.jpg)
(( راه مستقیم پیشرو ندارد چون پیشرو آن الله است ))
سلام دوستان علی هستم یک مسافر از لژیون یک گرمسار با راهنمای خوبم آقای علیرضا امینی
می خواهم امروز یک دلنوشته برایتان بنویسم که از احساس درونی من است، شاید یک جمله یا یک کلمه از حرف های من به درد یک مصرف کننده در حال عذاب بیاید و راه گشای او شود نا او هم بیاید و به جمع ما دوستان بپیوندد.
امروز من به این درک رسیده ام که متهم ردیف اول زندگی ام خودم بودم و هیچ کس دینی به من ندارد، هرچه شد و هر کاری کردم بخشی از انتخاب های خودم بود. امروز مسئولیت زندگی ام را گردن هیچ کس نمی اندارم، باید حواسم را بیشتر جمع می کردم که نکردم و اشتباه کردم، بله
اما قرار نیست تا ابد خودم را بابتش محاکمه کنم اشتباه شد، دردش را کشیدم و از آن یاد گرفتم و حالا با قلبلی بازتر ادامه می دهم.
گذشته سهم من از زندگی بود اما قرار نیست تمام زندگی ام باشد، حالا نوبت من است که باقی مانده راه را آگاهانه تر زندگی کنم، این کار به تنهایی میسر نمی شود جز اینکه با کمک راهنمای عزیزم و شما دوستان عزیزم که وقتی وارد کنگره شدم با آغوش باز از من استقبال کردید.
دلنوشته از مسافرعلی
- تعداد بازدید از این مطلب :
60