیم و با هزاران فکر و خیال منفی وارد شویم؛ اما صحبتهای اعضاء، آموزشهای آقای مهندس و فضای لژیون، دقیقاً همان طنابی است که به دست ما داده میشود تا ما را از آن باتلاق بیرون بکشد. از این مرحله به بعد، خود همسفر باید هوشیار باشد. من دو مسیر در پیش دارم: آیا وقتی از در کنگره بیرون رفتم دوباره به سمت افکار منفی بازمیگردم، یا اینکه از این نیرویی که به دست آوردهام استفاده میکنم و روی خودم کار میکنم تا دوباره اسیر افکار منفی نشوم؟
در بخش پایانی وادی هشتم به اهمیت تسویه حساب و اجرای پیمان اشاره شدهاست. اگر تمایل دارید از حس و حال و تأثیرات اجرای پیمان وادی هشتم خودتان برایمان بگویید؟
روزی که برای بستن پیمان رفتم، همه تعریف میکردند که حس و حال بسیار قشنگی دارد و هر کسی که پیمان میبندد، تجربه خاصی را پشت سر میگذارد. برخی از این حسها واقعاً درونی هستند و شاید نتوان آنها را در قالب کلمات بیان کرد، توضیح داد یا درباره آنها بحث کرد؛ اما واقعاً یکی از زیباترین تجربههای معنوی و درونی بود که من از آن برخوردار شدم. در لژیون، این نکته را مطرح کردهام که بستن پیمان به این معنی نیست که من بگویم از این به بعد صددرصد انسان کاملی شدهام که دیگر نه دروغ میگوید، نه غیبت میکند و نه مرتکب خطا میشود، بلکه مهم این است که در مسیر درست حرکت کنم. اگر من در گذشته ۱۰ دروغ میگفتم، از زمان بستن پیمان برای خودم واجب میدانم که حداقل تعداد آن را کمتر کنم و روش DST را روی خودم پیاده کنم، یعنی روز به روز بیشتر روی خودم کار کرده و تزکیه و پالایش انجام دهم، چرا که همگی میدانیم مسیر تزکیه و پالایش یکشبه طی نمیشود و فرآیندی درازمدت است. در آن روز احساس میکردم کل هستی دارد به من میگوید: «حواست باشد، تو در مسیری حرکت میکنی که باید سعی کنی روز به روز قدمهایت استوارتر باشد و هر روز در راه درست گام برداری.
از راهنمای همسفر بهجت عزیز که وقت باارزش خود را در اختیار ما قرار دادند و با کلام گرم، پرانرژی و سرشار از آموزش خود، صمیمانه به سؤالات ما پاسخ گفتند، بینهایت سپاسگزاریم. برای ایشان و مسافر محترمشان، سلامتی، برکت و پایداری در مسیر سبز آموزشها و خدمت در کنگره۶۰ را از درگاه خداوند متعال خواستاریم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر هلیا (راهنمای تازهواردین)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
228