English Version
This Site Is Available In English

از جرقه می‌توان به روشنایی رسید. (نمایندگی نسترن اصفهان)

از جرقه می‌توان به روشنایی رسید. (نمایندگی نسترن اصفهان)

جلسه ششم از دوره ششم کارگاه‌های آموزشی ـ خصوصی خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی نسترن اصفهان، با استادی اسیستانت محترم مسافر پریسا، نگهبانی مسافر اعظم و دبیری مسافر مرضیه، با دستور جلسه «وادی هشتم و تأثیر آن روی من»، روز شنبه، ۱۱ مهرماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ برگزار گردید.

سخنان استاد:

سلام دوستان، پریسا هستم، مسافر.

خیلی خوشحالم که در جمع شما عزیزان هستم. در ابتدا از خانم مونا، دیده‌بان محترم خانم‌های مسافر، تشکر می‌کنم که این بستر را فراهم کرده‌اند تا بتوانیم نظرات و تجربیات خودمان را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم، خدمت کنیم و در مسیر خدمت، آموزش بگیریم. از گروه مرزبانی و ایجنت محترم شعبه نسترن نیز تشکر می‌کنم. در مورد دستور جلسه امروز، یعنی وادی هشتم؛ «با حرکت، راه نمایان می‌شود»، باید بگویم که همه وادی‌ها برای من کلیدی و ارزشمند هستند، اما وادی هشتم علاوه بر اینکه انسان را به تفکر وامی‌دارد، به ما یاد می‌دهد که باید در راستای تفکر خود حرکت کنیم.

در وادی می‌خوانیم: «با حرکت، راه نمایان می‌شود و در سکون هیچ زایشی نیست.» یعنی باید حرکت کنیم. ممکن است من بنشینم و فکر کنم که می‌خواهم سیگار کشیدن خودم را درمان کنم، می‌خواهم اضافه‌وزنم را درمان کنم، می‌خواهم خانه بخرم یا به خواسته‌های دیگری برسم؛ اما تا زمانی که حرکت نکنم، به خواسته‌هایم نمی‌رسم. وقتی حرکت می‌کنم، راه برای من روشن و نمایان می‌شود.

برای مثال، زمانی تصمیم گرفتم زبان انگلیسی یاد بگیرم. به آموزشگاه رفتم و در کلاس ثبت‌نام کردم. چند ماه که گذشت، متوجه شدم این روش و این کتاب‌ها پاسخگوی نیاز من نیست. در ادامه با استادانی آشنا شدم و فهمیدم که لازم نیست حتماً به‌صورت حضوری وقت بگذارم و می‌توانم به‌صورت آنلاین هم زبان انگلیسی یاد بگیرم. این همان مطلبی است که می‌گویند: از جرقه می‌توان به روشنایی و به منبع نور رسید. یعنی وقتی حرکت می‌کنیم، در مسیر، راه‌های بهتر برای ما پیدا و نمایان می‌شوند.

البته در این حرکت، باید چند ویژگی داشته باشم. اول اینکه خواسته من باید قوی باشد؛ یعنی چیزی را با تمام وجودم بخواهم و برای رسیدن به آن تلاش کنم و هدفمند حرکت کنم.

مثلاً اگر می‌خواهم به وزن متعادل برسم، باید بدانم هدفم از کاهش وزن چیست. آیا می‌خواهم ظاهر بهتری داشته باشم؟ آیا هدفم رسیدن به سلامتی است؟ آیا می‌خواهم این کار به من کمک کند که دیگر به سمت مواد برنگردم؟ باید برای خودم مشخص کنم که دقیقاً چه می‌خواهم و چرا می‌خواهم.

یکی از دلایلی که من مصرف‌کننده مواد مخدر شدم، این بود که دوست داشتم وزنم پایین بیاید. اضافه‌وزن باعث می‌شد احساس کنم انرژی ندارم و بدنم سنگین است. تصور می‌کردم مواد شبه‌افیونی طبیعی بدنم برای این شرایط کافی نیست و به اندازه لازم ترشح نمی‌شود. به همین دلیل، متأسفانه به اشتباه فکر کردم که با مصرف شیشه و تریاک می‌توانم انرژی بیشتری به دست بیاورم و به وزن مناسب برسم.

