جلسه چهارم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شادآباد به استادی ایجنت همسفر اکرم، نگهبانی پهلوان همسفر فاطمه و دبیری همسفر نگار با دستور جلسه "وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من" روز سهشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۱۵ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم بابت اذن خدمت. سپاسگزارم از همسفر فاطمه که این فرصت را در اختیار من گذاشتند و خدا قوت عرض میکنم به خدمتگزاران لژیون سردار، نگهبان، دبیر و خزانهدار و تکتک شما عزیزان. به فرمان آقای مهندس، لژیون مالی بالاترین خدمت است؛ در واقع خدمت مالی در کنگره۶۰ بالاترین خدمت است و من میگویم هرکسی که عضویت در لژیون سردار دارد، به نوعی در لژیون خدمت میکند؛ حالا یک خورده کمتر و بیشتر.
همه ما عضو لژیون سردار و از خدمتگزاران لژیون سردار در کنگره۶۰ هستیم. گوارای وجودتان باشد این عمل بسیار عظیم. دستور جلسه در مورد وادی هشتم است؛ وادی هشتم یکی از قوانین زیبای زندگی را در واقع به ما یادآوری میکند و آن موضوع حرکت است. بهترین اندیشمندان دنیا و متفکرترین انسانها اگر بیایند دور هم جمع بشوند و بهترین طرح و برنامهها را داشته باشند برای رسیدن به هدفشان، تا حرکت نکنند، نمیتوانند به اهدافشان برسند.
اصلاً یکسری از برنامهریزیها در حرکت و در مسیر است؛ در طول مسیر تازه دستمان میآید، یعنی ما به آن بپردازیم، راجع به آن صحبت کنیم و تصمیمگیری کنیم؛ پس تا حرکت نکنیم، واقعاً نمیتوانیم همه ریزهکاریهای مقصد و هدفمان را در نظر بگیریم. ابتدا وادی با جملات خیلی خیلی زیبایی شروع شده: «امواج چون گردباد در زمین فرود میآیند، آنچه برداشتی است با خود به امانت میبرند و این جز به فرمان حاصل نمیشود."
انسان از روزی که خودش با اختیار خودش انتخاب کرد که روی کره زمین زندگی کند، از همان موقع امواج زیادی دائماً در حال رفتوآمد به سوی شما انسانها هستند و دلیلش این است که حرکتهای خوب انسان و عملکردهای درستشان قرار است با خودشان به امانت ببرند و این یک نوید خیلی خوب و امیدبخش برای انسان است که هیچکس نگوید که من در فلانجا فلانکار را کردم، دیده نشد.
یعنی امواج در هستی وجود دارند و عملکردهای ما را با خود به امانت میبرند و این خیلی زیبا است. اینکه امانت میبرند، قرار است یک جایی بیاورند و به ما در زندگیمان پس بدهند؛ پس این خیلی میتواند برایمان درسآموز و امیدوارکننده باشد؛ و در پایان میگوید که این جز به فرمان حاصل نمیشود. حضور تکتک ما در اینجا قطعاً فرمان است. اگر فرمان نبود، هزار و یک مسئله و مشکل پیش میآمد تا ما اینجا حضور نداشته باشیم.
همیشه حقیقتهای زیبا میتوانند پیامدهای زیبا داشته باشند. حضور تکتک ما اینجا قطعاً حرکت است. وادی هشتم پیامش میتواند خیلی آموزنده باشد: "با حرکت، راه نمایان میشود." من فکر میکنم همه ما کنگرهایها این را خیلی خوب میتوانیم توضیح بدهیم. همهمان یک روزی درگیر تاریکی اعتیاد بودیم. اگر سالها مینشستیم، غصه میخوردیم، زجه میزدیم به هیچ جا نمیرسیدیم.
از روزی که خواستیم و حرکت کردیم، یکی دو بار دنبال راه بودیم، خدا را شکر راه نمایان شد و بعد زیباتر از آن، حرکت و ماندنمان بود. همین که اینجا ماندیم یعنی در حال حرکتیم؛ اصلاً قرار نبود ما برای آموزش به اینجا بیاییم. ما آمدیم با اعتیاد آشنا شدیم، با درمان آشنا شدیم، بعد آموزش پیش رویمان بود و بعد دستاوردهای زیبایی مثل خدمت، خدمت مالی؛ همه اینها پیامدهای زیبای حرکت اولیه بود.
ما ماندیم تا بخشش را به ما آموزش بدهند و این خیلی زیبا است. یک قسمتی از وادی هشتم در مورد جبران خسارتها صحبت میکند و ما به نوعی اول به خودمان و قطعاً همه انسانها، نه فقط بچههای کنگره، به خودمان، به ظلمهایی که کردیم در حق خانواده، دیگران و جامعه. اولین آموزشی که کنگره۶۰ به ما میدهد، با آن حرکتی که انجام دادیم، این است که خودمان را ببخشیم، بخشندگی را یادمان میدهد.
هر کاری که کردیم، خودمان را ببخشیم و این خیلی میتواند ارزشمند باشد؛ اگر خودمان را اینقدر سرزنش نکنیم و ببخشیم، آرامآرام به آرامش میرسیم چون بخشش، انسان را به آرامش میرساند. بعد یک کم که آرام شدیم دیگران را میتوانیم که ببخشیم؛ دیگران را که بخشیدیم، حسهایمان باز میشود و آن وقت میتوانیم از اموال خودمان ببخشیم.
