سایت همسفران نمایندگی دکتر علیرضا گفتوگویی با همسفر فرناز ترتیب داده است که از صحبتهای ایشان نکات آموزندهای به دست آوردیم. در ادامه، شما را به خواندن این گفتوگو دعوت میکنیم و امیدواریم مورد توجه قرار گیرد.
همسفر فرناز و مسافرشان با آخرین آنتیایکس تریاک وارد کنگره شدند. مدت ده ماه و بیست و دو روز سفر کردند به روش DST همراه با داروی OT، با راهنمایی مسافر محمد جواد و همسفر فهیمه، در حال حاضر مدت دو سال و یک ماه است که با دستان پر مهر و محبت جناب مهندس آزاد و رها هستند، رشته ورزشی مسافر والیبال و همسفر دارت میباشد.
شما چگونه میتوانید تشخیص دهید حرکتی که انجام میدهید از روی آگاهی و روشنایی است؟
باید قبل از عمل کمی فکر کنیم و ببینیم نتیجهاش برای خودمان و دیگران چیست. اگر از روی عجله، عصبانیت، ترس یا احساسات تصمیم بگیریم، بعداً پشیمان میشویم. اگر حرکت در مسیر درست و روشن باشد باعث رشد، آرامش و سازندگی خودمان و اطرافیانمان میشود؛ مهم این است که بدانیم چرا آن کار را انجام میدهیم و نتیجهاش چه خواهد بود.
در مسیر خدمت در کنگره۶۰، چگونه حرکت ما در صراط مستقیم باعث میشود چراغ راه نه تنها برای خودمان؛ بلکه برای دیگران هم روشن بماند؟
زمانیکه در کنگره خدمت میکنیم، اول باید حرکت خودمان درست باشد و آموزشها را در رفتار و زندگی روزانه نشان دهیم. با احترام، محبت، صداقت و انجام درست مسئولیت، رفتارهای ما برای دیگران الگو میشود. چراغ راه بودن یعنی ابتدا خودمان راه را با عمل پیدا کنیم و سپس با رفتارمان به دیگران کمک کنیم راهشان را راحتتر پیدا کنند. خدمت واقعی هم باعث رشد خودمان میشود و هم برای دیگران مفید است.
چرا حرکت میتواند ماهیت یک مشکل را تغییر دهد، در حالی که فکر کردن زیاد گاهی فقط تاریکی را بیشتر میکند؟
فکر کردن زیاد مشکل را در ذهن بزرگتر و ترسناکتر میکند و باعث سردرگمی میگردد؛ اما با حرکت و برداشتن یک قدم درست شرایط روشنتر میشود، تجربه کسب میکنیم و قدم بعدی مشخص میشود. گاهی مسئلهای در ذهن سخت به نظر میرسد؛ اما در عمل آسانتر است. پس حرکت درست مشکل را از مانع به فرصتی برای یادگیری و رشد تبدیل میکند.
.jpeg)
در وادی هشتم میگوییم با حرکت، راه نمایان میشود، بزرگترین ترسی که در ابتدای سفر داشتید و با حرکت کردن از بین رفت چه بود؟
بزرگترین ترس من این بود که فکر میکردم نمیتوانم تغییر کنم و در مقابل مسیر سختی قرار گرفتهام که شاید تا آخر ادامه ندهم؛ اما زمانیکه حرکت کردم متوجه شدم لازم نیست همه راه را از اول بلد باشم، فقط باید قدم اول را بردارم. با هر قدم، تجربه و اعتمادبهنفس بیشتری کسب کردم و دریافتم بسیاری از ترسهایم فقط به این دلیل بود که هنوز قدمی برنداشتهام.
به نظر شما چگونه میتوانیم متوجه شویم که در مسیر درمان حرکت میکنیم و یا اینکه فقط مشغول حرف زدن درباره حرکت هستیم؟
من باید تغییر را در خودم و رفتارم ببینم و آموزشها را در زندگی اجرا کنم. مانند صبر، نظم، مسئولیتپذیری و کنترل رفتار، ممکن است اشتباه کنیم؛ اما مهم تلاش دوباره و بهتر شدن قدمبهقدم است. اگر فقط بگویم میخواهم تغییر کنم و همان رفتارهای قبلی را ادامه دهم، هنوز حرکت نکردهام. نشانه حرکت واقعی این است که بعد از مدتی فکر، رفتار و زندگی شخصی ما نسبت به گذشته تغییر کرده باشد.
به نظر شما چرا بعضی وقتها میدانیم چه کاری درست است، ولی حرکت نمیکنیم؟
تنها دلیل ترس، نگرانی، تنبلی، عادتهای قدیمی یا ناامیدی است که حرکت نمیکنیم. گاهی منتظر میمانیم که شرایط کاملاً مناسب شود و میگوییم از فردا انجام میدهم. برای حرکت بایستی از فکر کردن زیاد فاصله بگیریم و یک قدم کوچک برداریم. تفاوت دانستن و حرکت کردن همین است که دانستن در ذهن، اما حرکت وقتی اتفاق میافتد که دانستهها را به عمل تبدیل کنیم.
چرا در وادی هشتم نمیگوید با فکر کردن راه نمایان میشود؛ بلکه میگوید با حرکت راه نمایان میشود؟
تفکر مهم است و قبل از هر کار باید به خوبی فکر کنیم؛ اما فقط فکر کردن کافی نیست. اگر همیشه فکر کنیم و کاری نکنیم در جای قبلی میمانیم و ترس و نگرانی بیشتر میشود. با حرکت قدم اول را برمیداریم، چیزهایی را میبینیم که قبلاً مشخص نبود، تجربه به دست میآوریم و میآموزیم قدم بعدی را چگونه برداریم. فکر کردن در انتخاب مسیر درست کمک میکند؛ اما حرکت است که راه را نمایان میکند.
طراح سوال و مصاحبهکننده: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون اول) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
6749