جلسه لژیون ویلیاموایت همسفران کنگره۶۰ پارک عطر یاس به استادی راهنمای ویلیاموایت همسفر مهناز با دستور جلسه « وادی هفتم و تاثیر آن روی من » و تولد یکسال رهایی مسافر نیکوتین معصومه روز جمعه ۲۷ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که یک بار دیگر اجازه دادند در این فضا قرار بگیریم، آموزش بگیریم و خدمت کنیم. همچنین از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تشکر میکنم که چنین بستری را برای آموزش و درمان فراهم کردهاند. در ابتدا میخواهم یادی کنم از راهنمای ویلیاموایت همسفر جلالی که در این مسیر پرچمدار همسفران هستند.
هر بار که تولدی برگزار میشود، ابتدا به یاد ایشان میافتم؛ زیرا زحمات زیادی کشیدند تا لژیون ویلیاموایت همسفران شکل بگیرد و جایگاهی برای همسفرانی که مصرف نیکوتین دارند فراهم شود تا بتوانند با آرامش در این فضا حضور پیدا کنند، آموزش بگیرند و به درمان برسند. از ایشان صمیمانه تشکر میکنم و امیدوارم هر جا که هستند، زندگی خودشان و عزیزانشان سرشار از خیر، برکت و آرامش باشد.
دستور جلسه وادی هفتم است «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» مهندس حسین دژاکام در آموزشهایشان مفهوم رمز و راز را برای ما بهخوبی توضیح دادهاند. من رمز و راز را به یک گاوصندوق تشبیه میکنم. گاوصندوقی را در نظر بگیرید که قفل است و برای باز کردن آن باید رمز درست را بدانیم.
وقتی رمز را وارد میکنیم در گاوصندوق باز میشود و آنچه درون آن قرار دارد برای ما آشکار میشود. به نظر من، درمان نیکوتین هم چنین حالتی دارد. مهندس دژاکام با تلاش و تجربهای که به دست آوردند به روش درمان نیکوتین دست پیدا کردند و این امکان را برای مسافران و همسفران جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ فراهم کردند تا بتوانند به درمان برسند.
در حالیکه وادی هفتم میگوید: «یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» ممکن است انسان راه را پیدا کند؛ اما مهم این است که پس از پیدا کردن راه چه چیزی از آن برداشت میکند. من در لژیون همسفران بیان کردم کنگره۶۰ مانند یک سفره بزرگ است. سفرهای که انواع غذاها، میوهها و نعمتها در آن قرار دارد و اینکه من از این سفره چه بردارم، به خواست و ظرفیت من بستگی دارد.
ممکن است کسی با ظرف کوچکی بیاید و مقدار کمی بردارد؛ اما فرد دیگری با ظرف بزرگتری بیاید تا بتواند برداشت بیشتری داشته باشد؛ بنابراین فقط پیدا کردن راه کافی نیست، باید بدانم از این راه چه چیزی میخواهم و چقدر میتوانم برداشت کنم. گاهی انسان وارد این مکان مقدس میشود و مسیر را پیدا میکند؛ اما ارزش جایگاهی را که به او داده شده، نمیداند.
ارزش صندلی، آموزشها و استادانی را که با عشق و محبت در اختیار او قرار گرفتهاند، نمیداند و از این فرصت استفاده نمیکند. در این صورت اگرچه راه را پیدا کرده؛ اما برداشت لازم را نداشته است. مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «انسان وقتی وارد نور میشود، قرار نیست همیشه در نور باقی بماند و ممکن است دوباره به تاریکی برگردد.»
پس من باید تلاش کنم در این مسیر باقی بمانم، آموزش بگیرم و از آنچه در اختیار من قرار گرفته برداشت کنم. کنگره۶۰ را میتوان مانند مسیر تحصیل دانایی و هنر خوب زیستن دانست. همانطور که ممکن است یک فرد از مسیر تحصیل خارج شود و بازگشت دوباره برای او سخت باشد در اینجا نیز اگر ارزش این فرصت را ندانم و فقط برای وقتگذرانی بیایم، ممکن است روزی خود را بیرون از این مسیر ببینم و بازگشت برای من بسیار سخت شود.
