English Version
This Site Is Available In English

مهمترین قسمت جهان بینی وادی هاست

مهمترین قسمت جهان بینی وادی هاست

سلام دوستان احسان هستم مسافر ویلیام.
دستور جلسه وادی هشتم می‌باشد استاد جلسه قبل صحبت جالبی نمودند بیان کردند اگر کسی در مدت ده ماه این پروتکل را اجرا کرده مرتب باشد کمی بالا یا پایین او به درمان خواهد رسید و جسم درمان می‌شود طبق این پروتکل با آدامس جسم درمان می‌شود و در این امر هیچ استثنایی وجود ندارد به هر حال راه فرقی نمی‌کند حالا کسی ممکن است با لکسوس، کسی با موتور و شاید کسی هم پیاده حرکت کند، این راهی می‌باشد که به هر طریقی اگر تا ته آن بروی به درمان می‌رسی جالب اینجاست تمام موارد اوتی و آدامس و مراحل دیگر تنها سه درصد از درمان را شکل می‌دهند و مابقی یعنی نودهفت درصد به نحوه دید برمی‌گردد نوع جهان بینی انسان نوع تفکر و طرز نگاهش خیلی جالب است من خود نیز به تازگی به این مسئله پی برده‌ام که کلیه مثلثات در کنگره ضلع راست دارد ضلع چپ و قاعده و ترتیب شروع شدنش را از یکی از بزرگان کنگره پرسیدم ایشان بیان کردند ضلع سمت راست ضلع شروع است در لژیون با رهجوها صحبت می‌کنی ضلع اول می‌شود روان و بعد جسم جهان بینی من خودم تا مدتی گمان می‌کردم ضلع اول باید جسم باشد یعنی تا زمانی که جسم به تعادل نرسد هیچ اتفاق مثبتی رخ نمی‌دهد قسمت اصلی جذب رهجو توسط راهنمای تازه واردین شکل می‌گیرد آنها باید در سه جلسه رهجو را نگهدارند ولی شال نارنجی ده الی یازده ماه فرصت دارد. غیر ممکن است در لژیون تازه واردین درمانی برای جسم شکل بگیرد اما از لحاظ روان چرا و اتفاقی که می افتد در قسمت روان است اولین قسمت که درمان می‌شود روان است باید حواسمان به جهان بینی باشد و مهمترین قسمت جهان بینی وادی هاست چهارده وادی داریم برای رسیدن به خود هفت قانون و هفت فرمان داریم وادی یک تا هفت قانون است از وادی هشت تا چهارده وادی های فرمانی هستند. وادی هشت باید حرکت کنیم این وادی با سی دی هفتگی ارتباط دارد آقای مهندس می‌گویند تو نیستی که رهایی را انتخاب می‌کنی رهایی هم باید تورا انتخاب کند یعنی بعد از ده ماه سفر رهجو به درمان می رسد ولی شکل رهایی را خود رهجو انتخاب نمی‌کند و نه کنگره و نه مهندس مثل فوتبال که باشگاه فوتبالیست را انتخاب می‌کند به همین شکل آیا رهایی و درمان مرا می پذیرد امواج می‌آید و همانند خودش را برمی‌دارد می برد. ما را سمت خودش می‌کشد بدبختی یا خوشبختی یا رهایی هستند که ما را به خود جذب می‌کنند ما باید جنس خود را عوض کنیم ما باید در سفر آگاهی کسب کنیم ما محکوم هستیم به دانستن. در بیرون کم کردن سیگار از دو پاکت به چهار نخ موفقیتی بزرگ است ولی در کنگره چنین نیست نمره رهایی باید بیست باشد نه نوزده  سی دی نوشتن برای سیگار و مصرف حتی یک نخ همراه هم معنی ندارد یک موقع نمی‌دانی و نمی‌توانی اما در مواقعی هم می‌دانی و نمی‌توانی مثل آن است که یک بند متصل است اجازه جدایی از دنیای اعتیاد خشم کینه و ... را نمی دهد
ما تقصیر را به گردن دیگران می اندازیم ولی بند اعتیاد را خودمان به خود زده‌ایم باید خودمان را نیز به درمان برسانیم  باید جبران خسارت از خود، خانواده و جامعه بکنیم تا بتوانم با آن مقابله و به درمان برسیم  قدرت مطلق در اولین پیام می‌گوید من می‌ دانم، آنچنان که ظلمت همه جا را فرا گیرد . آنقدر مال، مواد ،سیگار و ... به تو می‌دهم که زیر آن له می‌شوی. قاعده هستی این است باید ابتدا شب و ظلمت به وجود بیاید که همه ما به نسبت خود از این موضوع برخورداریم. برای خروج از آن باید از میان سبزه ها نور را دید. صرفاً به سامان شدن زندگی و گرفتن رهایی دیدن نور نیست این تازه اول راه است جبران خسارت کن کاری کن حال زندگی خودت خوب باشد آرام آرام، نیازی نیست کسی ببیند یا به سرعت انجام شود. اولین مرحله جبران خسارت آن است که دیگر خسارت نزنم به هیچ عنوان اول خودم را ببخشم سپس از خانواده و جامعه جبران خسارت کنم
امیدوارم خود به شخصه بتوانم از این وادی بسیار حیاتی و مهم استفاده کنم.

تایپ : مسافر سعید (لژیون نهم)
ویرایش وارسال:راهنما مسافرحسن

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...