جلسه هفتم از دوره شصتوهفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شادآباد به استادی همسفر سمیه ، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر سعیده با دستور جلسه: "وادی هشتم (باحرکت راه نمایان میشود) و تأثیر آن روی من" روز سهشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز همانطور که میدانید، وادی هشتم و تأثیر آن روی من است؛ وادی هشتم یکی از وادیهایی است که در زندگی روزمرهمان خیلی با آن در ارتباط هستیم. همه موجودات در هستی در حال حرکت کردن هستند و پیام این وادی هم این است که با حرکت، راه نمایان میشود. اساس کار هستی بر مبنای حرکت است و هر موجودی برای حفظ و بقای خودش باید ادامه حیات داشته باشد؛ در این حیات هم ما قرار نیست از اول همه چیز را بدانیم و بدانیم که قرار است چه اتفاقی بیفتد و بعد حرکت کنیم.
مشکل ما این است که منتظر میمانیم همه چیز برای ما روشن شود، بعد شروع کنیم به حرکت کردن؛ ولی در واقع خیلی از مسیرها فقط زمانی برای ما روشن میشود که ما قدم اول را برداریم. این حرکت کردن، در کنارش باید فکر کردن نیز باشد، چون ما هفت وادی را پشت سر گذاشتیم و یاد گرفتیم که چگونه تفکر کنیم، چگونه مسئولیت کارهایمان را بر عهده بگیریم و به فرمان عقل برسیم.
در وادی هفتم به کشف حقیقت دست پیدا کردیم و راه را پیدا کردیم. وادی هشتم به ما میگوید که حالا این راه را پیدا کردی، باید حرکت کنی؛ حرکت کردن با عجله کردن فرق میکند. حرکت کردن، حرکتی درست است که مبنا و اساسش فکر و حرکت صحیح باشد. گاهی ما آنقدر درگیر «اما، اگر» میشویم که چه اتفاقی قرار است بیفتد، حالا چه میشود و چه نتیجهای من کسب کنم، و به خاطر همین تفکر غلط اصلاً حرکت نمیکنیم؛ ولی اگر بخواهیم منتظر باشیم که اطمینان و جواب صددرصد به ما بدهند و ما بعد حرکت کنیم، هیچ وقت این اتفاق پیش نمیآید.
وادی هشتم به ما یاد میدهد که باید قدم اول را برداری و وقتی که قدم اول را برداشتی، قدمهای بعدی برایت باز میشود. یک جای وادی میگوید: در سکون هیچ زایشی نیست.سکون کلاً کار نیروهای منفی است که این نیرنگ را میزنند که شخص ساکن باشد و باعث سقوط و نابودیاش شود.
یک ماشین را در نظر بگیریم؛ ماشین دارد حرکت میکند، شب هم که باشد، چراغهایش هم که روشن باشد، فقط چند متر جلوتر را نشان میدهد و این دلیل بر این نمیشود که ما توقف کنیم، یا اینکه چون من پایان جاده را نمیبینم پس حرکت نمیکنم. وقتی که این چند متر را حرکت کردی، باز چند متر دیگر برای ما روشن میشود تا به پایان آن مقصد و هدفمان برسیم.
یکی از پیامهای مهم این وادی این است که ما باید دانستههایمان را تبدیل به عمل کنیم. وقتی دانستههایمان را تبدیل به عمل کردیم، در مسیر حرکتهایمان آموزش میبینیم و تجربه کسب میکنیم. پس یک مسافر و یک همسفر وقتی که به کنگره میآیند، میدانند که اعتیاد خوب نبوده، جسم و روانشان تخریب شده؛ حالا به واسطه اعتیاد باید بیایند کنگره، درمان بشوند، فرمانبردار بشوند و آموزش بگیرند، نظم را برقرار کنند؛ ولی وقتی که اینها را بدانم ولی انجام ندهم، هیچ تغییر و حرکتی از ما شکل نمیگیرد. ولی اگر انسان پرخاشگری بوده است، انسانی بود که زود عصبانی میشود، این کارها را دیگر انجام ندهد؛ او کسی است که در حال تغییر و حرکت و روبهجلو است.
