پایان هر نقطه، سراغاز خط دیگری است.
اکنون که این دلنوشته را مینویسم، به روزهای تجلیل راهنما همسفر مهتاب عزیز نزدیک میشویم؛ روزی که ایشان پس از یک دوره خدمت خالصانه چهارساله، باید لژیون خود را تحویل دهند. امروز اگر چه از این جدایی اندوهگین هستم ؛ اما کلام راهنما در گوشم طنین انداز است که گفتند: هر مرحله از سفر، با راهنمای خاص خودش معنا پیدا میکند و حضور در لژیونهای مختلف، فرصتی است برای آموختن درسهایی جدید. قبل از راهنما همسفر مهتاب، راهنمای عزیزی به نام راهنما همسفر فاطمه داشتم که قدردان تمامی زحماتشان هستم و درسهای بسیاری از ایشان آموختم. اکنون نیز که راهنما همسفر مهتاب در آستانه تجلیل هستند، بابت تمام آموختههایی که در این مدت نصیبم کردند از ایشان بسیار سپاسگزارم. در حقیقت، هدف ما از آمدن به کنگره، آموزش گرفتن و حل گرههایی بود که سالها با آنها دست و پنجه نرم میکردم.
حضور در کنگره و گوش بهفرمان بودن، به من کمک کرد تا بخشی از مسائل زندگیام را حل کنم و به آرامشی دست یابم که مدتها تشنهاش بودم، بابت این موضوع بینهایت خوشحالم و خداوند را شاکرم برای وجود با برکت آقای مهندس، برای کنگره۶۰ و برای راهنمایان عزیزی که از وقت و زندگی خود گذشتند تا من به دنیای زیبای زندگی برگردم و بتوانم از لحظات آن لذت ببرم. از راهنمای عزیزم همسفر مهتاب بسیار سپاسگزارم که چون چراغی در مسیر تاریک زندگیام روشن شدند و مرا با خود واقعیام آشنا کردند. برای ایشان عمری با عزت و سربلندی از خداوند خواستارم؛ گرچه جدایی ظاهری سخت است، اما به قول آقای مهندس، پیوند محبت بین ما و تمامی کسانی که با محبت هستند ابدی است. آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. با آرزوی حال خوش و موفقیت در تمامی مراحل زندگی و امیدوارم خیر عظیم این خدمت درزندگی جاری و ساری باشد.
نویسنده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
رابط خبری: راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول)
ارسال: همسفر شیرین رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نماییندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
159