آیهای است در قرآن که میگوید: مالک اصلی اموال کسانی هستند که قسمتی از اموال خودشان را میبخشند و این زمانی حاصل میشود که روی خودمان کار کنیم، اول خودمان را ببخشیم، بعد دیگران را و بعد بیاییم قسمت اموالمان. خیلیها پولدارند ولی نمیتوانند از آن ببخشند؛ فقط امانتدار هستند و برای نسلهای بعدشان نگه میدارند.
اما کنگره۶۰ به ما یاد داد و آموزش داد که یک خرده از اموال خودمان، هر چقدر که باشد، بتوانیم ببخشیم. من یک جمله یک جا دیدم، خیلی خوشم آمد. اینکه ما برای شروع هر کاری «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوییم؛ در روز چندین مرتبه شاید ما با این کلمه مواجه میشویم. قرآن خیلی جاها، تمام سورهها تقریباً با «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع میشود و شاید دلیل اینکه خداوند اولین ویژگی خودش را درون ما گذاشته، بهنام خداوند بخشنده و مهربان؛ بخشندگی و مهربانی ویژگیهای خداوند هستند.
یک جا ما در روز چندین مرتبه برای خودمان تکرار کنیم تا بتوانیم در حق دیگران نیز ادا کنیم. گلریزان نزدیک است و من میدانم که عزیزان از چندین ماه قبل شروع کردند؛ راهنمایان عزیز قطعاً در لژیونهایشان دارند صحبت میکنند. قرار است برنامهریزی کنیم، اتفاقهای خیلی خوب بیفتد و برایمان خیلی ارزشمند باشند. یک وقتهایی آدم در یک لحظه یک تصمیم خیلی خوب میگیرد و آن همان حرکت زیبایی میشود که پیامدهایی دنبال خواهد داشت و خیر و برکت واقعی به ما میدهند.
از چه نظر میگویم؟ از این نظر که آن میشود که قرار است در جشن گلریزان اتفاق بیفتد و هر کداممان بسته به توان مالیمان یک بخششی انجام بدهیم و هدایای ما، همانطور که همه ما میدانیم، یک بخشی باید برود ساختمان مرکزی و در ساختمان مرکزی برای درمان بیماریها استفاده میشود، برای ساخت آزمایشگاه شعبههای مختلف؛ یعنی یک وقت آن هدیههای شما به جاهایی میرود که شما فکرش را هم نمیکنید و خیر و برکت عظیم انشاءالله داشته باشند.
بخشش ویژگی خاص خداوند است، ولی از نوع خاص که همهمان تلاش کنیم از امروز خودمان را خیلی ببخشیم؛ از یک ثانیه قبل، یک جوری خودمان را ببخشیم که اصلاً یادمان نرود چه کار کردیم؛ دیگران را یک جوری ببخشیم که اگر امروز حتی رودررو شدیم با آنها، در چشمهایشان نگاه کردم، یادم نرود در حق من چه کار کردهاند؛ و بعد اموالمان را یک جوری ببخشیم که هیچ شرطی برایش در گلریزان نداریم.
وادی هشتم دو تا بخش دارد: یکی بخش حرکت و دوم پیمان است. یک برداشتی خودم دارم؛ همیشه میگویم که روز جشن گلریزان پیمان من با خدا است. یک جوری اول برنامهریزی کنیم که خیلی خوب همه جوانب زندگی را بسنجم، چون امروز حرکت درست انجام بدهیم، قطعاً پیامدهای زیبایی در طول سال خواهد داشت. یک جوری نشود که یک جایی بیاید یک تاریکی، من بمانم و بگویم که من هنوز تعهد را پرداخت نکردم.
خوب برنامهریزی کنم و این برنامهریزیام را با خدای خودم یک جوری ببندم که صد خودم را بگذارم. دلیلی که حواسم هست چیزی کم نگذارم، صد خودم را بگذارم، واقعاً تلاش خودم را بکنم در این یک ماه؛ چون قرار است حرکت واقعی را در هستی برای خودمان و عزیزانمان به راه بیندازیم؛ آن وقت، وقتی بخشیدم، یک جوری ببخشم که برایش شرط نگذارم که اگر این را بدهم و این اتفاق بیفتد، سال بعد دو برابرش میکنم؛
نه فقط بگویم یک روزی یکسریها آمدند و بخشندگی را انجام دادند. امروز این در باز است، این مکان است و این صندلیها چیده میشود، این میکروفن، سرمایش و گرمایش، روشنایی، همه هزینه دارند. یک روزی خیلیها آمدند، ماندند، حتی الان نیستند، ولی فقط گلریزان میآیند شرکت میکنند. من فقط به این قصد امروز میخواهم همه تلاشم را بکنم در این زمان باقیمانده خودم.
انشاءالله در جشن گلریزان یک پیغام خیلی عاشقانه و خالصانه با معبود خودم ببندم و انشاءالله برای آیندگان و این صفت ویژه خداوند کریم، صبر، و این حلقه عشق و محبت که دور هم جمع میشوند و برای بهتر بودن و بهتر شدن و آموزش خوب که یکی بخشش ویژه و خاص را دستشان میبینند.
.jpeg)
تایپیست: همسفر فاطیما رهجوی راهنما همسفر فررزانه (لژیون بیستوششم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر مهتاب
ویرایش: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
ارسال: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون پانزدهم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
2202