وادی هشتم یکی از زیباترین و کاربردیترین وادیهای کنگره۶۰ است. این وادی به ما میآموزد که برای رسیدن به هدف، تنها دانستن و فکر کردن کافی نیست؛ بلکه باید حرکت کنیم. بسیاری از مسیرهای زندگی زمانی برای ما روشن میشوند که قدم اول را برداریم.
سایت همسفران نمایندگی الوند قزوین گفتگویی دلنشین با نگهبان لژیون سردار همسفر مریم ترتیب داده است؛ شما را به مطالعه این گفتگو دعوت میکنیم.
همسفر مریم همراه مسافر خود با ۱۰ سال مصرف تریاک وارد کنگره شدند، به مدت ۱۲ ماه به روش DST و با داروی OT به راهنمایی مسافر کوروش و همسفر شهره سفر کردند. ورزش مسافر ایشان شنا و فوتبال و رشته ورزشی همسفر مریم بدمینتون است؛ درحال حاضر ۱۴ سال و ۴ ماه است که به لطف خداوند و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند.
همسفر مریم در جایگاههای خدمتی راهنمای همسفران، ایجنت شعبههای تاکستان، کاسپین و شعبه الوند، سرداری، دنوری، نگهبان جلسه و دبیری خدمت کردهاند؛ هماکنون نیز در جایگاه نگهبان لژیون سردار در حال خدمت هستند.
وادی هشتم چه کمکی به تغییر افکار شما کرده است؟
«وادی هشتم (با حرکت، راه نمایان میشود) و تأثیر آن روی من». اگر بخواهم پیش از ورودم به کنگره را توصیف کنم، من جزو افرادی بودم که همیشه گریه و زاری میکردم و به خداوند التماس میکردم که مشکلاتم را حل کند؛ درحالیکه خودم برای حل مشکلات هیچ حرکتی نمیکردم، درگیر مشکلات اعتیاد نبودم و به آن شکل سختی و فشار بسیاری را تجربه نکرده بودم؛ اما با این حال، ناامید بودم و انتظار داشتم کسی از بیرون بیاید و مشکلاتم را حل کند، پس از ورود به کنگره با وادیها آشنا شدم و تلاش کردم آنها را در زندگیام اجرا کنم. از وادی هشتم یاد گرفتم که اگر میخواهم مشکلاتم حل شود و یا کمتر ناراحت و گرفتار مشکلات باشم؛ باید حرکت کنم، اینکه منتظر باشم فرد دیگری بیاید و مشکلاتم را حل کند امکانپذیر نیست، تمام این آموزشها را در کنگره فرا گرفتم. من یاد گرفتم که برای تغییر زندگیام باید در صراط مستقیم حرکت کنم و با عمل کردن به آموزشها مسیر درست را پیدا کنم. خداوند را شاکرم که به واسطه حضور مسافرم وارد کنگره شدم و توانستم از آموزشهای ارزشمند این مکان استفاده کنم. من آموختم که برای حل مشکلاتم باید حرکت کنم، آموزشهایی را که دریافت میکنم در زندگیام کاربردی کنم و به صحبتهای راهنمایم گوش بدهم تا از سکون خارج شوم و به حرکت درآیم. امروز بعد از ۱۴ سال حضور در کنگره به این باور رسیدهام که برای حل مشکلات، تنها خواستن و دعا کردن کافی نیست؛ بلکه باید حرکت کرد، آموزش گرفت و آموختهها را به مرحله عمل رساند؛ وادی هشتم به من آموخت هنگامیکه حرکت میکنم، راه برایم نمایان میشود.
سکون چه تأثیری بر زندگی انسان دارد؟
در کنگره آموزش گرفتیم که سکون بر هیچ موجودی جایز نیست؛ زیرا در سکون هیچ حرکتی وجود ندارد. شب و روز، ابرها، باران و تمام هستی در حال حرکت هستند؛ حتی آب اگر در جایی ساکن بماند بهمرور زمان به گندآب تبدیل میشود. سکون باعث میشود زندگی انسان حرکتی نداشته باشد و مشکلات همچنان به قوت خود باقی بمانند. با حرکت، راه برای ما باز و نمایان میشود و میتوانیم مسائل و مشکلات خود را حل کنیم. ساکت نشستن و هیچ تلاشی نکردن، یعنی منتظر باشیم نیرویی از بیرون یا یک امداد غیبی بیاید و مسائل ما را حل کند، این همان چیزی است که در کنگره از آن بهعنوان وارد شدن به مرحله چهارم یاد میکنیم؛ یعنی مسئولیت زندگی خود را بر عهده نگیریم و آن را به گردن خداوند بیندازیم و منتظر باشیم خداوند مشکلات ما را حل کند؛ درحالیکه مسائل و مشکلات زندگی میتوانند باعث رشد و تکامل ما شوند، اگر برای حل مشکلات حرکت کنیم و در مسیر درست قدم برداریم، تجربه کسب میکنیم، آموزش میگیریم و یک پله در مسیر رشد و تکامل خود بالاتر میرویم؛ درنهایت باید بدانیم که مسائل و مشکلات، لعنت خداوند نیستند؛ بلکه میتوانند فرصتی برای آموزش، رشد و حرکت ما در مسیر تکامل باشند.
