رهایی برای من تنها به معنای کنار گذاشتن یک مشکل یا رسیدن به مقصدی مشخص نیست؛ بلکه حسی است که ذرهذره در وجود یک همسفر جوانه میزند؛ حسی شبیه به خروج از تاریکی و تماشای روشنایی، پس از سالها سرگردانی است. وقتی به مسیر رهایی میاندیشم، به یاد روزهایی میافتم که خود را میان حصار ترسها، ناامیدیها، افکار منفی و خطاهای گذشته گرفتار میدیدم و گمان میکردم راهی برای تغییر وجود ندارد؛ اما آموختهها به من یاد دادند که هیچ تحولی یکباره رخ نمیدهد و برای دستیابی به آرامش، باید گامبهگام پیش رفت.
رهایی برای یک همسفر یعنی اینکه یاد بگیرد گذشته را بپذیرد، اما اسیر آن نماند؛ یاد بگیرد به جای سرزنش کردن خود و دیگران، سهم خودش را در زندگی ببیند و با آگاهی بیشتری انتخاب کند. حس رهایی برای من زمانی زیباتر میشود که میبینم دیگر مثل گذشته با هر اتفاقی بههم نمیریزم، زود قضاوت نمیکنم، بیشتر فکر میکنم و تلاش میکنم تا قبل از هر واکنشی، راه درست را پیدا کنم. شاید هنوز تا رسیدن به آرامش کامل فاصله داشته باشم؛ اما همین که امروز خودم را بهتر میشناسم و میدانم میتوانم تغییر کنم، برایم یک نوع رهایی است. من بهعنوان یک همسفر فهمیدهام که رهایی فقط آزاد شدن از یک شرایط نیست، بلکه آزاد شدن از بندهای درونی، ترسها، کینهها، توقعات و باورهای نادرستی است که سالها با خود حمل کردهام.
حالا بیشتر از گذشته قدر لحظههای آرام، محبت، آموزش و بودن در کنار انسانهایی را میدانم که به من یاد میدهند چگونه درست زندگی کنم. حس رهایی برای من شبیه نفس کشیدن در هوای تازه است و سبک شدن دل، آرام گرفتن ذهن و پیدا کردن امیدی که شاید زمانی فکر میکردم برای همیشه از دست رفته است. امروز میدانم رهایی پایان راه نیست، بلکه آغاز یک زندگی تازه است؛ زندگیای که در آن باید آموختههایم را به عمل تبدیل کنم، صبور باشم، خدمت کنم و هر روز قدمی به سوی انسانی بهتر بردارم.
زیباترین قسمت رهایی برای من این است که دوباره خودم را پیدا کنم و باور کنم که میتوانم زندگی را با آرامش، آگاهی و امید ادامه بدهم.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر امیره رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
80