English Version
This Site Is Available In English

انسان بودن یعنی بذر محبت را کاشتن

انسان بودن یعنی بذر محبت را کاشتن

با توجه به اتمام دوره خدمتی ایجنت محترم شعبه یوسف همسفر سمیه فرصت را مغتنم شمرده و مصاحبه‌ای با ایشان انجام دادیم که در ادامه توجه شما عزیزان را به خواندن این گفتگو جلب می‌کنیم.

ایجنت همسفر سمیه و مسافرشان با تخریب نه سال شیشه وارد کنگره شدند، به روش DST با شربت OT، به راهنمایی جناب آقای عیوضی و سرکار خانم ربیعی، ورزش مسافر فوتبال و والیبال، ورزش همسفر ایروبیک، یازده ماه سفر کردند و  در حال حاضر  هم یازده سال و نه ماه است که آزاد و رها هستند. ایجنت همسفر سمیه در جایگاه‌های خدمتی، دبیر، نگهبان، رابط خبری، مشاور تازه‌واردین، راهنمایDST و ایجنت شعبه، خدمت کردند.

از وقتی که وارد مسیر کنگره60 شدید، حس می‌کنید نگاه شما به زندگی و آدم‌ها چقدر تغییر کرده است؟
از وقتی که وارد مسیر کنگره شدم نگاهم به آدم‌ها و در واقع زندگی، جهان و اطرافم خیلی تغییر کرده است. جهان‌بینی که کنگره و استاد امین به من آموزش داده‌اند این است که  هر انسانی در حال طی کردن مسیر تکاملی خود می‌باشد. نگاهم را از سمت قضاوت، به سمت درک و پذیرش تغییر دادم. کنگره به من آموخته است که روی خودم تمرکز کنم و درواقع اگر می‌خواهم جهان و اطرافم را تغییر بدهم ابتدا باید روی خودم کار کنم و تمرکزم روی خودم باشد. من نمی‌توانم کسی را تغییر بدهم. بنابراین می‌بایست روی خودم کار کنم.

در این سال‌هایی که خدمت کردید، چه چیزی باعث شد که با وجود سختی‌ها، باز هم با عشق و خلوص به این مسیر ادامه بدهید؟
برای خدمت کردن تنها چیزی که در کنگره تداوم بخش است عشق است. وقتی می‌بينيم یک انسانی از همه جا ناامید وارد کنگره می‌شود با آموزش‌ها و تلاش خودش دوباره متولد می‌شود و  ما به چشم خودمان احیای انسانی را در مسافر و همسفر می‌بینیم. تعادل و لبخند به خانواده برمی‌گردد و این بزرگترین پاداشی است که  یک خدمتگزار می‌گیرد. در واقع، خدمت در کنگره خدمت به خود شخص است، چرا که ما در کنگره آموزش گرفتیم که حال خوش من در گروه حال خوش دیگران است. استاد امین می‌فرمایند: «این مهم نیست که ما خودمان مثل یک ستاره بدرخشیم این قشنگ‌تر است که ما کمک کنیم همه انسان‌ها بدرخشند‌‌».

خدمت کردن در کنگره بدون پاداش مادی، چه درس‌های بزرگی درباره «خوبی کردن» و «انسان بودن» به شما داده داده است؟
خدمت در کنگره به من ثابت کرده است که لذتِ بخشیدن، بسیار بالاتر از لذتِ دریافت کردن است. یاد گرفتم که انسان بودن یعنی بدون چشم‌داشت به نتیجه مادی کار کردن و بذر محبت را کاشتن. به نظرم پاداش خدمت در کنگره، خود خدمت است. چون خداوند اجازه خدمت به بندگانش را به هر کسی نمی‌دهد. مهمترین چیز همان تغییر درونی و آرامش خودم بود که نصیبم شد و گران‌بهاتر از این فکر نمی‌کنم چیزی باشد و من آرامش، سلامتی مسافرم و همچنین آرامشی که در خانواده‌ام است را مدیون کنگره می‌دانم و خدمتی که انجام می‌دهم خودش بهترین پاداش‌ها برای من است.