حرکت در زندگی شما چه تغییری ایجاد کرد؟
من پیش از ورود به کنگره هیچ حرکتی نداشتم، نه مسافرم و نه خودم، طبق یک روال و روتین خاص در حال زندگی کردن بودیم و من تفکر منفی نسبت به زندگی داشتم، افکار و دیدگاهم سنتی بود؛ یعنی هیچ آموزش خاصی ندیده بودم. من جزو کسانی بودم که فکر میکردم همهچیز را بلد هستم و منیت زیادی داشتم، هیچوقت از کسی چیزی یاد نمیگرفتم و آموزشپذیر نبودم.
اوایل ورود به کنگره آموزش گرفتن برایم بسیار سخت بود؛ زیرا برداشتم این بود که همهچیز را میدانم و هیچ مشکلی ندارم و تنها مسافرم مشکل دارد و باید خودش مشکلاتش را حل کند، پس از اینکه در لژیون قرار گرفتم با صحبتهای راهنما، نوشتن سیدیها و صحبتهای آقای مهندس متوجه شدم که چقدر مشکل دارم و چقدر در زندگی راکد ماندهام و هیچ تغییری در زندگیام ایجاد نمیشود. مسافر کوروش همیشه میگفتند: زمانیکه متوجه شدید در مسائلی که در زندگیتان رخ میدهد؛ حتی دو درصد نیز شما مقصر هستید، اگر همان دو درصد را درست کنید تمام مشکلات شما حل میشود. پس از اینکه متوجه این مسائل شدم در جهت حل آنها حرکت کردم و از سکون خارج شدم؛ در صراطمستقیم قرار گرفتم و به بهترین شکل توانستم مشکلاتم را حل کنم.
شما اکنون در جایگاه نگهبان لژیون سردار در حال خدمت هستید. لطفاً بفرمایید لژیون سردار چه تأثیری در زندگی شما داشته است؟
سال ۱۳۹۸ زمانیکه پدرم را از دست دادم بسیار ناراحت بودم و دوست داشتم به عنوان فرزند کاری برای پدرم انجام بدهم. در آن سالها نام لژیون سردار، لژیون مالی بود و من در شعبه کاسپین جزو همسفرانی بودم که بسیار مشتاق بودم در این لژیون شرکت کنم، تصمیم گرفتم به نیابت از پدرم در این لژیون حضور داشته باشم. اولین بار که شرکت کردم پدرم را به عنوان عضو لژیون سردار اعلام کردم و از خداوند خواستم به من توان و قدرت بدهد تا هر سال بتوانم این کار را به نیابت از پدرم انجام دهم، از آن سال تاکنون هر سال در گلریزان به نیابت از پدرم شرکت میکنم. لژیون سردار حس و حال بسیار عجیبی دارد و آرامش خاصی به انسان میدهد. اکثر افراد فکر میکنند برای شرکت در این لژیون باید از نظر مالی شرایط بسیار خوبی داشته باشند؛ اما من در این سالها تجربه کردم که با تلاش و برنامهریزی میتوان در این جایگاه حضور داشت؛ حتی در بسیاری از مواقع خودم را تحت فشار قرار دادم تا بتوانم هر سال در گلریزان شرکت کنم. من یک بار در خواب دیدم که پدرم در جمع مسافران نشسته و در کنگره حضور دارد، دیدن این صحنه برای من بسیار لذتبخش بود و احساس خوبی به من داد. به نظر من برای خدمت در لژیون سردار حتماً لازم نیست پول بسیاری داشته باشیم؛ مهم این است که تلاش و برنامهریزی کنیم و تا حد توان خود در گلریزان مشارکت داشته باشیم. ما خانمها با برنامهریزی و پسانداز میتوانیم وارد لژیون سردار شویم و این جایگاه را تجربه کنیم. حضور در لژیون سردار برای من بسیار لذتبخش و ارزشمند است، در این مسیر بخشیدن را یاد گرفتم. به قول آقای مهندس: همه کاشتند و ما خوردیم؛ ما نیز بکاریم تا دیگران بخورند. من همچنین جایگاه دنوری را تجربه کردم و دوست دارم خودم یا مسافرم، جایگاه پهلوانی را نیز تجربه کنیم. برای رسیدن به این جایگاه بسیار برنامهریزی و تلاش میکنم و امیدوارم خداوند این لیاقت و جایگاه را به من و مسافرم عطا کند تا بتوانیم در جایگاه پهلوانی نیز خدمتگزار باشیم.