امیدوارم هیچگاه جزء انسانهای ناسپاس نباشم و بتوانم از این نعمت بزرگی که در اختیارمان قرار گرفته به بهترین شکل استفاده کنم؛ اما در بخش دوم دستور جلسه، سالگرد اولین رهایی مسافر نیکوتین معصومه را تبریک میگویم. سفر ایشان در لژیون ویلیاموایت برایش چالش بزرگی بود؛ اما به نظر من چالش اصلی او فقط سفر سیگار نبود؛ بلکه چالش ایشان با خودشان و افکارشان بود.
در ابتدا شاید تصور میکردند سفر کردن آسان است و میتوانند به شکلی مسیر را ادامه دهند که حتی راهنما متوجه بعضی مسائل نشود. همین موضوع باعث شد سفرشان دچار مشکل شود و مدتی از لژیون خارج شوند. میدانیم که سفر اول هم شیرینتر است و هم آغاز آن برای انسان آسانتر است؛ اما زمانی که فرد دوباره شروع میکند، ممکن است مسیر برایش سختتر شود.
شاید یکی از دلایلش این باشد که انسان متوجه میشود بخشی از راه را طی کرده و دوباره باید از ابتدا حرکت کند؛ اما گاهی لازم است سختی بکشیم تا ارزش چیزی را که به ما داده شده، بیشتر بدانیم. مسافر نیکوتین معصومه پس از اینکه دوباره سفرشان را آغاز کردند، بسیار خوب حرکت کردند و فرمانبرداری کردند تا در نهایت به نتیجه دلخواهشان رسیدند و رهایی خود را دریافت کردند.
یکی از شیرینترین رهاییها برای من، رهایی ایشان بود. حتی عکس رهاییاش برای من بسیار خاطرهانگیز است. هر زمان که بخواهم انرژی مهندس دژاکام را بگیرم به عکسهای رهایی نگاه میکنم و یکی از اولین عکسهایی که میبینم، عکس رهایی همسفر معصومه است. عکسی که در آن همه ما با شادی و شوق در کنار یکدیگر هستیم.
به مسافر نیکوتین معصومه تبریک میگویم و امیدوارم سالهای زیادی در کنار هم تولد و رهاییهایشان را جشن بگیریم و شاهد رهایی و آزادمردی مسافرشان نیز باشیم. کنگره۶۰ به همه ما چیزهای زیادی داده است و قطعاً همسفر معصومه نیز از این قاعده مستثنی نیستند. امیدوارم خدمتگزار خوبی برای جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ باشند و بتوانند بازپرداخت این محبت و آموزش را در قالب خدمت انجام دهند.
در پایان از همسفر نرگس راهنمای جهانبینی همسفر معصومه نیز تشکر میکنم. قطعاً آگاهی و بیداری یک همسفر برای آغاز سفر ویلیاموایت بسیار مهم است. راهنمای همسفر کمک میکند تا انسان در مسیر دانایی قرار بگیرد و به این درک برسد که باید تاریکیهای درون خودش را نیز بشناسد و درمان کند. از ایشان تشکر میکنم و تبریک میگویم. امیدوارم تمام خدماتی که برای همسفران انجام میدهند به بهترین شکل در زندگی خودشان، مسافرشان و فرزندان عزیزشان جاری شود.
سخنان مسافر نیکوتین معصومه:
در ابتدا خدا را شکر میکنم شکر، شکر، شکر به خاطر این عمل عظیم و فرصتی که در اختیار من قرار گرفت. همانطور که راهنمای ویلیاموایت همسفر مهناز گفتند من سفر پر فرازونشیبی داشتم؛ زیرا از ابتدا با ذهنیت درستی وارد لژیون ویلیاموایت نشدم. ابتدا فقط به خاطر فرزندان خود وارد مسیر درمان شدم.
