English Version
This Site Is Available In English

نیازی نیست کل مسیر را از ابتدا بدانیم

نیازی نیست کل مسیر را از ابتدا بدانیم

جلسه یازدهم از دوره دهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی یوسف‌ به استادی همسفر مریم، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر حمیده با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت، راه نمایان می‌شود.) و تأثیر آن روی من»  روز سه‌شنبه 14 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.                   

خلاصه سخنان استاد:

با تشکر از خانم اکرم و خانم سمیه، ایجنت محترم شعبه، که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا آموزش بگیرم. امیدوارم بتوانم در این پنج دقیقه، مطالبی را که آماده کرده‌ام به خوبی انتقال دهم.

عنوان دستور جلسه این است: «با حرکت، راه نمایان می‌شود». من از جمله افرادی هستم که هرگاه کاری پیش رویم قرار می‌گیرد، ابتدا در ذهن خود تجسم می‌کنم که چگونه باید آن را انجام دهم، چه پیش خواهد آمد و چه اتفاقاتی خواهد افتاد. همین موضوع باعث ایجاد دلهره در وجودم می‌شد که آیا اساساً از عهدهٔ آن کار برمی‌آیم یا خیر. یکی از موقعیت‌هایی که برای من پیش آمد، ورود به کنگره به عنوان «همسفر» بود؛ البته مسافرم مدتی بود که سفر خود را آغاز کرده بود و تقریباً دو الی سه ماه پس از ورود من به کنگره به رهایی رسید. ایشان مدام به من پیشنهاد می‌کردند که به عنوان همسفر در جلسات شرکت کنم و تأکید داشتند که این حضور بسیار مفید است؛ اما در درون من شک، دودلی و خجالت وجود داشت. از آنجا که شغل من دبیری بود، همواره نگران بودم که مبادا یکی از شاگردانم در جلسه حضور داشته باشد و این نگرانی برای من تردید بزرگی ایجاد کرده بود.

اولین بار با حالتی بسیار آشفته و عصبانی به شعبهٔ آکادمی رفتم. در آنجا یکی از راهنماهای تازه‌واردین با من گفت‌وگو کرد، اما از شدت ناراحتی و پریشانی متوجه توضیحات ایشان نشدم و اصلاً درک نمی‌کردم در پیرامونم چه می‌گذرد. برای جلسهٔ بعد تصمیم گرفتم به شعبهٔ یوسف‌آباد بروم، زیرا به منزل ما نزدیک بود و فاصلهٔ رفت‌وآمد من بیش از چهار یا پنج دقیقه طول نمی‌کشید. خوشبختانه راهنمای تازه‌واردین من خانم اکرم بودند؛ نمی‌دانم به یاد دارند که با چه شرایط و اضطرابی وارد شدم، اما همچنان آن حس ناراحتی و عصبانیت را به همراه داشتم. با این حال، به محض آنکه قدم گذاشتم و مسیر را آغاز کردم، دیدم که واقعاً با حرکت، راه پله‌پله نمایان می‌شود.

برای جلسهٔ امروز بر آن شدم تا از کلام‌الله مجید بهره ببرم و جست‌وجو کردم تا ببینم قرآن کریم در رابطه با مفهوم «با حرکت، راه نمایان می‌شود» چه آیاتی را پیش روی ما قرار می‌دهد. یکی از آیاتی که انتخاب کردم، آیهٔ ۶۹ سورهٔ عنکبوت است که می‌فرماید: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ» (و کسانی که در راه ما تلاش و جهاد کنند، قطعاً راه‌های خود را به آنان می‌نمایانیم؛ و بی‌تردید خدا با نیکوکاران است). اگر بخواهیم این آیه را از دیدگاه تفسیری بررسی کنیم، نکات بسیار ارزشمندی در بر دارد: نخست؛ آیه نمی‌فرماید که ابتدا راه را ببینید و سپس تلاش کنید. اغلب ما هنگام شروع هر کاری با این پرسش ذهنی و عقلی مواجه می‌شویم که: «آیا مطمئنی این راه به نتیجه می‌رسد؟» این نگرش در حقیقت نوعی وارونگی منطقی است. عقل محاسبه‌گر می‌گوید ابتدا انتها و نتیجه را ببین و سپس گام بردار، اما قرآن می‌فرماید شما ابتدا حرکت و تلاش کنید، ما راه را نشان خواهیم داد.

