هشتمین جلسه از دوره نود و سوم کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ نمایندگی آکادمی، با استادی مسافر مجید، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر جلال، با دستور جلسه وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان میشود و تأثیرآن روی من" روز چهارشنبه ۱۵ مهرماه ۱۴۰۵ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مجید هستم یک مسافر.
خدا را شاکرم که امروز بار دیگر فرصت خدمتگزاری به من داده شد. از راهنمای خوبم، آقای داوود، تشکر میکنم که اجازه و فرصت این خدمت را به من دادند.
دستور جلسه امروز در خصوص "وادی هشتم و تأثیر آن روی من" است.
پیش از ورود به کنگره، این وادی برای من آشنا نبود. من از آن دسته افرادی بودم که تصور میکردم با دعا و نیایش تمام امور اصلاح میشوند. البته منکر تأثیر دعا نیستم؛ دعا بیتأثیر نیست، اما حرکت و تلاش ما اهمیت بسیار بالاتری دارد. بر اساس وادی اول، باید پیش از حرکت تفکر کنیم که چگونه قدم برداریم، برای حرکت خود برنامهریزی و هدف داشته باشیم و تنها به دعا و نیایش اتکا نکنیم.
برای مثال، دیشب هنگام یادداشت نکات جلسه، به یاد داستان شاه سلطان حسین صفوی افتادم. زمانی که محمود افغان به کشور حمله میکرد و نزدیک شهر شده بود، مدام نخودِ دعا میخواندند و در دیگ میریختند؛ به این تصور که با نزدیک شدن دشمن، آنها تارومار خواهند شد. گزارش میدادند که سپاه دشمن نزدیکتر شده است، اما شاه اصرار داشت که دعا میکند و نیازی به اقدام دیگری نیست؛ تا جایی که سپاه دشمن وارد اصفهان شد، شهر را تصرف کرد و همهچیز را برهم زد. آنجا مشخص شد تنها با دعا و نیایش کاری پیش نمیرود.
منظور این است که این وادی، حرکت کردن را به ما میآموزد؛ چراکه با حرکت و تلاش به هدف مورد نظرمان میرسیم. وقتی در مسیر قرار میگیریم، خودِ راه، مسیر و جهت درست را به ما نشان میدهد. همانطور که آقای مهندس در سیدی اشاره کردند، راه، مسیر حرکت را مشخص میکند. برای نمونه، اگر در جاده قم حرکت کنید، تابلوی بزرگراه به شما یادآور میشود که سرعت نباید از ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت تجاوز کند و در جاده چالوس نیز تعیین میکند که نباید با سرعتی بیش از ۵۰ یا ۶۰ کیلومتر بر ساعت رانندگی کرد.
اعتقاد دارم هر انسانی اگر هدف مشخصی داشته باشد، به آن دست خواهد یافت. شک نداشته باشید افرادی که در سفر اول هستند—همانطور که من روزی در سفر اول بودم و هدف داشتم—اگر هدفشان درمان باشد، قطعاً به درمان خواهند رسید.

در پایان، موضوعی را مطرح میکنم که شاید ارتباط مستقیم با دستور جلسه نداشته باشد، اما تقویت دو ویژگی در وجودمان بسیار اهمیت دارد: سپاسگزاری و امیدواری.
باید سپاسگزاری را تمرین کنیم. منِ مجید باید یاد بگیرم شاکر خداوند باشم که اکنون در کنگره حضور دارم و با این مجموعه آشنا شدهام. باید از راهنمای خود، هملژیونیها، مرزبانان و تمامی خدمتگزارانی که اینجا خدمت میکنند قدردانی کنم. نباید از راهنما طلبکار باشیم و تصور کنیم که وظیفه اوست تمام این آموزشها را به ما بدهد. اگر سپاسگزاری را فرا بگیریم، حال درونی بسیار بهتری خواهیم داشت.
نکته دوم، امیدواری است؛ مسئلهای که متأسفانه امروزه در جامعه کمرنگ شده است. در گفتگوهای روزمره، مباحث غالباً با مشکلات آغاز میشود و به سمتی پیش میرود که اگر ادامه یابد، انسان را کاملاً ناامید و دلزده میکند.
از اینکه به صحبتهای من گوش سپردید بسیار سپاسگزارم.
تایپ و عکس: مسافر مهدی لژیون دوم، مسافر امید لژیون دوم
تنظیم خبر: مسافر حمید لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
230