سلام دوستان علیرضا هستم، یک مسافر.
امروز هرچقدر شکرگزار خدای مهربان و کسانی که من را در مسیری قرار دادند که بتوانم اینگونه بیان مطلب کنم و از دام اعتیاد رها شوم، دیدگاهم را نسبت به اینکه آری میتوان بدونِ مواد مخدر هم زندگی کرد و یک زندگی خوبی داشت، همچون راهنمایان خوبم تشکر میکنم! از آقای مهندس و خانواده محترمشان کمال تشکر را دارم که چنین بستری را برای ما هموار ساخت تا به حال خوش برسیم. مسئله فقط اعتیاد به مواد مخدر نیست! بلکه باید چیزی فراتر از آن است، و این چیزی نیست جز تعادل و یافتن راه. من که دیگر از تعادل جسم، روان و جهانبینی خود و حتی زندگیام خارج شده بودم، دیگر تعاملی برای ادامه زندگی کردن نداشتم؛ زیرا گفتار، رفتار و کردارم نیز تغییر کرده بود. با ترس و ناامیدی به زندگی ادامه میدادم. آنقدر استرس داشتم که جرأت نمیکردم با کسی حرف بزنم، زیرا قدرت تکلم از من گرفته شده بود و اگر هم میخواستم چیزی بگویم، تمام بدنم به لرزه میافتاد. سپاسگزار خداوند هستم که مسیری سر راهم قرار داد بنام کنگره ۶۰؛ راهی را به من نشان داد که در طول زندگی همانند او را ندیده بودم. من را در این راه و مسیر با کسانی آشنا کرد که انگار از این دنیای مادی نیستند! خداوندا مگر میشود این چنین؟انسانهایی که با عشق، محبت، فداکاری، گذشت، مهربانی، بخشندگی، با علم و عمل را در یکجا به دور هم دید؛ که دارند بدون هیچ مزدی به همدیگر خدمت میکنند را نادیده گرفت و به سمت آنها حرکت نکرد. آری، حالا میدانم که هیچ برگی از درخت جدا نخواهد شد اگر به اذن تو نباشد.

حالا میفهمم که با آن توصیفهایی که از خودم کردم، اینک اینگونه دارم بیان مطلب میکنم؛ یک معجزه است از طرف خودت و دیگر معجزهای از طرف کنگره ۶۰. چون اگر آموزشها، سیدی نوشتن و آموزگارانی همچون آقای مهندس، راهنماهای خوبم و تمام خدمتگزاران این مکان مقدس نبودند، من اکنون به این حال خوش نمیرسیدم.
عکس، تهیه و ویرایش: مسافر محمدرضا لژیون نوزدهم
تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون هشتم
نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
108