با راهنمای تازهواردین، همسفر بتول مصاحبهای ترتیب دادهایم تا از تجربیات ایشان بهرمند شویم. لطفا با ما همراه باشید.
_ لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از چه زمانی وارد کنگره۶۰ شدید؟
_ سلام عرض میکنم خدمت دوستان، بتول هستم همسفر حسین، مسافر من با تخریب بیش از ۳۵ سال، وارد کنگره شدند به روش DST، داروی درمان شربت OT، آلوده به انواع آنتیایکسها، آخرین آنتیایکس مصرفی ۶ گرم تریاک کشیدنی و خوردنی، با راهنمایی آقای حمید، ورزش در کنگره باستانی، مدت ۵سال است که با آموزشهای کنگره آشنا شدم راهنمای خودم خانم شکوفه عزیز، ورزش خودم در کنگره والیبال.
_ سفر اول شما چند ماه طول کشید و چه چیزی بیشترین کمک را به شما کرد که این مسیر را با موفقیت طی کنید؟
_ در آغاز سفر که نزدیک ۱۳ماه طول کشید همان جمله مسافرم که گفت: کنگره مکانی است که مرا با خودم و چگونگی خلقت من آشنا میکند؛ این جمله مرا به سمت کنگره جذب کرد، چیزی که در این مسیر کمک کرد که پایدار بمانم، آموزش بگیرم و خدمت کنم علیرغم سفر ناموفق مسافرم، سیدی نوشتن و فرمانبرداری از راهنمای عزیزم بود، حرفهایی که مرا به صبوری همراه با حال خوش هدایت کرد. اینکه در هر آموزشی انگشت به طرف دیگران گرفتم بدانم که سه انکشت دیگر به سمت خودم است و این برای من خیلی درس داشت که زمانی که مشکلی برایم پیش میآید برگردم و دوباره سعی کنم روی خودم کار کنم و این یعنی؛ بارها و بارها سعی کردم درون خودم را از اضطرابها، نگرانیها و استرسها بازسازی کنم.
_ چه مدت است که در جایگاه راهنمای تازهواردین خدمت میکنید؟
_ نزدیک به ۴سال است که در جایگاه تازهواردین مشغول خدمت و آموزش گرفتن هستم.
_ اولین روزی که در جایگاه راهنما قرار گرفتید چه احساسی داشتید؟
_ زمانی که شال گرفتم به خاطر اینکه مسافرم به نتیجه مطلوبی نرسیده بود، نخواستم شال را بیندازم؛ چون احساس کردم نتوانم در مقابل یک رهجویی که با حال خراب، وارد کنگره میشود، خدمت خوب و صادقانهای داشته باشم. ایجنت شعبه از مشکل من خبر نداشت؛ و به من یادآوری کردند که خدمت تو را انتخاب کرده است پس حتما میتوانید این خدمت را انجام دهید.
_ به نظر شما مهمترین وظیفه یک راهنمای تازهواردین چیست؟
_ به نظر من مهمترین وظیفه راهنمای تازهوارد این است که علاوه بر اینکه حس امید و ایمان، در دل رهجو زنده کند، باید به عنوان راهنما یادآوری کند که در کار مسافر دخالت نکنیم و اجازه دهیم مسافر با کمک راهنمای خودش یک سفر خوب و با آرامشی را داشته باشد و از نظر من، همسفر هیچ دخالتی نباید در درمان مسافر داشته باشد و سعی کند بیشتر، روی جهانبینی و حال خودش کار کند، همسفر باید در هر مرحلهای از زندگی، برای مشکلات با تفکر سالم، راه حل درست و منطقی پیدا کند.