مهمترین تغییری که در خودتان بعد از انجام مراسم پیمان وادی هشتم احساس کردید چیست؟
پس از انجام مراسم پیمان وادی هشتم حسی که داشتم حس آرامش، شادی و سبک شدن بود. امروز دوباره تمام خاطرات آن روز برایم تداعی شد. در گرمای تابستان هوا بهشدت گرم بود؛ اما با این حال مراسم واقعاً برایم لذتبخش بود. تصویر غسل در صحرا در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، دقیقاً در زمان پیمان برایم تداعی میشد و احساس میکردم واقعاً در همان فضا قرار دارم. هنگامیکه به گذشته برمیگردم و به کارهای ضدارزشی که در زندگیمان انجام دادهایم فکر میکنم، میبینم وقتی آنها را روی کاغذ مینویسیم، گویی بخشی از آن از وجودمان جدا میشود، پس از پایان مراسم پیمان احساس میکردم دوباره متولد شدهام. من به واسطه آموزشهایی که در کنگره گرفتهام، زمانیکه بخواهم کار ضدارزشی مانند غیبت یا قضاوت انجام دهم، چیزی مانند پتک بر سرم فرود میآید و به من یادآوری میکند که تو آموزش گرفتهای و باید به آن عمل کنی. پس از انجام مراسم پیمان، این احساس برای من چند برابر شد و دیگر به خودم اجازه نمیدهم بهراحتی وارد غیبت و قضاوت شوم. برای من، پیمان مانند یک سد محکم عمل میکند و مانع انجام بسیاری از کارهای ضدارزشی میشود. این مراسم حس و حال بسیار خوبی برایم داشت و تجربهای بود که تأثیر عمیقی بر من گذاشت. دوست دارم این کار را دوباره تکرار کنم و امیدوارم بهزودی شرایطی فراهم شود تا بتوانم بار دیگر مراسم پیمان وادی هشتم را تجربه کنم.
در پایان اگر سخنی دارید، برای همسفران کنگره بفرمایید؟
بهخاطر اینکه چندین سال است در کنگره حضور دارم، در این مدت تجربههای بسیاری بهدست آوردهام. من به این نتیجه رسیدهام هنگامیکه همسفر در کنار مسافر خود قرار میگیرد و مسیر آموزش و درمان را درست طی میکند، این موضوع میتواند به مسافر نیز کمک کند تا در پلههای درمان قرار بگیرد و به رهایی برسد؛ درصورتیکه من آموزش بگیرم و خودم را تغییر بدهم، مسافر من نیز بهمرور تغییر خواهد کرد. ما نباید همیشه تقصیرها را گردن مسافر بیندازیم؛ بلکه باید دوربین را از روی مسافر برداریم و روی خودمان قرار دهیم. ما باید به صحبتهای راهنما گوش کنیم، در جلسات حضور منظم داشته باشیم و سیدیها را بنویسیم. نوشتن سیدی بسیار مهم است؛ زیرا با نوشتن، آموزشها بهتر در ذهن انسان ماندگار میشوند و بهمرور به بخشی از تفکر و زندگی ما تبدیل خواهند شد. کنگره رایگان است؛ اما به نظر من یکی از بزرگترین دانشگاههایی است که میتوان در آن آموزش گرفت. آموزشهایی که در کنگره ارائه میشود، بسیار ارزشمند است و شاید نتوان نمونه آن را در جای دیگر پیدا کرد؛ بنابراین نباید کنگره و آموزشهای آن را بیارزش بدانیم؛ بلکه باید قدر این فرصت بزرگ را بدانیم، بهموقع در جلسات حضور داشته باشیم، خدمت کنیم و بدانیم که هیچ خدمتی کوچک نیست؛ حتی اگر با یک لیوان آب دادن به همسفران و مسافران یا مرتب کردن صندلیها خدمت کنیم، باز هم در حال خدمت هستیم، مهم این است که در مسیر آموزش قرار بگیریم و از فرصتهایی که کنگره در اختیار ما گذاشته است، استفاده کنیم. از همه همسفران میخواهم روی آموزش و تغییر خودشان تمرکز کنند و دوربین را از روی مسافر بردارند. امیدوارم همه همسفران در کنار مسافرانشان باشند نه در مقابل آنها؛ با رعایت قوانین، گوش دادن به راهنما و ادامه دادن مسیر آموزش، حتماً میتوانیم به رهایی و حال خوش برسیم.
طراح سوال و مصاحبه کننده: همسفر زیبا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون اول)
عکاس: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر ثریا (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی الوند قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
219