لطفا به رسم کنگره ابتدا خودتان را معرفی بفرمایید .
سلام دوستان، محمدحسین هستم، یک مسافر. آخرین آنتیایکسهای مصرفی من مورفین، قرص، تریاک و هروئین بود و حدود ده ماه و چندروز به روش DST و با داروی OT سفر کردم، با راهنمایی آقای سعید نمکی رهایی از بند مواد حدودا نهسال و ده ماه در ادامه سفر نیکوتین انجام دادم حدود ده ماه به روش DST و با آدامس نیکوتیندار و با راهنمایی آقای سعید نمکی، رهایی از بند سیگار و نیکوتین حدودا نهسال و ده ماه
در وادی هشتم با مفهوم «حرکت» روبهرو هستیم. به نظر شما یک سفر اولی در مسیر درمان، چگونه باید حرکت کند؟
به نظر من حرکت یعنی سکون نداشتن و متوقف نشدن. در هر مسیری اگر سکون ایجاد شود، مانند آبی راکد است که بهتدریج میگندد. حتی در مسیر اشتباه هم انسان با حرکت، پلههای سقوط را طی میکند؛ اما همین حرکت میتواند مقدمهای برای بازگشت از تاریکی به روشنایی باشد. اساساً اگر تاریکی نباشد، نور معنا پیدا نمیکند. دوران مصرف من هم بخشی از همین مسیر بود؛ مسیری که در نهایت مرا به کنگره رساند. همیشه خدا را شکر میکنم که با وجود سالهای اعتیاد، این فرصت نصیبم شد که کنگره را پیدا کنم. مهمترین نکته، استمرار در حرکت است. اگر حرکت ادامه داشته باشد، نتیجه و سرانجام آن نیز بهتدریج نمایان خواهد شد.
اگر کسی دارو منظم مصرف کند اما روی جهانبینی خود کار نکند، آیا درمان او کامل میشود؟
به نظر من خیر. فرض کنیم همان روز اول سیستم ایکس انسان ترمیم شود، مواد قطع شود، خواب درست شود و بدن به تعادل برسد؛ چه تضمینی وجود دارد که دوباره مصرف نکند؟ اگر تفکر و جهانبینی انسان تغییر نکند، همان انسانی است که پیش از درمان بوده است. ما برای چه بار اول مواد مصرف کردیم؟ اگر دلیل و نگرش ما تغییر نکرده باشد، همان دلایل میتوانند دوباره ما را به سمت مصرف ببرند. کنگره فقط به دنبال قطع مصرف نیست؛ هدف، احیای انسان است. یعنی انسانی با تفکر، نگرش و جهانبینی جدید.
در وادی هشتم و موضوع پیمان، انسان باید به چه جایگاهی برسد و چه برداشتی از پیمان داشته باشد؟
به نظر من نمیتوان پیمان را فقط یک احساس دانست. در کنگره، وادیها مسیرهایی برای رشد و ارتقای انسان هستند و هیچ اجباری در کار نیست. راه پیش روی ما قرار میگیرد و انتخاب با خودمان است که در آن قدم برداریم یا نه. من وادی هشتم را یک شاهکلید برای خودشناسی میدانم؛ فرصتی برای اینکه انسان ببیند با خودش چند چند است و در کجای مسیر قرار دارد. وقتی شروع میکنیم به نوشتن، متوجه میشویم چه کارهایی انجام دادهایم و چه کارهایی را انجام ندادهایم. چون انسان فراموشکار است، نوشتن کمک میکند جایگاه واقعی خودمان را بهتر ببینیم و دچار توهم نشویم که به مقصد رسیدهایم.
وقتی راه در اثر حرکت نمایان میشود، چه نشانههایی را باید در مسیر ببینیم؟
هر مسیری نشانههایی دارد؛ اما دیدن این نشانهها به خود انسان بستگی دارد. ممکن است نشانهای برای یک نفر با فرد دیگر متفاوت باشد. برای من، حال خوش، آرامش، رهایی از درگیری با مواد، دور شدن از ضد ارزشها و خدمت کردن، همه نشانههای نمایان شدن راه هستند. شاید زمانی آرزویم این بود که صبح از خواب بیدار شوم و خماری و فکر مواد نداشته باشم. امروز همین آرامش برای من یکی از نشانههای بزرگ مسیر است. در ادامه، عشق، محبت، بخشش و خدمت هم میتوانند نشانههایی باشند که به ما نشان میدهند در مسیر درست حرکت میکنیم.
بعد از بستن پیمان، حرکت باید بر اساس احساس باشد یا دانایی و جهانبینی؟
به نظر من انسان باید اجازه دهد پیمان، در درونش اثر خودش را بگذارد و بعد ببیند خداوند چه چیزی را در مسیرش قرار میدهد. در این مسیر، انسان گاهی با خودش درگیر میشود؛ اما اگر این درگیری درست و سازنده باشد، میتواند باعث رشد او شود. پیمان فقط یک جمله یا یک اتفاق بیرونی نیست؛ میتواند نقطهای برای آغاز یک حرکت درونی باشد.
و در پایان، اگر بخواهید یک جمله با اعضای کنگره در میان بگذارید، چه میگویید؟
انشاءالله همه عزیزان همیشه سلامت باشند و بتوانند در کنگره خدمتگزار بمانند. من همیشه از خدا خواستهام اگر قرار است عمری داشته باشم، این عمر در مسیر خدمت باشد. برای من چیزی شیرینتر از خدمت کردن در کنگره نیست. به نظرم این خودش یک سعادت بزرگ است؛ اینکه انسان بتواند بخشی از عمرش را برای خدمت به دیگران و برای آبادانی خودش و دیگران صرف کند.
- تعداد بازدید از این مطلب :
148