در مسیر پرفراز و نشیب رهایی آنگاه که غبار ناامیدی بر دیدگان مسافر و همسفر مینشیند، نخستین گامها حکم تولدی دوباره را دارند. وادی هشتم به ما میآموزد که سکون، پایان حرکت است و حرکت، آغاز راهی که با خود، نور رهایی را به همراه میآورد. امروز در کنار یکی از عزیزانی هستیم که خود، این مسیر پرمهر را پیموده و اکنون، با دستان گرم و نگاه پرامیدش، چراغدار راه تازهواردینی است که با کولهباری از غم، قدم به کنگره۶۰ میگذارند. گفتوگویی داریم با همسفر زهرا، راهنمای تازهواردین تا از دریچه نگاه ایشان، راز نمایان شدن راه در حرکت را جستوجو کنیم.
راهنمای تازهواردین همسفر زهرا و مسافرشان بهمن با تخریب بیش از ۲۵ سال آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. ۱۰ماه و ۱۱ روز سفر کردند با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر حمید و همسفر مریم. هماکنون به مدت ۳ سال و ۱ ماه و چند روز است که از بند اعتیاد با دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش مسافر شنا و ورزش همسفر دارت است.

اگر بخواهیم وادی هشتم را به زبانی ساده و قابل لمس برای یک تازهوارد که هنوز با آشفتگیها و سردرگمیهای ابتدایی مسیر خود درگیر است توضیح دهیم، مهمترین پیام آن چیست؟
یک تازهواردی که برای اولین بار وارد کنگره میشود، غرق در پریشانی و آشفتگی است و در ابتدا تمام مشکلاتش را عنوان میکند. مشکلاتی که تاکنون در حل آن عاجز و ناتوان بوده است و من زهرا به عنوان یک راهنمای تازهوارد وظیفه دارم در بدو ورود، این ترس و اضطراب او را کاهش دهم. اگر بخواهم گزیدهای از وادی هشتم را در مورد یک تازهوارد بیان کنم، این گونه گفتوگو را آغاز میکنم که با حرکت است که تغییرات ایجاد میشود و اگر حرکتی وجود نداشته باشد زایشی هم صورت نمیگیرد. سکون و در جایی ایستادن، مساوی است با مرگ امید. وقتی انسان شروع به حرکت میکند، مسیرهای متعددی در جلوی راهش قرار میگیرد که باید با فکر و تعقل، مسیر درست را تشخیص بدهد و در این مسیر حرکت خود را آغاز کند تا به خواسته و هدفش برسد. من وظیفه دارم که به یک تازهوارد این را بفهمانم که از ادامه مسیر هراسی نداشته باشد؛ زیرا وقتی در مسیر حرکتی قرار میگیرد، راه خود به خود نمایان میشود. لزومی ندارد که از پایان راه با خبر باشد و همانطور که آرامآرام پیش میرود، مسیر برایش باز میشود و ادامه راه را میبیند و در طول مسیر قوانین هستی و کائنات به کمک او میآیند و پیمودن راه را برای او آسانتر میکنند. پیام وادی هشتم این است که نترس و حرکت کن در سکون هیچ زایشی صورت نمیگیرد.
اگر فردی در گذشته مسیر خود را با اشتباه و انحراف طی کرده باشد، آیا ادامه دادن حرکت همچنان میتواند ارزشمند باشد؟ از دیدگاه وادی هشتم، پس از یک انحراف، چگونه میتوان مسیر را اصلاح و دوباره در جهت درست حرکت کرد؟
از دیدگاه وادی هشتم انحراف بخشی از سفر است. وقتی ما در مسیر حرکتی خودمان دچار اشتباه میشویم و انحراف پیدا میکنیم با یک سری ناهمواریها و مشکلاتی روبرو میشویم. باید بدانیم که هیچکس بدون تجربه کردن به پختگی نمیرسد و این مشکلات و ناهمواریها است که انسان را میسازد. باید بدانیم که مسیر همچنان باز است و ما در هر جایی از مسیر که دچار اشتباه و انحراف شدیم، میتوانیم بازگشت نماییم. توبه از دیدگاه کنگره۶۰ یعنی بازگشت، یعنی تغییر جهت. زمانی که ما تجربه بیشتری کسب کرده باشیم، ادامه حرکت ارزشمندتر خواهد بود؛ پس از انحراف، اصلاح مسیر با جبران خسارت و تغییر در رفتار و کردار آغاز میشود. ما نباید در گذشته بمانیم و افسوس بخوریم؛ باید با کولهباری از تجربیاتی که کسب کردهایم، جهت حرکت خود را تغییر دهیم و به سمت نور و روشنایی حرکت کنیم.