دوم؛ در عبارت «لَنَهْدِیَنَّهُمْ»، وجود «لام» و «نون مشدد» از نظر قواعد ادبیات عرب دو تأکید پیاپی است؛ به این معنا که خداوند هدایت و گشایش مسیر را برای کسی که قدم بردارد، قطعی و ضمانت کرده است. سوم؛ عبارت «فِینَا» بیانگر این است که حرکت باید «در راه خدا» و با نیت الهی باشد. همهٔ ما به نوعی از مسئلهٔ اعتیاد—چه از جانب همسر، فرزند یا برادر—زخمی بر روح و روان خود داریم و گاه ممکن است بگوییم چرا ما باید این مسیر را طی کنیم؟ اما اگر از همان گام نخست نیت کنیم و بگوییم خدایا من برای تو و در مسیر رضای تو گام برمی‌دارم، پاداش خداوند هدایت و گشودن مسیر خواهد بود.

چهارم؛ واژهٔ «سُبُلَنَا» به صورت جمع آمده است (سبل، جمع سبیل)، یعنی خداوند راه‌های متعددی را پیش روی انسان‌ها قرار می‌دهد و هر فرد متناسب با شرایط خود هدایت می‌شود تا به مقصد برسد. پنجم؛ مرحوم طبرسی از مفسران بزرگ، روایتی از امام صادق (ع) نقل می‌کند که این آیه بر تطبیق علم و عمل دلالت دارد؛ بدین معنا که هر کس به دانسته‌های خود عمل کند و قدم بردارد، خداوند دانش بیشتری به او عنایت می‌کند. این یعنی مسیر پله‌پله روشن می‌شود؛ یک گام برمی‌داریم و سپس پلهٔ بعدی آشکار می‌گردد و قرار نیست نقشهٔ کل مسیر از همان ابتدا در اختیار ما باشد. جناب مهندس دژاکام نیز در آموزش‌های وادی‌ها تمثیلی دارند که وقتی می‌خواهیم در جادهٔ چالوس حرکت کنیم، تمام پیچ‌ها و جزئیات مسیر در ابتدا برای ما قابل مشاهده نیست؛ بلکه با طی کردن هر مسیر، ادامهٔ راه نمایان می‌شود و مصداق این سخن است که: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است».

ششم؛ فراز پایانی آیه می‌فرماید: «و َإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»؛ یعنی خداوند با نیکوکاران است. این نکته تأکید دارد که تلاش ما باید نیکو باشد و به سرانجامی نیک برسد؛ نباید کار را در نیمهٔ راه رها کرد. در کنگره نیز شروع سفر ارزشمند است، اما به پایان رساندن آن و تداوم احسان اهمیت دارد. بسیاری از افراد سال‌ها می‌مانند و به خدمت عاشقانه و بلاعوض خود ادامه می‌دهند؛ همان‌گونه که جناب مهندس در سی‌دی‌های مربوطه اشاره می‌کنند، خدمتگزاران اعم از دیده‌بان‌ها، راهنماها، مرزبان‌ها و نگهبان‌ها بدون هیچ چشمداشت مادی (به تعبیری بدون دریافت جیره و مواجب) خدمت می‌کنند و خداوند نیز پاداش نیکوکاران را به آنان عطا می‌فرماید.

در جمع‌بندی عرایضم، از این آیه شریفه سه درس کلیدی می‌گیریم: اگر امروز در تردید یا تاریکی قرار داریم و منتظریم ابتدا کل مسیر روشن شود تا حرکت کنیم، این انتظار خود بزرگ‌ترین مانع است؛ قرآن می‌گوید ابتدا حرکت کن تا راه روشن شود. حرکت ما باید در جهت خیر و فی سبیل‌الله باشد، نه صرفاً برای خودنمایی و اثبات فردی.
نیازی نیست کل مسیر را از ابتدا بدانیم؛ کافی است گام اول را برداریم، زیرا خداوند وعده داده و تأکید کرده است که راه‌ها را خواهد گشود. هر یک از ما ممکن است در نقطه‌ای تاریک از زندگی ایستاده باشیم؛ شایسته است تأمل کنیم و ببینیم امروز کدام گام کوچک را می‌توانیم برای روشن شدن مسیر برداریم.

مرزبانان کشیک: همسفر نرگس و مسافر مجتبی
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون ششم)
تایپ، ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر نرگس
همسفران نمایندگی یوسُف تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...