جلسه نهم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی یزد به استادی همسفر فرزانه، نگهبانی همسفر فرزانه و دبیری همسفر فریده، با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت، راه نمایان میشود) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
درابتدا خداوند را شاکرم که اذن ورود من و مسافرم را به کنگره داد تا آموزش بگیریم، رها شویم، تجربه کسب کنیم و خدمت کنیم. از آقای مهندس و خانواده گرامیشان کمال تشکر را دارم. از نگهبان جلسه سپاسگزارم که من را لایق این جایگاه دانست تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. از راهنمایم همسفر فهیمه، کمال تشکر را دارم. از گروه ایجنت و مرزبانی نیز برای اجازه خدمت در این جایگاه قدردانی میکنم. از زمان ورود به کنگره، اولین بار است که این جایگاه را حس و تجربه میکنم. هر چه تلاش کردم، نتوانستم این جمله را نگویم بر خودم واجب دانستم که از راهنمای تازهواردین، همسفر افضل و از راهنمای سفر اولم در شعبه وکیلی، راهنما همسفر راضیه تشکر کنم. با حال خیلی بدی وارد کنگره شدم و آنها با صحبتهایشان راهنماییام کردند تا بتوانم به رهایی برسم.
دستور جلسه امروز وادی هشتم است و خدا را شکر روزی و نصیب من شد. وادی میگوید: «با حرکت، راه نمایان میشود.» این جمله بسیار کوتاه است و در نگاه اول شاید خیلی ساده بهنظر برسد؛ اما با دقت بیشتر متوجه پیام بزرگی که بههمراه دارد میشویم. برای پیداکردن راه باید حرکت کنیم. درواقع، این حرکت فقط بهمعنای جابهجاشدن و از جایی به جای دیگر رفتن نیست؛ بلکه میتواند تغییر یک تفکر، کنارگذاشتن یک عادت نادرست، شروع یککار ارزشمند و حتی برداشتن یک قدم کوچک برای بهترشدن نسبت به روز قبل باشد. برای اینکه بدانم در زندگی در چه مسیری قرار دارم باید به حرکت خودم نگاه کنم. اگر در جهت ارزشها و داناییها حرکت کنم قطعاً بهسمت مثبتها درحال حرکت هستم؛ اما اگر از آنها فاصله بگیرم، در جهت ضدارزشها گام بردارم و هیچ اقدامی انجام ندهم؛ یعنی در سکون هستم.
آقای مهندس میفرمایند: «سکون بر هیچ موجودی جایز نیست؛ چون باعث سقوط انسان میشود» در سکون هیچ تغییر و حرکت مؤثری اتفاق نمیافتد؛ مثل هواپیمایی که درحال حرکت است؛ اگر متوقف شود سقوط خواهد کرد. گاهی انسان در ظاهر مشغول انجام کاری است؛ اما درواقع ثابت مانده است، از صبح تا شب فکر میکند، برنامهریزی میکند و تصمیم میگیرد؛ ولی قدمی برنمیدارد و این همان سکون است.
برای اینکه راه و مسیر برای من نمایان شود، قبل از حرکت باید کارهایی را انجام بدهم و ویژگیهایی را در خودم داشته باشم. یکی از آنها داشتن اطلاعات، آگاهی، هدف و خواسته مشخص داشته باشم که برای رسیدن به آنها تلاش و کوشش کرد. گاهی اوقات ما در یک مسیر درست و در جهت ارزشها حرکت میکنیم؛ اما در میان راه دچار مشکل شده و به طرف ضدارزشها کشیده میشویم؛ وقتی به خودمان میآییم، متعجب میشویم که چگونه به این راه آمدهایم. با خودمان میگوییم من که به سمت ارزشها حرکت میکردم؛ چرا به سمت ضدارزشها کشیده شدم؟
آقای مهندس میفرمایند: علت این است که ما قبل از حرکت، تفکری نداشتیم؛ درواقع این همان اجرای وادی اول «با تفکر؛ ساختارها آغاز میگردد، بدون تفکر، آنچه هست رو به زوال میرود.» میتوانیم بگوییم وادی هشتم و وادی اول مکمل یکدیگر هستند. باید قبل از هر تفکر و حرکتی ۷ وادی را در کولهبار خود داشته باشیم. وادی دوم به ما میگوید: برای خودمان ارزش قائل باشیم. وادی سوم یادآور میشود که هیچکس بیشتر و بهتر از خودمان نمیتواند به ما اهمیت بدهد. وادی چهارم به ما میآموزد که بار مسئولیت را خود به دوش بکشیم. وادی پنجم و ششم یاد میدهند که حکم عقل را اجرا کنیم؛ یعنی احساسی تصمیم نگیریم و صبر کنیم تا عقل فرمان صادر کند. وادی هفتم، رسیدن به حقیقت و برداشت درست از آن است. وادی هشتم به ما میگوید: راه و مسیر را مشخص کنیم، خواسته و هدف داشته باشیم و مهمتر از همه، آن را اجرا کنیم.