فکر می‌کنید حضور در کنگره، چقدر به آرامش درونی و شناختِ خودِ همسفران کمک می‌کند؟
همسفر وقتی وارد کنگره می‌شود، یاد می‌گیرد که مسافر را نباید تغییر بدهد و می‌بایست روی خودش کار کند. وقتی همسفر آموزش‌ می‌گیرد و در زندگی خودش روی جسم، روان و جهان‌بینی خودش کار می‌کند، طوفان‌های درونیش فروکش می‌کند. بالاخره در دوران تخریب ناخواسته به همسفر هم آسیب رسیده است. او در اینجا یاد می‌گیرد که صبر داشته باشد، استقامت کند، روی خودش کار کند تا بتواند هم خودش از تاریکی بیرون بیاید، هم بتواند به مسافرش کمک کند و بال پرواز او باشد.

مدیریت در کنگره که همه افراد داوطلب هستند، چقدر با مدیریت در محیط‌های دیگر فرق دارد؟ چالش اصلی شما چه بود؟
از آنجایی که ما در کنگره یاد گرفته‌ایم خدمت حالمان رو خوب می‌کند، خیلی از عزیزان و اعضاء داوطلب هستند. به طور کلی فضای کنگره با محیط بیرونی اجتماع خیلی فرق دارد، اینجا اول ظرفیت در فرد ایجاد می‌شود تا مسئولیتی که به او داده می‌شود درست انجام شود. چالش خاصی نبوده، جاری کردن قوانین و حرمت کنگره در حین آن حفظ پیوند محبت با اعضاء شعبه بوده و خدمتگزاران همه با میل و اشتیاق وارد جایگاه‌های خدمتی می‌شوند.

در این مسیر، چه تجربه‌ای کسب کردید که فکر می‌کنید باعث شد نسبت به گذشته ارتقاء پیدا کنید؟
جایگاه ایجنتی جایگاهی  است که حالت ریش سفیدی شعبه را دارد و من در این مسیر یاد گرفتم که باید حال تمامی راهنماها، مرزبان‌ها و کسانی که در شعبه خدمتگزار هستند را خوب نگه دارم به حرف‌هایشان توجه کنم، اول تفکر کنم بعد راهکار بدهم. اگر جایی نیاز بود از اسیستانت مربوطه و رابط شعبه خودم کمک بگیرم تا بتوانم حال اعضاء را خوب نگه دارم. به نظر من اگر حال خدمت‌گزارهای یک شعبه خوب باشد آن شعبه روز به روز می‌تواند رشد کند و ارتقاء پیدا کند.

اگر بخواهید یک جمله یا یک اصل را که در این سال‌ها از کنگره ۶۰ یاد گرفته‌اید به بقیه بگویید، آن چیست؟
عمل سالم، احترام، عشق، درس‌های بزرگی درباره «خدمت کردن» و «انسان بودن»  و حال خوش را به من اموخته است.

برای کسانی که می‌خواهند تازه وارد این مسیر خدمت شوند، چه توصیه ساده و دوستانه‌ای دارید؟ 
جایگاه ایجنتی خدمت خیلی شیرینی بود از خداوند  مهربان سپاسگزارم که به من اجازه و اذن خدمت را دادند. از آقای مهندس و خانواده محترمشان خیلی سپاسگزارم که بستر آموزشی را در کنگره برای ما مهیا کردند. برای تمام عزیزانی که دوست دارند به عنوان ایجنت در شعب خدمت کنند می‌گویم که خدمت سختی است و مسئولیت زیادی دارد، ولی بسیار شیرین است. اگر در اصول و چهارچوب قوانین و حرمت‌های کنگره حرکت کنیم ان‌شاءالله می‌توانیم سربلند از این خدمت بیرون بیاییم. از تمام اعضاء شعبه یوسف سپاسگزارم که اجازه خدمت به من را در آن‌جا دادند و برای همه آن‌ها آرزوی موفقیت و سربلندی و مسئولیت پر از نور و آگاهی را از خداوند خواستارم.

طرح سوال و انجام مصاحبه: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...