English Version
This Site Is Available In English

با حرکت راه نمایان می‌شود

با حرکت راه نمایان می‌شود

جلسه هشتم ازدوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی قوچان با نگهبانی مسافر جلیل، دبیری مسافر هادی و استادی راهنما مسافر مجتبی با دستور جلسه   

« وادی هشتم و تاثیر آن روی من » سه شنبه 14 مهر 1405 ساعت 17 شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان مجتبی  هستم یک مسافر

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز این فرصت را نصیب من کرد تا در این جایگاه قرار بگیرم. از ایجنت محترم، جناب آقای ضیایی، اعضای محترم لژیون مرزبانی، نگهبان و دبیر جلسه که اجازه دادند امروز در این جایگاه حضور داشته باشم، صمیمانه تشکر می‌کنم. در ابتدا یه مسئله رو متذکر شوم، خواهش من این است که هنگام دریافت میکروفون، فاصله مناسب را رعایت کنید. فاصله حدود چهار تا پنج انگشت از دهان تا میکروفون را رعایت کنید . اگر این فاصله رعایت نشود، تنظیم صدا برای خدمتگزاران صوت دشوار خواهد شد و مرتب مجبور به کم و زیاد کردن صدا خواهند بود. اگر همه عزیزان این نکته را رعایت کنند، کیفیت صوت جلسه بسیار بهتر خواهد شد.. دستور جلسه امروز در دو بخش است. بخش نخست، وادی هشتم با عنوان «با حرکت راه نمایان می‌شود» و بخش دوم، اولین سالگرد رهایی مسافر حسین عزیز از لژیون پنجم است. این روز را به حسین عزیز تبریک می‌گویم و از ایشان درخواست می‌کنم برای اعلام سفر در جایگاه قرار بگیرند تا دوستان با ایشان بیشتر آشنا شوند. از آنجا که حسین عزیز از خدمتگزاران کنگره است و بسیاری از دوستان هنگام دریافت کارت عضویت با ایشان در ارتباط هستند، از ایشان می‌خواهم اعلام سفر خود را انجام دهند. سلام، به لطف خدا و با آموزش‌های استاد محترم، جناب آقای مجتبی، بیست‌وسه ماه است که از بند اعتیاد رها شده‌ام. حسین عزیز حدود بیست‌وسه ماه است که به رهایی رسیده‌اند و امروز فرصت دارند اولین سالگرد رهایی خود را جشن بگیرند. مدتی بود که در شعبه چنین مراسمی برگزار نشده بود و به‌خصوص به دلیل جابه‌جایی ساختمان و شرایط گذشته، این موضوع تا حدودی به فراموشی سپرده شده بود. خود من نیز برای نخستین بار است که در این جایگاه قرار می‌گیرم و حسین عزیز نیز اولین سالگرد رهایی خود را تجربه می‌کند. بنابراین برای هر دوی ما تجربه جدیدی است و امیدوارم این تجربه برای من و ایشان همراه با آموزش باشد. اما در مورد دستور جلسه امروز، یعنی وادی هشتم، «با حرکت راه نمایان می‌شود»، همین حرکت حسین عزیز و اعلام سفر ایشان می‌تواند نمونه‌ای از مفهوم این وادی باشد. حسین حرکت کرده و در نتیجه این حرکت، راه برای او نمایان شده است. جایگاهی که امروز در آن قرار دارد، نتیجه یک حرکت مستمر و درست است. وادی هشتم به من می‌گوید که باید حرکت کنم. به نظر من لازمه این حرکت، عبور از وادی‌های قبل است. چهارده وادی که در کنگره ۶۰ برای ما طراحی شده‌اند، کاملاً به یکدیگر مرتبط هستند. نمی‌توان انتظار داشت شخصی وادی‌های گذشته را پشت سر نگذاشته باشد و به مفهوم واقعی وادی هشتم برسد. این وادی‌ها مانند مراحل تحصیل هستند. همان‌طور که یک دانش‌آموز ابتدا باید کلاس اول را با موفقیت پشت سر بگذارد تا بتواند وارد کلاس دوم شود و سپس به مراحل بعدی برسد، در کنگره نیز لازم است وادی‌ها را مرحله‌به‌مرحله طی کنیم. اکنون که به وادی هشتم رسیده‌ایم و صحبت از حرکت و نمایان شدن راه است، باید هفت وادی گذشته را همراه خود داشته باشیم. این وادی‌ها مانند ابزارهایی هستند که در مسیر حرکت به آنها نیاز داریم. برای حرکت، به تفکر وادی اول نیاز داریم. به امید نیاز داریم، به مسئولیت‌پذیری نیاز داریم و باید به مرحله‌ای برسیم که فرمان عقل را بشناسیم و بتوانیم از آن پیروی کنیم. همچنین باید بدانیم که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم. در مسیر حرکت، عواملی وجود دارند که مانند اصطکاک، مانع حرکت انسان می‌شوند یا سرعت حرکت او را کاهش می‌دهند. همان‌گونه که اصطکاک در حرکت یک وسیله اثر می‌گذارد، در زندگی انسان نیز نیروهایی وجود دارند که اجازه نمی‌دهند حرکت به‌درستی انجام شود. حتی تفکر نیز نوعی حرکت است؛ اما زمانی که می‌خواهیم حرکتی واقعی در زندگی خود ایجاد کنیم، نیروهای بازدارنده وارد عمل می‌شوند و مانع حرکت ما می‌گردند. یکی از مهم‌ترین نیروهای بازدارنده، مثلث جهالت است؛ یعنی منیت، ترس و ناامیدی. این عوامل اجازه نمی‌دهند انسان به‌درستی حرکت کند و مسیر رشد و تکامل خود را ادامه دهد. خود من زمانی که می‌خواستم وارد کنگره ۶۰ شوم، نزدیک به بیست سال مصرف‌کننده مواد مخدر بودم. در واقع سال‌ها در مسیر دیگری حرکت کرده بودم و با ابزارهای دیگری زندگی می‌کردم. اکنون می‌خواستم مسیر حرکت خود را تغییر دهم و ابزارهای خود را عوض کنم. در وجود من ترس زیادی وجود داشت. بارها برای ترک مواد مخدر اقدام کرده بودم و هر بار با شکست مواجه شده بودم. این شکست‌ها نیز با درد و رنج زیادی همراه بود؛ از زانو‌درد و استخوان‌درد گرفته تا دردهای شدید و مختلف. همین تجربه‌های تلخ باعث شده بود ترس در وجود من به یکی از نیروهای بازدارنده تبدیل شود و اجازه ندهد مسیر حرکت خود را تغییر دهم. نیروهای بازدارنده نمی‌گذارند انسان رشد کند. یکی از مهم‌ترین کارکردهای نیروی منفی این است که انسان را در یک نقطه متوقف و ساکن نگه دارد. وقتی دانایی انسان متوقف شود، حرکت نیز متوقف خواهد شد و در سکون، هیچ زایش و تکاملی اتفاق نمی‌افتد. در پایان، شعری از وادی هشتم را که در ذهن دارم برای شما بیان می‌کنم:

گر مرد رهی میان خون باید رفت***از پای فتاده سرنگون باید رفت
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس***خود راه بگویدت که چون باید رفت
از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، سپاسگزارم.

 تولد یک سال رهایی مسافر حسین، لژیون پنجم

تایپ و ویرایش: مسافر رسول لژیون سوم(با استفاده از هوش مصنوعی)

عکاس: مسافر علیرضا لژیون ششم

ارسال خبر: سایت نمایندگی قوچان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...