آقای مهندس میفرمایند: همه این کارها را که انجام دادید، نهایتاً میخواهید به کجا برسید؟ مثلاً اگر بخواهید پولتان زیاد شود، سرمایهگذاری انجام دهید و درنهایت هدف انسان چیست؟ هدف نهایی انسان رسیدن به صلح، آرامش و آسایش است تا درنهایت به وادی چهاردهم برسد. آقای مهندس میفرمایند: برای اینکه انسان به اینها دست یابد، باید با خودش تسویهحساب کند؛ یعنی جبران خسارت کند.
اینجا این سؤال پیش میآید که از چه کسی باید جبران خسارت کنیم؟ نخست از خودمان. من همسفر زمانیکه وارد کنگره شدم حال بسیار بدی داشتم؛ چرا که در کنار یک فرد مصرفکننده بودم، به خودم توجه نمیکردم و مشکلات روحی و روانی فراوانی داشتم. اگرچه از قرصهای اعصاب و روان استفاده نمیکردم؛ اما خیلی از همسفران چنین مشکلاتی داشتند. من قطعاً به جسم، روح و روان خودم آسیب زیادی زده بودم؛ اما با ورود به کنگره، آگاهی پیدا کردم، آموزش دیدم و فهمیدم که باید جبران خسارت کنم، گذشته را رها کنم و فکر کنم که چگونه میتوانم این خسارتها را جبران کنم تا بتوانم جسم و روان خودم را ترمیم و بازسازی کنم. دومین جبران خسارت، خانواده است. من به عنوان یک مادر و همسر یک مصرفکننده، ناخواسته به فرزندانم، خانوادهام و مسافرم آسیبهایی وارد کردم. شاید باعث شدم جلوی پیشرفت، اعتمادبهنفس، عزتنفس و حتی تحصیل آنها گرفته شود. اکنون باید گذشته را کنار بگذارم و ببینم درادامه چه کاری میتوانم انجام بدهم تا انشاءالله در آینده بتوانم این خسارتها را جبران کنم. سومین جبران خسارتی که باید انجام بدهم، جبران خسارت از جامعه است؛ وقتی به خودم و خانوادهام خسارت زدهام، قطعاً به جامعه نیز خسارت وارد کردهام؛ مثلاً زمانیکه به طبیعت میرفتم و زبالهها را رها میکردم، به محیط زیست آسیب میزدم.
من تحصیلات دانشگاهی ندارم و مدرکم دیپلم است شاید آنطورکه باید از همین فرصت هم استفاده نکردهام و جای فرد دیگر را اشغال کرده باشم. حالا باید ببینم با همین میزان دانش و آموزشهای کنگره چگونه میتوانم خدمت کنم؛ شاید بتوانم یک نفر دیگر را به حال خوش برسانم و خدمتگزار خوبی در کنگره باشم. درپایان از خداوند میخواهم حالا که راه برای من نمایان شده است، بتوانم در این مسیر ثابتقدم بمانم، آموزش بگیرم و خدمتگزار خوبی باشم و هر روز خدمتهای بیشتر و بهتری انجام بدهم.
.jpeg)
تقدیر از اعضای لژیون سردار

مرزبانان کشیک: همسفر سبا و مسافر شهاب
تایپیست: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر معصومه (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
209