_ برخورد اولیه با یک تازهوارد را چقدر در ادامه مسیر او مؤثر میدانید؟
_ در این خصوص باید بگویم؛ آرامشی که بعد از خدمت تازهواردین کسب کردم، از وجود تازهواردینی بود که در مسیر خدمت من قرار گرفتند و هر لحظه که سعی میکردم امیدوار باشم و حال درونی خود را خوب نشان دهم، همین سعی کردنها و برای تازهواردین صحبت کردن به آرامش گرفتن خود من نیز خیلی کمک کرد. اکنون برای حال خوش درونی، با خودم جنگ ندارم، آنچه در ظاهر وجود دارد، در صور پنهان هم همین حالت است و این را مدیون تازهواردینی هستم که با مشکلات مختلف و روحیههای گوناگون با من به مشاوره نشستند و به من درس دادند.
_ در برخورد با کسی که به عنوان تازهوارد، ناامید، نگران یا بیاعتماد وارد کنگره میشود، با چه راهکاری میتوانید به او امید دهید؟
_ باید بگویم تنها چیزی که باعث میشود همه چیز از انسان گرفته شود و حتی هستی و کائنات نعمتهایش را از ما دریغ کند، ناامیدی است، سعی میکنم در ادامه دلیل ناامیدی را پیدا کنم و تا جایی که ذهن من قادر باشد از سیدیها استفاده کنم و نقطه ناامیدی تازهوارد را حداقل به صفر برسانم. ما در کنگره الگو داریم و مثال این الگوها و ملموس بودن این الگوها و حتی شاید خودم را مثال بزنم باعث شد تا حدودی برق امید را در وجود آنها روشن کند.

_ شما در دوران سفر اول، از کدام آموزش بیشتر بهرهمند شدید که امروز در خدمت شما مفید است؟
_ در سفر اول این جمله که " انسان باید مشکلات را در درون خود پیدا کند و با تفکر و ذهنی آرام، بهترین راه حل را برای مشکل و برخورد مناسب در رابطه پیدا کند" خیلی به من کمک کرد.
_ به نظر شما یک راهنمای تازهواردین برای بهتر خدمت کردن، چه آموزشهایی را باید بیشتر دنبال کند؟
_ به نظر من یک راهنمای تازهوارد، بیش از پیش باید به آرامش درونی و پاک کردن زبالههای اضافه از درون خودش توجه کند، تا حرف و کلام نافذی داشته باشد.
_ خدمت در جایگاه راهنمای تازهواردین چه تغییری در نگرش و زندگی شخصی شما ایجاد کرده است؟
_ خدمت کردن طرز نگاه مرا به زندگی با یک مسافر مصرف کننده تغییر داد، من امروز یک راهنمای تازهوارد هستم و بر این عقیده هستم که باید خانوادهها آموزش ببینند؛ آیا خودم دنبال آموزش گرفتن هستم؟ آموزش گرفتن باعث شد که نگران مصرف مسافرم نشوم، مسافرم را به حال خودش رها کردم و حتی قبلا اگر با حس تنفر به همسرم و یا زندگی با او مینگریستم، امروز با محبت و احترام با او رفتار میکنم، چون برایم مهم است که دیگران هم به مسافرم احترام بگذارند.
_ اگر بخواهید یک جمله به فردی بگویید که برای اولین بار وارد کنگره شده است و از ادامه مسیر میترسد، چه میگویید؟
_ میگویم؛ ما گرچه بر مرکبی نشستهایم که شاید دیر به مقصد برسیم، اما در ادامه تمام چیزهایی را که از دست دادهایم، باز پس میگیریم و این جمله یعنی؛ حق و حقیقتی است که به اصل خویش برسیم، امیدوارم به همه ما که انتخاب شدیم خود را پیدا کنیم، خداوند بزرگ آنقدر علم و دانایی عطا کند تا بتوانیم به انسانهای بیشتری کمک کنیم.
در پایان با آرزوی موفقیت و سلامتی برای وجود آقای مهندس دژاکام که روشنگر این مسیر زیبا برای خانوادههای درگیر تاریکی هستند، مصاحبه با همسفر بتول را به اتمام میرسانیم.
طراح سوال و مصاحبه کننده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر رقیه(لژیون اول)
عکس: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن
- تعداد بازدید از این مطلب :
57