در فرآیند بهبود چه تفاوتی میان بخشیدن خود و نادیده گرفتن اشتباهات وجود دارد؟ چرا اگر این دو مفهوم با یکدیگر اشتباه گرفته شوند، ممکن است روند رشد و اصلاح فرد متوقف شود؟
بین بخشیدن خود و نادیده گرفتن اشتباهات، یک مرز بسیار باریک و حیاتی وجود دارد. بخشیدن خود یعنی اشتباه خودمان را بپذیریم و مسئولیت آن را به عهده بگیریم، آن را بررسی و تحلیل کنیم و از آن درس بگیریم. ما این اجازه را به خودمان نمیدهیم که احساس گناه کنیم؛ چون احساس گناه باعث فلج شدن ما میشود و از رشد و شکوفایی ما جلوگیری میکند. نادیده گرفتن اشتباهات یعنی سرپوش گذاشتن روی آنها یا توجیه کردن و به دنبال بهانه گشتن. این یعنی فرار، یعنی نپذیرفتن اشتباه. زمانی که ما اشتباه خودمان را نادیده بگیریم، باعث میشود که ما دوباره آن اشتباهات را تکرار و دوباره مسیر غلط را طی کنیم. این نشان دهنده این است که ما از اشتباهاتمان درس نگرفتهایم. بخشش یعنی؛ آزادسازی انرژی محبوس شده در حس گناه برای ساختن آینده نه برای پاک کردن صورت مسئله.
چرا در وادی هشتم مشخص کردن خواسته و هدف، پیش از آغاز حرکت اهمیت اساسی دارد؟ اگر حرکت بدون هدف مشخص میتواند به سرگردانی منجر شود، این موضوع چگونه با مفهوم «با حرکت راه نمایان میشود» قابل جمع است؟
بین خواسته و هدف داشتن و «با حرکت راهنمایان میشود» هیچ تفاوتی وجود ندارد؛ اینها مکمل همدیگر هستند. هدف مانند یک قطبنما است. اگر هدف نداشته باشی حرکت میکنی؛ ولی مدام دور خودت میچرخی. خواسته جهت تو را تعیین میکند. نمایان شدن راه یعنی؛ تو وقتی میخواهی به سمت هدف حرکت کنی در ابتدای حرکت جزئیات پیچ در پیچ مسیر حرکت را نمیبینی؛ وقتی حرکت میکنی هرچه جلوتر میروی ابهامات از بین میرود و با هر گامی که برمیداری یک مقداری از مسیر برایت روشن میشود. پس اول هدف را مشخص کن بعد حرکت کن تا راه خودش را نشان دهد. بدون هدف حرکت کردن فقط سرگردانی است.

یک راهنمای مقتدر و آگاه چگونه میتواند در کنار همدلی با مشکلات فرد او را از مرحله بیان و بازگو کردن دردها به سمت عمل و حرکت هدایت کند؟ چگونه میتوان از گرفتار شدن فرد در چرخه «فقط صحبت کردن درباره مشکلات» جلوگیری کرد؟
یک راهنمای مقتدر آینه رهجو است. وقتی رهجو در چرخه درد دل کردن قرار میگیرد، راهنما با همدلی و نه با ترحم کردن او را متوقف میکند راهنما میگوید: بسیار خوب تا اینجا متوجه شدیم مشکل چیست. حالا برای حل این مشکل اولین اقدام عملی تو چیست؟ راهنما فرد رهجو را با تکالیف کوچک اما مستمر به چالش میکشد و ذهن او را درگیر میکند تا از قدرت فکر و اندیشه و تعقل خود استفاده کند و به حل مشکل بپردازد. او اجازه نمیدهد که رهجو در باتلاق «فقط حرف زدن» فرو برود. راهنما میداند کلام بدون عمل، فقط انرژی را تخلیه میکند ولی تغییری ایجاد نمیکند. ما یک ضرب المثل داریم که میگوید: «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» یعنی تاثیرگذاری عمل کردن از گفتار بیشتر است. انسانها در زندگی به کسی تمایل پیدا میکنند، که به جای حرف زدن، خودش اهل عمل و مرد میدان باشد. چنین شخصی حتی اگر صحبت هم نکند، ناخودآگاه قلبهای دیگران را همراه خود میکند.
