نیروهای منفی مانند ترس، خشم و ناامیدی همواره در حال همکاری با یکدیگرند. ترس نیازمند مواجهه، خشم نیازمند مدیریت و ناامیدی نیازمند حرکت در مسیر درست است. این نیروها بهصورت شبکه عمل میکنند؛ وقتی برای انجام کاری حرکت میکنیم، ابتدا ناامیدی، سپس ترس و در نهایت خشم ظاهر میشوند تا مانع مسیر شوند. تنها با افزایش دانایی میتوان جلوی پیشروی آنها را گرفت.
ذرات همجنس نفس انسان با کنار هم قرار گرفتن، ساختار را تشکیل میدهند که یا مثبت یا منفی است. ساختارهای منفی مانند سازمانهای مافیایی با دو هدف حفظ بقا و رشدو توسعه گسترش مییابند. این ساختارها برای کسب قدرت، همپیمانانی، مانند ذرات ترس، خشم و منیّت جذب میکنند و با قوانین بسیار سخت و منضبط فعالیت میکنند. برای مثال، نازیها با محوریت برتریطلبی (منیّت) و سازماندهی دقیق به قدرتی عظیم دست یافتند. ساختارهای منفی درون ما نیز دقیقاً از همین انضباط و زمانشناسی برای قدرت گرفتن استفاده میکنند.
این ساختارها بهصورت شبکهای از یکدیگر محافظت میکنند؛ زیرا میدانند نابودی یکی (مثلاً ترس)، راه را برای فروپاشی بقیه هموار میکند، منبع تغذیه آنها، انرژی خود ما است. درست همانطور که مافیای بیرون با بهرهکشی از خواستههای نامعقول مردم مانند خرید مواد یا اسلحه به ثروت میلیاردی میرسد، ساختارهای منفی درون نیز با تغذیه از خواستههای نامعقول نفس، انرژی ما را میکشند و سرمایهاندوزی میکنند تا جایی که مقابله با آنها دشوار میشود.
ساختارهای منفی از ابزارهایی نظیر استرس و اضطراب برای ایجاد تلاطم درونی بهره میگیرند. این آشفتگی، قدرت تصمیمگیری درست را از انسان سلب کرده و حتی میتواند، زمینه بروز بیماریهای جسمی، از جمله سرطان را فراهم کند. این ساختارها دقیقاً مانند حکومتهای استبدادی عمل میکنند، آنها با نفوذ به مرکز فرماندهی یا شهر وجودی انسان، سکان مدیریت را به دست گرفته و قوانین ظالمانه خود را بر روح و روان فرد تحمیل میکنند.
در نهایت، تفاوت مقیاس زمان در جهان درون و بیرون اهمیت دارد. از آنجا که سلولهای بدن بهطور مداوم نوسازی میشوند، یک سال زندگی ما معادل چندین نسل سلولی است. بنابراین، فردی که ۵ سال درگیر اعتیاد بوده، ساختاری بهمراتب قدرتمندتر و با ذخیره انرژی بیشتری نسبت به فردی با یک سال سابقه اعتیاد در خود پرورانده است. در نتیجه، برای رهایی از این ساختارهای قدیمی و مستحکم، قطعاً به زمان و داناییِ بیشتری نیاز است.
انسان انرژی خود را از کائنات دریافت میکند. در جهان بیرون، نیروهای منفی با الهام و القا، نیروهای منفی درون انسان را بیدار و هدایت میکنند، مشابه استعمار که ابتدا با وعدههای فریبنده نفوذ میکند. اگر فرد تمامی این نیروها را در درون خود انباشته کند، عملاً تبدیل به شیطانی درونی میشود. برای غلبه بر این جریان، باید از روش معکوس جذب انرژی استفاده کرد.
انسان جهانی فشرده است، تمامی قوانین حاکم بر جهان بیرون، در درون ما نیز جاری است. اگر ریشه ترس، حسادت، کینه و خشم را بشناسیم، حل آنها آسان میشود. وجه اشتراک ساختارهای منفی و مثبت، نظم و انضباط است که عامل اصلی قدرتگیری آنهاست؛ اما تفاوت بنیادی در روش تغذیه است. ساختارهای منفی با دزدیدن یا کشیدن انرژی دیگران رشد میکنند، ساختارهای ضعیف تنها از انرژی خود فرد تغذیه میکنند؛ اما ساختارهای قدرتمند به سراغ انرژی اطرافیان و ساختارهای دیگر نیز میروند.
بسیاری از نزاعهای انسانی ناشی از تلاشِ همین ساختارها برای تصاحب انرژی به زور است. آنها ابتدا با فریب (استعمار) و اگر نشد با جنگ و خشونت، انرژی لازم را تأمین میکنند. این ساختارها بهویژه در لحظات تصمیمات حیاتی؛ مانند پذیرش مسئولیت یا خدمت با تزریق حسهای منفی، مانع پیشرفت و جهش ما میشوند.
در شرایطی که میان افکار خوب و بد سردرگم هستیم، یکی از ترفندهای این ساختارها ایجاد تضاد است. در چنین وضعیتی، بهترین راهکار رها کردن خواسته با آرامش و رضایت است. این رهایی، گشایش به همراه دارد و منجر به کسب بصیرت میشود؛ بصیرتی که قدرت تشخیص حق از باطل را به ما میبخشد و بهترین تصمیم را پیش پایمان میگذارد.
منبع: سیدی ساختار درون استاد امین دژاکام
نویسنده: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر تارا رهجو راهنما همسفر سمانه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
88