اما در واقع، من صورت مسئله اعتیاد را بلد نبودم. اگر با روش درست به وزن متعادل می‌رسیدم و شرایط جسمی خودم را به‌درستی اصلاح می‌کردم، بدنم می‌توانست عملکرد طبیعی خودش را داشته باشد و دیگر نیازی به استفاده از مواد بیرونی نداشتم. حال وقتی خواسته‌ای دارم، باید از خودم بپرسم: هدفم از این خواسته چیست. یک موقع به خودم می‌گویم باید وزنم را کاهش بدهم یا دیگر سیگار نکشم؛ اما در واقع برای هر کاری که انجام می‌دهم، باید یک هدف مشخص داشته باشم.

در درمان سیگار، مثلاً هدفم می‌تواند این باشد که دیگر مجبور نباشم ماسک بزنم، یا برای اینکه بوی سیگار می‌دهم، مقدار زیادی عطر استفاده کنم. هدفم از کاهش وزن هم می‌تواند رسیدن به سلامتی باشد. وقتی هدفم را مشخص کردم، باید در جهت خواسته‌ام حرکت و تلاش کنم. نکته مهم دیگر این است که ممکن است من خواسته داشته باشم؛ دوست داشته باشم وزنم پایین بیاید، سیگارم را درمان کنم یا دیگر مواد مصرف نکنم، اما اطلاعات و آگاهی لازم را نداشته باشم.

مثلاً می‌خواهم وزنم پایین بیاید و بدون داشتن آگاهی، سراغ روش‌های مختلف و آمپول‌های لاغری می‌روم و ممکن است مشکلات زیادی برای خودم ایجاد کنم. بنابراین صرفاً داشتن خواسته کافی نیست؛ باید آگاهی درست داشته باشم و در مسیر درست حرکت کنم.

من در حال انجام سفر نیکوتین هستم. اگر با یک نخ سیگار دوباره به مصرف برگردم، در واقع حرکت خودم را خراب می‌کنم. بنابراین نکته مهم این است که هم خواسته داشته باشم و هم در جهت خواسته‌ام، آگاهانه حرکت کنم. اما باید بدانیم که نیروهای منفی هم بیکار نیستند و نمی‌خواهند ما به خواسته‌هایمان برسیم و هدفمند حرکت کنیم. درست زمانی که ما در مسیر رسیدن به خواسته و هدفمان قرار می‌گیریم، ممکن است موانع مختلفی سر راه ما قرار بگیرد؛ گاهی هم این موانع در زیباترین و ساده‌ترین شکل ممکن ظاهر می‌شوند.

مثلاً من به‌خوبی در حال وزن کم کردن هستم، اما یکی از اعضای خانواده می‌گوید: «صورتت چقدر داغون شده!» یا همسرم می‌گوید: «من زن استخوانی نمی‌خواهم.» یا هر بار ممکن است جایی از بدنم درد بگیرد و من فکر کنم که حتماً مشکلی پیش آمده است. در حالی که بعضی از این مشکلات و دردها ممکن است مربوط به همان شرایطی باشند که در گذشته به دلیل اضافه‌وزن داشتم و باید در مسیر درست، یعنی در سفر جونز، به آن‌ها توجه و رسیدگی شود.

آقای مهندس در جایی مثالی می‌زنند که شخصی می‌گوید: «من به خاطر تیروئید چاق می‌شوم.» و پاسخ می‌دهند: «نه، شما به خاطر چاقی، تیروئید دارید.» این مثال برای من نشان می‌دهد که گاهی ما علت و معلول را اشتباه می‌گیریم و اگر صورت مسئله را درست نشناسیم، ممکن است راه را هم اشتباه انتخاب کنیم.

در نهایت می‌خواهم بگویم که نیروهای منفی وجود دارند، اما ما آمده‌ایم که در مسیر زندگی، با شناخت درست و حل کردن مشکلاتمان به اهدافمان برسیم. وقتی قرار است به سمت قدرت مطلق برگردیم، باید با اطلاعات و آگاهی بیشتری برگردیم؛ صورت مسئله‌ها را پیدا کنیم، آن‌ها را حل کنیم و در نهایت به تکامل برسیم. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، بسیار ممنونم.

تایپ: مسافر اعظم، لژیون هشتم ـ نمایندگی نسترن اصفهان
ویرایش: مسافر هاجر ـ نمایندگی نسترن اصفهان
عکس: مرزبان خبری، مسافر زینب
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...