English Version
This Site Is Available In English

خروج از سکون

خروج از سکون

جلسه چهارم از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی چرمهین با استادی مسافر راهنما  عسگر ، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر اکبر با دستور جلسه « وادی هشتم  » سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، عسگر هستم، یک مسافر. دستور جلسه امروز ما وادی هشتم است: «با حرکت، راه نمایان می‌شود.»

اگر نگاهی به وادی‌های گذشته داشته باشیم، می‌بینیم که چهار وادی نخست، بیشتر ما را با مفهوم تفکر و مسئولیت‌پذیری آشنا می‌کنند. در وادی اول می‌آموزیم که با تفکر، ساختارها آغاز می‌شوند و درمی‌یابیم که خلقت انسان بدون هدف نیست و هر انسانی برای انجام کاری در این هستی به وجود آمده است.
وادی دوم به ما می‌آموزد که مشکلات زندگی را در درجه اول، خودمان باید حل کنیم. در وادی سوم، مسئولیت را می‌پذیریم و در وادی پنجم درمی‌یابیم که تفکر، اگر با عمل همراه نباشد، به نتیجه نمی‌رسد.
در وادی ششم، جایگاه عقل و اجرای فرمان عقل مطرح می‌شود و در وادی هفتم با رمز و راز کشف حقیقت آشنا می‌شویم. همان‌گونه که جناب مهندس فرمودند: «قفل‌سازان بسیارند، اما کلیدسازان اندک هستند.»
اکنون در وادی هشتم، مسئله اصلی، حرکت است. جناب مهندس می‌فرمایند: «در سکون، هیچ زایشی وجود ندارد.» یعنی برای رسیدن به هر خواسته‌ای، باید از مرحله فکر و تصمیم عبور کنیم و وارد عمل شویم.
من در دوران اعتیاد، نگرش درستی نسبت به خودم، جامعه و خداوند نداشتم. حتی گاهی خداوند را زیر سؤال می‌بردم و با خودم می‌گفتم: چرا ما را خلق کرده است؟
پیش از ورود به کنگره، به دلیل تحصیلاتی که داشتم، تصور می‌کردم می‌توانم پروتکل درمان را دریافت کنم، به خانه بروم و آن را اجرا کنم. در آن زمان، شناختی از جهان‌بینی نداشتم و تصورم از درمان بسیار محدود بود.
اما با ورود به کنگره متوجه شدم که مسئله فقط درمان جسم نیست. تغییر نگرش و جهان‌بینی، بخش مهمی از مسیر درمان است. جناب مهندس به ما آموزش دادند که ابتدا باید خواسته خود را بشناسیم. وقتی به درون خودم نگاه کردم، فهمیدم مهم‌ترین خواسته من، رهایی از اعتیاد است.
برای رسیدن به این خواسته نیز باید آموزش ببینم، فرمان‌بردار باشم و آنچه را می‌آموزم، در زندگی به اجرا درآورم.
انسان در مسیر زندگی، بارها با یک دوراهی روبه‌رو می‌شود؛ یک مسیر، مسیر ارزش‌هاست و مسیر دیگر، مسیر ضد ارزش‌ها. انتخاب ما در این موقعیت، به میزان دانایی و خردمندی ما بستگی دارد. هرچه دانایی بالاتر برود، تشخیص مسیر درست آسان‌تر خواهد شد.
بنابراین، تغییر واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که آموزش‌ها از مرحله دانستن عبور کنند و در رفتار و تصمیم‌های ما دیده شوند.
موضوع دیگری که باید به آن توجه داشته باشیم، جبران خسارت است. ما در دوران اعتیاد، ابتدا به جسم خودمان آسیب زده‌ایم. بنابراین، باید در دوره درمان، با صبر و اجرای صحیح برنامه، فرصت بازسازی و ترمیم را به جسم خود بدهیم.
پس از آن، نوبت به خانواده می‌رسد. رفتار ما در دوران اعتیاد، خانواده را نیز تحت تأثیر قرار داده است و جبران این خسارت، فقط با حرف زدن امکان‌پذیر نیست؛ بلکه باید در رفتار و عملکرد ما دیده شود.
در مرحله بعد، جامعه قرار دارد. جامعه برای ما هزینه‌هایی پرداخت کرده است و ما باید مسئولیت خود را در برابر آن بپذیریم.
در نهایت، موضوع طبیعت مطرح می‌شود. ما جزئی از این هستی هستیم و همان‌طور که از طبیعت استفاده می‌کنیم، باید نسبت به حفظ و آبادانی آن نیز احساس مسئولیت داشته باشیم.
راه در هنگام حرکت برای انسان آشکار می‌شود. ممکن است در ابتدای مسیر، همه‌چیز برای ما روشن نباشد؛ اما وقتی هدف خود را مشخص کنیم، آموزش ببینیم، مسئولیت بپذیریم و قدم برداریم، مسیر به‌تدریج خودش را نشان می‌دهد. بنابراین، برای تغییر زندگی نباید منتظر شرایط ایده‌آل بمانیم. باید از نقطه‌ای که هستیم شروع کنیم و قدم‌به‌قدم پیش برویم تا با حرکت، راه نمایان شود

تایپ: مسافر حسین لژیون دوم 

ارسال:مسافر پوریا 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...