یک روز که فرزندان من با یکدیگر بازی میکردند از هم پرسیدند: (اگر بزرگ شوی، سیگار میکشی؟) و هر دو گفتند: (بله، من هم وقتی بزرگ شوم مثل مامان سیگار میکشم.) از آنجا که مصرف سیگار من زیاد هم بود، تصمیم گرفتم وارد لژیون ویلیاموایت شوم تا مصرف خود را کم و اصلاح کنم، بعد بتوانم دور از چشم بچهها سیگار بکشم تا باعث گمراهی آنها نشوم.
اما بعد از مدتی سفر من خراب شد و خروج خوردم. در آن زمان حال بسیار بدی داشتم؛ در حالیکه همین اتفاق باعث شد متوجه شوم که باید برای خود و حال خوب خود حرکت کنم. وقتی دوباره سفر خویش را شروع کردم با حال بسیار بهتری حرکت کردم؛ چون میخواستم آن افساری که سالها به گردن من بود و فرمان میداد کجا بروم، چه کسی به خانهام بیاید، چه کاری انجام بدهم و چه کاری انجام ندهم، از گردنم باز شود.
امروز واقعاً خدا را شکر میکنم که از بند نیکوتین رها شدم و توانستم به حال خوب و سلامتی برسم. همین ابتدا از مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا من به عنوان همسفر نیز بتوانم برای خود به درمان و حال خوب برسم. من متوجه شدم که فقط به خاطر مسافر خود به کنگره۶۰ نمیآیم؛ بلکه کنگره۶۰ برای خود من نیز آموزش و درمان به همراه دارد.
از راهنمای ویلیاموایت همسفر مهناز بسیار تشکر میکنم. ایشان در طول سفر همراه من بودند و با صبوری بسیار زیادی من را تحمل و راهنمایی کردند. در سفر دو بار دچار مشکل شدم و ایشان با صبوری در کنار من ماندند. امیدوارم اجر این عمل بزرگ همیشه در زندگیشان جاری باشد و برکت آن به زندگی خودشان بازگردد. از مسافر خود نیز تشکر میکنم. اگر ایشان نبودند شاید اصلاً وارد کنگره۶۰ نمیشدم چه برسد به اینکه بتوانم سفر کنم و به درمان برسم.
امیدوارم ایشان نیز روزی وارد مسیر درمان شوند و طعم حال خوب و رهایی را تجربه کنند. از فرزندان خود نیز تشکر میکنم که در طول سفر بسیار همراه من بودند. اگر همکاری آنها نبود شاید نمیتوانستم با خیال آسوده به کنگره۶۰ بیایم و سفر خود را ادامه بدهم. در روزهایی که من به کنگره۶۰ میآمدم آنها در خانه همکاری میکردند و دختر من حتی در درسهای برادرش نیز به او کمک میکرد. از همه آنها صمیمانه تشکر میکنم.
همچنین تشکر ویژهای از خواهر خود دارم که کنگره۶۰ را به من معرفی کرد و مسیر اینجا را به من نشان داد. اگر ایشان نبودند شاید هیچوقت کنگره۶۰ در مسیر زندگی من قرار نمیگرفت. امیدوارم همیشه سلامتی، آرامش و شادی در زندگیشان جاری باشد. از همه شما و همچنین راهنمای جهانبینی خود تشکر میکنم که در جشن من حضور داشتید و در این حال خوب با من شریک شدید. در پایان از همه شما سپاسگزارم که به مشارکت من گوش کردید. امیدوارم همیشه شادی، آرامش و دلخوشی در زندگی همه شما جاری باشد.


تایپ: راهنما همسفر مهناز (رابط خبری لژیون ویلیاموایت نمایندگی ابنسینا)
ویرایش و ارسال مطلب: راهنما همسفر هایده (نگهبان سایت ویلیاموایت همسفران)
گروه همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
127