English Version
This Site Is Available In English

برای دستیابی به سلامتی باید جبران خسارت کنم

برای دستیابی به سلامتی باید جبران خسارت کنم

اولین جلسه از دوره شانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی امام‌قلی‌‌‌خان با استادی همسفر الهه، نگهبانی همسفر وجیهه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد

با مطالعه این وادی و تلفیق آن با زندگی خودم به اوایل سفرم برگشتم. من ۲ ماه زودتر از مسافرم به کنگره آمدم، به من گفتند ابتدا هدف و خواسته باید مشخص شود. اطلاعات و آموزش‌ها را دریافت کردم، کم‌کم راه برای من نمایان شد، یکی‌یکی مشکلات سر راه من هموار می‌شدند، نه این‌که کاملاً حل شوند و راحت باشند؛ بلکه طبق آیه قرآن این نوید را می‌داد که همانا بعد از هر سختی، آسانی است. در طول سفر، متوجه شدم برای این‌که به سلامتی و صلح دست یابم، بایستی جبران خسارت کنم.

در وادی هشتم هم آمده است که ابتدا باید از خودمان جبران خسارت کنیم. وقتی در قعر تاریکی‌ها فرو رفته بودم همراه با حال خراب اول به خودم آسیب رسانده بودم و باید جبران خسارت کنم. چه‌طوری؟ ابتدا باید خودم را ببخشم، روان و جسم خود را بازسازی کنم که خدا را شکر آقای مهندس در این مسئله هم تفکری داشته‌اند. جسم را در لژیون جونز و روان خود را با آموزش‌هایی که در کارگاه‌های آموزشی و سر لژیون می‌بینم بازسازی کنم.

مرحله بعدی، جبران خسارت از خانواده است. در طول سفر، مسافرم را خیلی اذیت می‌کردم، وقتی اطلاعاتم زیادتر شد و با رسیدن به وادی هشتم، متوجه شدم که باید از مسافر خود هم جبران خسارت کنم؛ چون او هم عضو خانواده من است. سعی کردم انگشت اتهام را سمت مسافرم نگیرم و بیشتر، اشکالات خود را ببینم. برای جبران خسارت از مسافرم، روزهایی که او می‌خواست به کنگره بیاید، غذای مورد علاقه‌اش را می‌پختم، لباسش را می‌شستم و اتو می‌کردم، وسایلش را آماده می‌کردم تا با خیال راحت‌تر به درمان خود برسد. زمانی که در کلینیک سفر می‌کرد، از من می‌خواست همراه او بروم و من چون اجازه ورود به کلینیک نداشتم، فصل زمستان حدود ۵ ساعت در ماشین می‌نشستم و منتظر او بودم تا بیاید و خوش‌حال بودم که به او کمک می‌کنم و خسارات وارد به او را جبران می‌کنم. قبل از کنگره با سرکوفت مصرف‌کننده بودن، خیلی به او ضربه زده بودم.

مرحله بعد، جبران خسارت از جامعه است. اوایل مصرف، مسافرم جمعه‌ها به بهانه کاری از خانه خارج می‌شد تا مصرف کند و من هم که با حال خراب به پارک و بوستان می‌رفتم، روی چمن راه می‌رفتم، گل و برگ درختان را می‌چیدم، به نظافت شهری اهمیت نمی‌دادم. این‌ها همه خساراتی است که به جامعه وارد کرده بودم. حالا سعی می‌کنم روی چمن راه نروم، گل‌ها و برگ درختان را نچینم، وقتی به فضای باز برای تفریح می‌روم زباله‌ها را جمع‌آوری کنم تا محیط را پاکیزه نگه دارم.

پایان وادی هشتم مسئله پیمان مطرح شده است که بعد از سه مرحله جبران خسارت، دوست داریم حس‌و‌حال بهتری پیدا کنیم؛ برای این منظور پیمان می‌بندیم که در دو مرحله انجام می‌‌گیرد. ابتدا نوشتن سیاهه، بین ساعت ۱۲ تا ۱۳:۳۰ اشتباهات را به صورت تیتروار در برگه‌ای به طوری‌ که زیاد جزئیات نوشته نشود؛ چون ممکن است برگه دست کسی بیفتد و باعث ایجاد مشکل شود، می‌نویسیم، ۳ بار می‌خوانیم و برگه را می‌سوزانیم و خاکستر آن را در آب یا باد رها می‌کنیم. مرحله بعد پیمان، درخواست ما از قدرت مطلق است که خواسته‌های خود را تیتروار می‌نویسیم، ۳ مرتبه می‌خوانیم و بعد ریز می‌کنیم و به آب یا باد می‌سپاریم تا طبیعت شاهد و گواه ما باشد و هستی به ما کمک کند تا به خواسته‌های خود برسیم.

    تعویض جایگاه نگهبان جلسه   

    تعویض جایگاه دبیر جلسه

    اهداء لوح تقدیر اعضاء لژیون سردار

مرزبانان کشیک: همسفر زهره و مسافر حسن
تایپیست: همسفر صفورا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هجدهم)
عکاس: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر نفیسه (لژیون بیست‌ویکم)
ویرایش: راهنما همسفر فریبا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر الهام
همسفران نمایندگی امام‌قلی‌خان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...