English Version
This Site Is Available In English

هیچ‌جا را ندیدم مثل کنگره ۶۰ باشد

هیچ‌جا را ندیدم مثل کنگره ۶۰ باشد

سلام دوستان حبیب هستم یک مسافر.
حال خوبی دارم، امیدوارم حال همه مسافران کنگره ۶۰ ایران‌زمین هم خوب باشد. نمی‌دانم از کجا شروع کنم و چه بگویم، فقط می‌دانم هرچه به پایان سفر اول نزدیک می‌شوم، به عمق تاریکی‌های وجودم بیشتر پی می‌برم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان کمال تشکر را دارم و از راهنمای خوبم هم سپاسگزارم که در این راه مرا یاری می‌کند. اگر از تجربه‌ام بخواهم بگویم، من چندین بار اقدام به قطع مصرف کردم اما هر بار به شکست منتهی شد. حتی آخرین قطع مصرفم در این مکان بود، ولی به خاطر مشکلات زیادی که داشتم با ترس و ناامیدی پیش می‌رفتم و هر کاری که خودم می‌دانستم درست است را انجام می‌دادم که اشتباه بود! یادم می‌آید که از خوزستان با کلی بدهکاری به اینجا آمده بودم، اما باز هم این تجربه سخت هیچ تأثیری روی من نگذاشت. در اولین فرصت با پول اندکی که داشتم، درِ خانه ساقی رفتم که فاصله نزدیکی با مکان ما داشت. خسته و آواره، خمار، از آنجا رانده و از اینجا مانده؛ در زدم، جواب نداد. زنگ زدم، جواب نداد. با سنگ‌ریزه‌های کنار خیابان به شیشه زدم، بالاخره جواب داد: «اگر پول داری بیا بالا.» 
من که همه چیزهایی را که داشتم باخته بودم و مبلغ کمی پول همراهم بود، به اندازه یک مثقال تریاک پول را با لحنی طلبکارانه گرفت و از همان پنجره مواد را به سوی من انداخت. من آن موقع درکی از این موضوع نداشتم؛ پولم را بدهم، شخصیتم را زیر سؤال ببرم، تازه طلبکارانه با من برخورد کند؛ زیرا در آن لحظه برای من مهم رفع خماری بود. اینجاست که آقای مهندس می‌گوید: «باید انسان از جهل و ناآگاهی به خداوند بزرگ پناه ببرد.» من با تجربه‌ای که در اثر همین ناآگاهی در این مکان مقدس داشتم و باعث شکستم شده بود، این بار هر آنچه خود می‌دانستم را کنار گذاشتم و با ایمان به این راه قدم نهادم. هیچ‌جا را ندیدم مثل کنگره ۶۰ باشد. چه پول‌هایی را برای رها شدن از این دام اعتیاد دادم، اما هیچ سودی برایم نداشت. حالا اینجا بدونِ پرداخت هزینه، بدونِ طلبکار بودن، با عشق و محبت، با گذشت و فداکاری، این‌گونه اعضای کنگره دارند خدمت می‌کنند تا کسی مثل من بتواند به درمان برسد؛ نه اینکه ترک کند، زیرا ترک بازگشت دارد؛ بلکه به درمان برسد از لحاظ جسم، روان و جهان‌بینی. حال اگر اشتباهی هم شود، مقصر خود من هستم نه کس دیگر؛ زیرا علم کنگره بی‌نقص است. در وادی دوازدهم آقای مهندس می‌گوید: «در آخر امر، امر اول اجرا می‌شود و برای رسیدن به اهداف باید پارامتر زمان را در نظر گرفت.» 
یعنی هر خواسته یا دستوری می‌تواند با گذشت زمان خودش حل شود. متشکرم از شما دوستان عزیز که به صحبت‌های من توجه کردید.

عکس، تهیه و ویرایش: مسافر محمدرضا لژیون نوزدهم

تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون هشتم

نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...