یک قسمت این وادی در مورد اختیار صحبت کرده؛ میگوید وقتی خداوند به انسان اختیار داد، او را بر سر دو راهی قرار داد: یکی راه فسق و فجور و یکی هم راه صراط مستقیم؛ که انسان به واسطه اختیارش انتخاب داشت کدام راه را انتخاب کند. هرچه درک و آگاهی آن شخص بیشتر باشد، باعث میشود که ما راه صراط مستقیم را انتخاب کنیم؛ ولی هرچه که در جهل و نادانی باشد، از راه منحرف میشود و به تاریکی میرسد.
وادی هشتم به زبان ساده میخواهد بگوید که فقط ننشین، فکر کن، غر نزن، گله نکن، شکایت نکن؛ از یک جا باید حرکت کنیم و در این حرکت، راه و مسیر پیدا کنیم. البته سکوت کردن در یک جاهایی خوب است، به خاطر این که باعث میشود انسان بهتر تفکر کند و راه درست را پیدا کند؛ سکوتش و تفکر صحیح.
یک نکته مهم این وادی در مورد جبران خسارت است. صحبتی که در جبران خسارت به ما میگوید این است که وقتی میخواهم حرکت کنم، فقط منظور این نیست که از الان به بعد شروع کنی کارهای جدی انجام بدهی؛ خیلی وقتها ما قرار است برگردیم به گذشتهمان و نگاه کنیم چه کارهایی انجام دادیم، چه خطاهایی کردهایم، چه آسیبهایی زدهایم و چه بلاهایی سر خودمان و خانوادهمان آوردیم.
کنگره ۶۰ میگوید که باید جبران خسارت را از خودت شروع کنی؛ و وقتی که از خودت شروع کردی، خودت را بخشیدی و خودت را آسیب نزدی، جسم و روانت تغییر و بازسازی کردی. حالا نوبت جبران خسارت نسبت به خانواده است. این که بگویی فقط «تمام» کافی نیست؛ باید دوباره آنها را به دست بیاوریم و تغییر کنیم، در رفتارمان، در افکارمان، عشق و محبت به آنها برسانیم.
جبران خسارت نسبت به جامعه هم این است که فرد مفیدی برای جامعه باشیم و نقش مفیدی در جامعه داشته باشیم و در پیشرفت اهداف آن جامعه تلاش کنیم؛ البته به اندازه آن ظرفیت و آن جایگاهی که شخص دارد و کارهایی که قبلاً به خاطر اعتیادش نتوانست انجام بدهد.
و بخش مهم و پایانی وادی هشتم راجع به پیمان صحبت میکند. کسی که وقتی پیمان میبندد، با خودش و خدای خودش عهد میبندد که دیگر اشتباه نکند، دیگر به سمت ضد ارزشها نرود و مسیر درست را انتخاب کند؛ چون خیلی وقتها انسان زبان اشتباهاتش را متوجه نمیشود، یعنی بین دانستن و عمل کردنش فاصله به وجود آمده است؛ یعنی میداند یک سری کارها اشتباه است، ولی آنها را انجام میدهد؛
مثلاً میداند دروغ بد است، ولی دروغ میگوید؛ میداند باید احترام بگذارد، ولی نمیگذارد؛ میداند که نباید انسانی ناسپاس و ناشکر باشد، ولی هست؛ اما وقتی که پیمان میبندد، سعی میکند که انسان بهتری باشد و به سمت ارزشها حرکت کند، و اگر ما راه درست را انتخاب کنیم و در یک مسیر ثابتقدم باشیم، نیروهایی در کنارمان هستند و به ما کمک میکنند. انشاءالله که همه ما بتوانیم راه و مسیر درست را انتخاب کنیم و در این مسیر درست بهترین آموزشها را کسب کنیم.
مرحله رهایی ۴۰ سیدی همسفران
همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون بیستوچهارم)
همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون بیستم)
.jpeg)

مرزبانان کشیک: همسفر مهتاب و مسافر رضا
لژیون خدمتگزار: آزاد
تایپیست: همسفر فاطیما رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون بیستوششم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون پانزدهم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
352