English Version
This Site Is Available In English

بستن پیمان یک شروع و حرکت تازه است

بستن پیمان یک شروع و حرکت تازه است

در کنگره، خیلی چیزها را می‌آموزیم؛ اما دانستن به‌ تنهایی کافی نیست. یک جایی باید از فکر و حرف عبور کنیم و وارد حرکت شویم؛ جایی که آموزش‌ها باید خودش را در رفتار و انتخاب‌های ما نشان بدهد. وادی هشتم برای من یادآور همین نقطه است؛ اين‌که «با حرکت، راه نمایان می‌شود». یعنی شاید همیشه قرار نباشد از همان ابتدا تمام مسیر را ببینیم، اما وقتی قدم برمی‌داریم، راه کم‌کم خودش را نشان می‌دهد. در این مسیر، پیمان فقط یک جمله یا یک تصمیم نیست؛ پیمان زمانی معنا پیدا می‌کند که در حرکت، در سختی‌ها، در خدمت و در جبران خسارت خودش را نشان بدهد. آنجاست که می‌فهمیم آموزش‌هایی که گرفته‌ایم واقعاً چقدر در وجودمان نشسته‌اند. به همین بهانه، پای صحبت راهنمایی می‌نشینیم که خودشان این مسیر را با قدم‌هایشان تجربه کرده‌اند؛ از حرکت، پیمان، خدمت و جبران خسارت می‌گویند و از جاهایی که در عمل، راه برایشان نمایان شده است.

همسفر زهره و مسافرشان با آنتی‌ایکس شیشه وارد کنگره شده‌اند به مدت ۱۳ماه با روشDST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر علیرضا زرکش و همسفر آزاده سفر کرده‌اند؛ در حال حاضر ۱۰سال و ۹ماه است که به درمان رسیده‌اند. مسافر ایشان سفر نیکوتین به راهنمایی مسافر کامران رُک به مدت ۱۳ماه به انجام رسانده‌اند و در حال حاضر ۱۰سال و ۳ماه است که به درمان و رهایی رسیده‌اند. در ادامه راهنما همسفر زهره خودشان سفر نیکوتین انجام داده‌اند با راهنمایی همسفر اکرم به مدت ۱۰ماه و ۱۶روز سفر کردند و در حال حاضر ۳سال و ۵ماه است که به درمان رسیده اند. همسفر زهره در کنگره خدمت‌هایی؛ نظیر دبیر کارگاه آموزشی، خدمت در سایت در قسمت گروه مصاحبه و رابط‌خبری، دبیر لژیون سردار و جایگاه پهلوانی را انجام داده‌اند و در حال حاضر در جایگاه راهنمای ویلیام و راهنمای تازه‌واردین خدمت می‌کنند.

اینک در مورد دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» با ایشان گفت‌و‌گویی ترتیب داده‌ایم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

به‌نظر شما چرا بعضی وقت‌ها منتظر می‌مانیم همه‌چیز درست شود و بعد حرکت کنیم، در حالی‌ که خودِ حرکت می‌تواند راه را برایمان روشن کند؟

من خودم هم جزء آن دسته از آدم‌هایی بودم که باید صبر می‌کردم همه‌چیز درست پیش برود، همه‌چیز سر جای خودش باشد که مثلاً زهره شروع کند به درس خواندن؛ ولی این را در کنگره یاد گرفتم که با حرکت است که راه نمایان می‌شود. شاید ۴سال طول کشید تا من اولین حرکت و اولین قدم را برای درس‌خواندن بردارم. در این ۴سال همیشه منتظر بودم که همه‌ی اوضاع باید درست باشد؛ ولی الان اوضاع درست نشد و خیلی چیزهای دیگه هم اضافه شد. الان در‌حال حل‌کردن و رفتن جلو و دست‌وپنجه نرم‌کردن با چالش‌های قشنگ زندگی، شروع کردم به درس‌خواندن و حرکت‌کردن و با حرکت بود که راه برای من نمایان شد و می‌دانستم به این آگاهی رسیده‌ام که اگر دست روی دست بگذارم و حرکتم را شروع نکنم، هیچ موقع نمی‌توانم انجام دهم؛ چون چالش‌های زندگی همیشه هستند و اصلا اگر نباشند انسان ساخته و پرداخته نمی‌شود. این تجربه‌ی من بود از اين‌که واقعاً من هم همچین فردی بودم و ۴سال آسيب دیدم بابتش؛ اما آموزش‌ها و وادی‌ها خیلی به من کمک کردند.

بفرمایید در وادی هشتم، پیمان فقط یک عهد و قول است یا شروع یک حرکت و مسئولیت جدید در زندگی؟

به‌نظرم هیچ انسانی صددرصد نمی‌تواند قول بدهد که از تمامی ضدارزش‌ها بتواند دوری كند. چرا؟ چون نیروهای منفی هر لحظه در کمین‌اند و هر‌چقدر من قوی‌تر شوم، نیروها هم قوی‌تر می‌شوند و می‌توانند راه دررویی باشند و همیشه یک راهی پیدا كنند كه بتوانند من را از مسیرم دور كنند. برای خودم پیمان وادی هشتم را بستن، خیلی سخت بود. خیلی ترس داشتم گفتم اگر خطا بکنم چه می‌شود. ولی من قول دادم که هر لحظه آگاه باشم چون پیمان بستم، باید آگاه باشم و باید مراجعه کنم به وادی ششم و نیروی عقل و سعی کنم بتوانم از نیروی عقلم به خوبی استفاده کنم که نیروها را بتوانم کنار بزنم، سعی و تلاش کنم و این نیستش که من از زمانی که پیمان وادی هشتم را بستم صددرصد بتوانم که تمامی را به صورت کامل انجام دهم نه، اصلاً برای خود من این پیش نیامده است. حس و حال خیلی قشنگی دارد پیمان وادی هشتم بستن و حتی عمل‌کردن بهش، حتی اون لحظه‌ای که می‌خواهی از مسیر جدا شوی و یک لحظه به خودت رجوع می‌کنی و آگاهی بهت می‌دهد که نباید این کار را انجام بدهی و یاد پیمانت می‌افتی و این خیلی قشنگ است. اگر در حرکت و در مسیر باشی، خطا هم کمتر اتفاق می‌افتد، در‌واقع یک شروع و یک حرکت تازه است. یک عهدی است که خودم با خودم و خدای خودم بستم و این خیلی شیرین است.

آیا خدمت‌کردن می‌تواند یکی از شکل‌های حرکت برای تبدیل دانایی به عمل باشد؟

با توجه به این‌که داناییِ خالی کافی نیست و باید تبدیل به داناییِ‌مؤثر شود؛ و اين‌كه برای خدمت‌کردن من انتخاب نمی‌کنم چه خدمتی بکنم؛ خدمت، من را انتخاب می‌کند. این انتخاب خدمت شايد مبنی بر اين باشد که زهره در جایگاه راهنمای تازه‌واردین است و گره‌هایی دارد که باید در این جایگاه باز شود. حرکت‌کردن در این خدمت، دانایی را به من می‌دهد و عمل‌کردن من به آن دانایی، باعث می‌شود که داناییِ‌مؤثر شود.

از راهنما همسفر زهره بسیار سپاسگزاریم که وقت‌شان را در اختیار ما قرار دادند و ممنون از شما که ما را همراهی کردید.


گروه مصاحبه:همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر ماهرخ (لژیون اول) و همسفر رقيه رهجوي راهنما همسفر آزاده (لژيون چهارم)
عکاس: همسفر مینا مرزبان خبری
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...