چه معیارهایی نشان میدهد که جبران خسارت واقعاً در زندگی فرد اتفاق افتاده است چگونه میتوان تشخیص داد که فرد در عمل مشغول بازسازی زندگی خود است نه اینکه صرفاً درباره جبران خسارت صحبت میکند، تا تایید و توجه دیگران را به دست آورد؟
جبران خسارت نمایشی نیست؛ ساختاری است که نشانههای آن اول تغییر در عمل است نه در کلام، فرد به جای قول دادن رفتارش را اصلاح کرده است. دوم اینکه فرد در طول زمان خسارتهای مالی، عاطفی و حیثیتی را جبران میکند. سوم آرامش اطرافیان است که بهترین گواه برای جبران خسارت، آرامش کسانی است که از ما آسیب دیدهاند. چهارم حس مسئولیتپذیری است فرد دیگر به دنبال بازپسگیری اعتماد از دست رفته با عملکرد درست است. من اگر در انواع ضدارزشیها غوطهور بودهام و به واسطه این ضدارزشها به خودم، به خانوادهام و به جامعهام صدمهای وارد کردهام، چه مادی و چه معنوی اول باید خودم را ببخشم و سعی کنم اشتباهاتم را تکرار نکنم و از ضدارزشها پرهیز نمایم. دوم از خانواده و اطرافیانم حلالیت بطلبم و دلجویی کنم و اگر زیان مادی به آنها وارد کردهام آن را جبران نمایم. سوم اگر به طبیعت صدمهای وارد کردهام مثلاً شاخه درختی را شکستهام یا سبب خشک شدن درختی شدهام باید به جای آن درختی بکارم و در طول سال از آن مراقبت نمایم تا به بار بنشیند و شاهد رشد و شکوفایی او باشم.

اگر فردی به دلیل اینکه از جزئیات و تمام مراحل مسیر آینده مطمئن نیست از حرکت کردن خودداری کند، بر اساس آموزههای وادی هشتم چگونه میتوان او را از این بنبست فکری خارج کرد و به سمت آغاز حرکت سوق داد؟
در اینجا ترس از آینده و ترس از ناشناختهها مطرح است. در وادی هشتم آقای مهندس میفرمایند: وقتی در شب با ماشین حرکت میکنید، نور چراغهای شما فقط صد متر جلوتر را روشن میکند؛ اما آیا شما با این صدمتر میتوانید از تهران به مشهد بروید؟ بله. چرا؟ چون با حرکت کردن شما، آن صد متر هم جلوتر میرود و تمام مسیر برایتان روشنتر میشود. باید به آن تازهوارد بگوییم که تو فقط مسئول قدم اول هستی نیازی نیست صد کیلومتر بعدی را همین الان ببینی؛ وقتی قدم اول را برداری چراغهای مسیر روشن میشوند و گام دوم مشخص میشود. باید به او آموزش بدهیم که گذشتهها گذشته است و فقط تجربیاتش باقی مانده است. زندگی و حرکت در زمان حال مهم است. باید مراقب باشیم که قدمهایمان را درست برداریم و از تجربیات گذشته درس بگیریم و برای آینده برنامهریزی کنیم و بدون برنامهریزی حرکت نکنیم. وقتی با برنامهریزی درست حرکت کنیم، هیچ مشکلی نمیتواند سد راه ما شود. ما قادر خواهیم بود مشکلات آسان را حل کنیم و باید مشکلات سخت را به زمان بسپاریم. با گذشت زمان آنها هم حل خواهند شد.
کلام آخر:
از شما خانم لاله عزیز سپاسگزارم که این سوالات عمیق و تأملبرانگیز را درباره وادی هشتم مطرح کردید. وادی هشتم وادی حرکت است. وادی که در آن آموزشها باید از ذهن به مرحله ظهور و عمل برسند. آموزشهای آقای مهندس دژاکام در وادی هشتم دقیقاً بر نقطه اتصال فکر و عمل تمرکز دارد. از تمامی خدمتگزاران سایت خیلی سپاسگزارم که اجازه آموزش و خدمت را به من دادید. از آقای مهندس، ایجنت محترم و تمامی مرزبانها تشکر میکنم. انشاالله که همگی در مسیر آموزش و خدمت همچنان مستدام باشیم و بتوانیم کنگره را در رسیدن به اهداف والایش یاری نماییم.
طراح سوال و مصاحبه کننده: همسفر لاله رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفدهم)
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر (فاطمه لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
535