با حرکت راه نمایان میشود. امواج چون گردباد بر زمین فرود میآیند و آنچه برداشتنی باشد، با خود به امانت میبرند و این جز فرمان حاصل نمیگردد. پس با شما که پیمان میبندید، در اندیشه آن باشید که از زمین برخاسته و به آن مکانی که فرمان است، رهسپار شوید. در سکون، هیچ چیز به وجود نمیآید و زایشی نیست همه چیز در حرکت شکل میگیرد و سپس ساختارها پدیدار و موجودات خلق میشوند و سفر در حلقههای آفرینش، آغاز و ادامهدار میگردد. در این سیر برای انسان، تفکرات؛ معمار ساختارها و زبان سخنگو و تعیینکننده مسیر حرکت او میباشد. در وادی هشتم فهمیدم که به انسان اختیار داده شده است تا خودش راه و مسیر را انتخاب کند که در مسیر تقوا، ارزشها، عشق، محبت و دوستی قدم میگذارد یا مسیر فسق، فجور، قتل، جنایت، حسادت و کینه. درست است که با حرکت راه نمایان میشود؛ اما من نمیتوانم بدون مقدمه و مطالعه فرمان حرکت بدهم. خوشبختانه اکنون هفت وادی را پشت سر گذاشتهام و آنها را با خود به همراه دارم. میدانم که با تفکر ساختارها آغاز میگردد و همچنین میدانم باید به فرمان عقل برسم و بدانم رمز و راز کشف حقیقت در چیست. برای حرکت نیاز نیست تمام جزئیات را در نظر بگیرم فقط اینکه مسیر حرکت را مشخص و سپس حرکت کنم کافی است؛ چون در ادامه خود مسیر به من میگوید که چگونه و به کجا بروم.
برای حرکت سه اصل الزامی است: در هنگام حرکت باید خواسته و هدف من کاملاً مشخص باشد تا بدانم که به کجا میروم. باید بدانم که آیا میخواهم درس بخوانم، ازدواج کنم، پسانداز کنم یا خیر. اگر هدف من مشخص نباشد، قطعاً در مسیر به بیراهه کشیده میشوم. اصل دوم این است: زمانیکه هدفم را مشخص کردم با تمام توان برای رسیدن به خواسته یا هدف خودم تلاش کنم و روی آن متمرکز شوم. درست مثل بذری که در زمین میکاریم و از آن مراقبت میکنیم تا محصول بدهد. اصل سوم میگوید: در مسیر حرکت، تمام فکر و ذکر انسان باید به مسیر و هدف متمرکز شود؛ زیرا در کنار راه سبزهزارهایی وجود دارد که میتوانند من را از مسیر اصلی خودم دور کنند و به جایی برسم که اصلاً هدف من نبوده است. برای رسیدن به هدف و بودن در صراط مستقیم، باید ابتدا از خود، سپس خانواده و در نهایت از جامعه جبران خسارت کنم؛ زیرا زمانیکه من تاریکیها را میپیمودم، هم به خودم، هم به خانواده و هم به جامعه خسارتهایی وارد کردم که شاید ناخواسته این اتفاق افتاده بوده؛ اما الان که در وادی حرکت قرار دارم باید بتوانم کارهای اشتباه گذشته خود را جبران کنم.
برای جبران خسارت از خودم، باید بدانم که من دانسته یا ندانسته به جسم و روان خود آسیبهایی وارد کردم، که حالا در وهله اول باید خودم را ببخشم و در جهت جبران خسارت برآیم. برای جبران خسارت از خانواده باید خوب تماشا کنم زمانیکه در تاریکی بودم به کدام یک از عزیزانم خسارت روحی و روانی وارد کردم، سپس برای جبران آن حرکت کنم. در مقابل جامعه همه ما مسئول هستیم؛ زیرا جامعه به من خدمت کرده تا بتوانم به عنوان یک شهروند در آن زندگی کنم؛ اما من با ناآگاهی و جهل خودم آسیبهایی به جامعه وارد کردم که اکنون زمان مناسبی برای جبران آنها است.
منبع سیدی: وادی هشتم
نویسنده: راهنما همسفر زیبا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهرا.م، رهجوی راهنما همسفر زری (لژیون سوم)، دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
66