در خدمت همسفر حکیمه، راهنمای لژیون یک، هستیم و گفتوگوی کوتاهی را با ایشان ترتیب دادهایم که توجه شما را به آن جلب میکنیم.
همسفر حکیمه و مسافرشان با آنتیایکس شیشه وارد جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ شدند و به روش DST و با داروی OT، به مدت ۱۰ ماه و ۹ روز، به راهنمایی راهنما مسافر عباس و راهنما همسفر سحر سفر کردند. ورزش مسافرشان باستانی و ورزش همسفر حکیمه دارت است. در حال حاضر نیز چهار سال و یک ماه است که آزاد و رها هستند. همسفر حکیمه جایگاه خدمتی راهنمای تازهواردین را پشت سر گذاشتهاند و بهتازگی شال راهنمایی DST را دریافت کردهاند.
اولین روزی را که مسئولیت راهنمایی تازهواردین را بر عهده گرفتید، به یاد میآورید؟ چه احساسی داشتید و کدام چالش، بزرگترین درس را به شما آموخت؟
بله، بهخاطر دارم. هم حس شیرینی داشتم و هم احساس سنگینی بار مسئولیت. گاهی تازهوارد نام مواد جدیدی را بیان میکرد و من آموختم که باید مطالعه و آموزش بیشتری داشته باشم.
زمانی که با افراد مختلف و شخصیتهای متفاوت روبهرو میشوید، چگونه تلاش میکنید فضایی امن، صمیمی و دوستانه برای آنها ایجاد کنید؟
ابتدا با لبخندزدن و در آغوش گرفتن، سعی میکنم احساس امنیت را به او منتقل کنم. بیان میکنم که من هم با تازهوارد همدرد بودهام، در این مسیر قرار گرفتهام و درمان شدهام و او را تشویق میکنم تا با خیالی آسوده و باکمال اطمینان سفر کند.
در مسیر خدمت، چگونه توانستهاید میان مسئولیتهای شخصی و خانوادگی و مسئولیتهای خود در کنگره تعادل برقرار کنید؟
در درجه اول، اولویت من تحکیم بنیان خانواده است؛ بنابراین؛ ابتدا به همسر و فرزندانم بیان کردم که اگر بخواهم در مسیر خدمت قرار بگیرم، نیازمند همراهی خانواده هستم. خود نیز با برنامهریزی بهتر توانستم تعادلی بین امور شخصی، خانوادگی و مسئولیتم در جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ ایجاد کنم.
بزرگترین لذت و شیرینیای که در مسیر راهنمایی تازهواردین تجربه کردهاید، چه بوده است؟
اینکه مشاهده میکنم تازهوارد، پس از گذشت مدتی از حضور خود، به آرامش نسبی رسیده و همسو با مسافرش شده و به رهایی میرسد، واقعاً لذتبخش است.
وقتی برای اولینبار شال نارنجی را دریافت کردید، چه احساسی داشتید و این مسئولیت چه تغییری در نگاه شما به خدمت ایجاد کرد؟
خدمتکردن در جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰، در هر جایگاهی که باشد، توأم با لذت و شیرینی خاصی است. بهخصوص در جایگاه راهنمای DST، این حس ناب صدچندان میشود. به نظرم این جایگاه وسعت دید بیشتری در من ایجاد کرده است تا در جهت اصلاح بیشتر عملکرد و رفتار خودم تلاش کنم.
به نظر شما مهمترین وظیفه یک راهنمای تازهکار در مسیر خدمت چیست و برای انجام درست این مسئولیت، روی چه چیزی باید بیشتر کار کند؟
تلاش در جهت بالابردن سطح معلومات و آگاهی خود و بروزدادن این دانستهها در رفتار و کردار، تا رهجو نیز بتواند راهنما را الگوی خود قرار دهد. همچنین انتقالدادن علم کنگره ۶۰ به یک رهجوی تازهوارد تا پس از درمان به زیبایی خدمتگزار شود و او نیز بتواند این علم را به دیگری منتقل کند.
اگر بخواهید مفهوم و تجربه شخصی خود از «راهنمایی» را در یک جمله بیان کنید، چه میگویید؟
راهنمایی؛ بودن در ساحل آرامش و امنوامان الهی و لذت واقعی خدمت را چشیدن است.
برای کسانی که میخواهند؛ مانند شما در مسیر رشد و خدمت قدم بردارند، اما هنوز تردید دارند، چه پیامی دارید؟
هیچکس چیزی از آدمی دریغ نمیکند، مگر خود او. با تلاش و عزمی راسخ قدم بردارید و از چیزی نهراسید که دستان پرتوان نیروهای الهی به یاری شما خواهند آمد.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون دهم)
عکاس: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون نوزدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی البرز (کرج)
- تعداد بازدید از این مطلب :
255