در مسیر رسیدن به کمال، سکون بهمعنای توقف است و ایستادن معنی مرگ روح است. حرکت میفهمد که راه چیزی نیست، در مقصد پیدا میشود؛ زیرا مسیر همان حرکتی است که در هر لحظه انسان انجام میدهد، هر قدمی که بر میداریم؛ باید با آگاهی واقعی باشد. حرکت در این وادی؛ یعنی حرکت از آنچه میپنداریم بهسوی چیزی که هستیم. در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ آموزش میگیرم، ایستادن در جای خود حتی اگر امن باشد من را به مقصد نمیرساند راه تنها، با حرکت کردن و داشتن اراده نمایان میشود. حقیقت مثل تصویری است که در آب لرزان است؛ اما حرکت میکنیم و هدفمند جلو میرویم؛ مانند جریان یک رودخانه در مسیر خویش آغاز و مسیر پدیدار میشود.
راه از دل عمل بیرون میآید تا زمانیکه حرکت نکنیم مرزهای این وادی پنهان خواهد ماند. هفت وادی را پشت سر گذاشتم، یاد گرفتم تفکر کنم؛ چون میدانم بیهوده پا به این حیات نگذاشتهام و بایستی مسئولیتهای خود را بپذیرم، اشتباهاتم را به گردن خدا و بندهخدا نیندازم. وادی هفتم میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت ۲ چیز است؛ یکی یافتن راه درست و دیگر آنچه برداشت میکنیم» که در این مسیر به دست میآورم. وادی هشتم همه این راهها را نشان میدهد، حالا سرنخ به من داده است داده که حرکت کنم در مسیر درست برای بهتر شدن حال زندگیام تلاش کنم در جهت مثبت قدم بردار تا نیروهای مافوق هم به کمک بیاید. نباید از حرکت کردن ترس داشته باشی؛ حتی با برداشتن قدمهای کوچک، این کار را انجام دهم؛ زیرا هر حرکت درست به این معناست که روح زنده است و در دل تاریکیها شکافی ایجاد میکند و نور پدیدار میشود.
قبل از ورود به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ دقیقاً من و مسافرم در سکون بودی؛ بهواسطه اعتیادی که داشت تمام مسئولیتهای زندگی را روی دوش من گذاشته بود؛ البته تخریبهای من هم کمتر از مسافرم نبود. میگفتم او به فکر زندگی و آینده نیست، چرا خودم را اذیت کنم! این تفکرات باعث شده بود، من از حرکت کردن دست بردارم و منتظر معجزهای باشم تا اتفاق بیافتد و همیشه انتظار داشتم خداوند کارهای من را پیش ببرد؛ چون اعتقاد داشتم که خداوند مرا آفریده و باید خود او هر چیزی که میخواهم برایم فراهم کند و مشکلات من را حل کند. این تفکرات پوچ باعث شده بود که هر روز به سمت افسردگی و ناامیدی بروم، آموزشپذیر باشم و آگاهیم را بالا ببریم.
حقایق برای من روشن شود و بتوانیم هدف مسیر زندگی را مشخص کنم همیشه شاکر خدا هستم و مدیون فداکاریهای آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده گرامی ایشان که هرمی دارم از این عزیزان هست. از روزی که وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدم و از این آموزشها استفاده میکنم روزبهروز حالم بهتر میشود انشاءالله بتوانم با خدمتکردن در این مکان مقدس ادامهدهنده این عزیزان باشم، همیشه در حال حرکت و تلاش باشم تا کسانی که در تاریکی هستند بتوانم کمک کنم و درمان شوند، به حال خوش برسند.
نویسنده: همسفر زهرا. ع رهجو راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم)
رابط خبری همسفر مرضیه رهجو راهنما همسفر شهلا ( لژیون دوم)
ارسال: همسفر اکرم رهجو راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی امیر اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
61