جلسه دوم از دور هفدهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی نایین،با استادی راهنمای محترم مسافر علی و نگهبانی راهنمای تازه واردین مسافر محمد و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه (وادی هشتم و تاثیر آن روی من) روز یکشنبه 1405/07/12 ساعت 17:00 شروع به کار کرد
سلام دوستان علی هستم یک مسافر
خدا را شاکر و سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم تا آموزش بگیرم
دستور جلسه وادی هشتم با حرکت راهنمایان میشود ما اگر بخواهیم این راه را بفهمیم چیست باید وادی هفتم را پشت سر گذاشته باشیم این وادی میگوید و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه به دیگری آنچه برداشت میکنیم اینجا دارد میگوید راه را باید اول پیدا کنیم جالب است که ین چند هفته پشتسرهم وادیها را کار کردیم و دستور جلسه هفتگی بوده بعد از وادی هفتم صورتمسئله اعتیاد دستور جلسه بود که آقای مهندس راه درمان را برای من مصرفکننده پیدا کرده
حالا که من آمدهام کنگره باید اول راه را پیدا کنم و باید وادی هفتم را بفهمم تا راه را پیدا نکنم هیچ برداشتی نمیتوانم از وادی هشتم داشته باشم زمانی که مستقیم را پیدا کردم میتوانم بگویم وادی هفتم را ازش گذشتهام و درک کردهام حالا میتوانم وارد وادی هشتم بشوم در این مسیر که بخواهم حرکت کنم نیروهای بازدارنده از راههای مختلف سر راه من قرار میگیرند من علی کوچکترین لرزشی داشته باشم من رو به سمت خودشان میکشانند در این مسیر که بخواهم حرکت کنم نیروهای بازدارنده از راههای مختلف سر راه من قرار میگیرند
قبل از اینکه وارد کنگره بشوم مواد مخدر نیروهای منفی من بود و الان که در کنگره هستم به کمک آقای مهندس و کنگره رها شدهام نقاط ضعف خودم رو باید برطرف کنم که این نیروها نتواند من را به بیراهه بکشد
در این مسیر که بخواهم حرکت کنم نیروهای بازدارنده از راههای مختلف سر راه من قرار میگیرند
مثلاً من یک مسیر را میخواهم بروم همش به من میگوید این مسیر به کجا میرسد همش من را گمراه میکند در یک مسیر که حرکت میکنیم نمیتوانیم همزمان اطلاع از کل مسیر داشته باشیم مگر اینکه آن مسیر را رفته باشیم
دانایی خودم را بایدزیاد کنم در این مسیر هرچه بخواهم تفکر کنم؛ ولی راه نیفتم به جایی نمیرسم اگر راه بیفتم و تفکر کنم خیلی فرق میکند در مسیر میتوانم به مشکلات غلبه کنم
اول سفرم که بودم فکرهایی میآمد سروقت من و جوابی برایش نداشتم؛ مثلاً طوری که باید پله کم کنم آیا اذیت میشوم یا نه آخرش چه میشود این سوالها در ذهن من وجود داشت و به جایی که انرژی را صرف زمان حال بکنم داشتم انرژیام را صرف این سوالها میکردم
زمانی که من حرکت کنم خودش راه را به من نشان میدهد. آن آموزش وجهان بینی به من بیشتر کمک میکند و هرچه بیشتر میروم میبینم این فکرها و این سوالها در ذهن من چقدر بیمعنی بوده فقط انرژی من را میگرفت
زمانی که راه را پیدا کردم اولازهمه باید از خودم جبران خسارت کنم دوم از خانواده و بعد از جامعه
زمانی که وارد کنگره شدم فهمیدم که چه خسارتهایی به همه زدهام و حالا باید درصدد جبران خسارت باشم دانایی خودم را اضافه کنم، هر چقدر دانایی خودم را اضافه کنم بهتر به مثلث جهالت پی میبرم همین وادی میگوید با حرکت راهنمایان میشود در سکون به جهالت بیشتر میرسی و در حرکت به دانایی بیشتری پی میبری
از اینکه به صحبتهای من گوش کردین سپاسگزارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
14