هر رودی که از جایی بیرون میآید، همه تلاشها را میکند و خود را به تختهسنگها و قلوهسنگها میزند تا راهش را هموار نماید، راه سخت؛ اما امکانپذیر است که به بحر، ملحق شود.
سپاسگزار خداوند هستم، فرصتی دیگر در اختیار ما قرار گرفت تا گفتگویی صمیمانه در مورد دستور جلسه وادی هشتم «با حرکت راه نمایان میشود.» با راهنمای تازهواردین همسفر سمیه داشته باشیم.
همسفر سمیه همراه مسافرشان با آنتیایکس مصرفی شیشه و هروئین وارد کنگره شدند و به روش DST و داروی OT به مدت ۱۳ ماه و ۲۶ روز به راهنمایی مسافر مرتضی و همسفر مینا سفر کردند. رشته ورزشی هر دو والیبال هست. هماکنون مدت 2 سال و 2 ماه است که از بند مواد به دستان پرمهر آقای مهندس رها هستند. همسفر سمیه بعد از رهایی در جایگاههای دبیر جلسه خصوصی، دبیر لژیون سردار، رابط خبری لژیون، طراح سؤال و مصاحبهکننده خدمت داشتهاند. اکنون مشغول خدمت در جایگاه نگهبانی لژیون سردار، رابط خبری لژیون سردار و راهنمای تازهواردین در نمایندگی نائین هستند.
حس خود را از اینکه شما و مسافرتان هر دو در جایگاه راهنمای تازهواردین هستید را بیان کنید.
قبل از حضورم در کنگره در باتلاقی غرق شده بودم که فقط انتظار مرگ را میکشیدم و حال مسافرم نیز خیلی بد بود، لطف خداوند شامل حال ما شد و اذن ورود به کنگره برای ما صادر شد. به لطف آموزشهای آقای مهندس و راهنماییهای راهنمای عزیزم خانم مینا اکنون بعد از چهار سال طعم آبمیوههای جدیدی را چشیدیم و لحظههای معجزهآسایی را تجربه کردهایم که باوری در ناباوری است!
خوشحالم از اینکه من و مسافرم میتوانیم این طعم شیرین و لذت زیبا را مانند بذری در وجود تازهواردین بکاریم، تا آنها با دریافت آموزشها آن بذر را آبیاری کرده و طعم شیرین زندگی را دومرتبه بچشند.
قدرت اختیار انسان چقدر میتواند در تعیین سرنوشت او نقش داشته باشد؟
اختیار اولین چیزی است که سرنوشت انسان را میسازد. آقای مهندس در سیدی توازن فرمودند: «خواست ما مهمتر از تقدیر و فرمان الهی است.» ما به فرمان الهی کاری نداریم؛ اما تقدیر با خواست ما رقم میخورد. تقدیر کارنامه اعمال من است؛ یعنی بذری که اکنون میکارم و آن را آبیاری میکنم، در آینده تقدیر من میشود؛ بنابراین، من چه خواستهای داشته و زمین وجودی خود را برای چه بذری آماده کرده باشم، بسیار مهم است؛ زیرا اگر باد بکارم، طوفان و اگر گندم بکارم، گندم درو خواهم کرد؛ بنابراین اختیار تعیین میکند که سرنوشت من چگونه رقم بخورد.
ساختارهای منفی تا چه میزان میتوانند انسان را از حرکت باز دارند؟
نیروهای منفی از هر قدرتی استفاده میکنند، تا انسان را ناامید کنند و انسان بیحرکت بماند. کار نیروهای منفی این است که نگذارد انسان به دانایی برسد؛ زیرا انسانی که با دانایی به فرمان عقل برسد، قدرت و حکومت را به دست میگیرد و تنها جایی که نیروی منفی هیچ کاری نمیتواند، انجام دهد؛ زمانی است که شخص به فرماندهی عقل میرسد. برای همین آقای مهندس تأکید دارند که ما با عملیکردن جهانبینی بتوانیم، به نفس مطمئنه و فرمان عقل نزدیک شویم؛ زیرا نیروهای منفی قدرتی ندارند و از ما دور میشوند و دیگر نمیتوانند برای ما اثرگذار باشند.
آیا حرکت همسفر در کیفیت سفر مسافر تأثیر دارد؟
بله قطعاً. من همیشه به تازهواردین میگویم، شخصی که امدادگری بلد نباشد، باعث آسیبزدن به بیمار میشود؛ اما شخصی که آموزش دیده باشد؛ مانند مسکن میتواند، در وجود مسافر نفوذ کند و او را به آرامش برساند. همسفری که بداند باید خودش آموزش ببیند و حال خود را به حال مسافر گره نزند، بهراحتی میتواند، در کنار مسافر خود قرار بگیرد و با نور آموزشهای راهنما سختیهای سفر را بهراحتی پشت سر بگذارند تا به درمان برسند؛ زیرا آموزشها یک بال برای مسافر و همسفر بال دیگر او است. اگر هر دو نباشند، مسافر بهسختی به درمان میرسد. مسافر و همسفری که در کنگره با هم آموزش میبینند، لحظهها و طعمهای شیرینی را میچشند که شخصی که با همسفر خود سفر نکند، از آن حسها و لحظهها محروم میماند.
تا چه حد اجرای وادی هشتم، در زندگی شخصی شما تأثیر داشته است؟
وادی هشتم، نور مسیری که در آن حرکت میکردم را بیشتر کرد و باعث شد، با بخشیدن خودم، همسرم و اعضای خانوادهام سبکتر سفر کنم. این وادی به من آموخت کسی که بیهدف باشد و خواستهای نداشته باشد، سرگردان دور خود میچرخد و به جایی نمیرسد. وادی هشتم باعث شد، در زندگی خود را پیدا کنم، تشنه آموزشها شوم و با هر کلمه و هر جمله، زمین وجودی خود را آبیاری کنم.
زمانی که دریافتم مرگ فنا نیست؛ بلکه بقا است و زندگی به جهان خاکی محدود نمیشود و آن ادامه دارد و من باید ایستگاههایی را بگذرانم که یکی از این ایستگاهها جهان زمینی است؛ بنابراین با خدای خود پیمان بستم، سعی کنم، در مسیر انسان شدن قرار بگیرم و هدفم رسیدن به درجه انسانیت باشد؛ اما باید در این مسیر مواظب باشم؛ زیرا آقای مهندس در سیدی توازن فرمودند: «ما در انسانها با فرمان خدا جرقه تولید میکنیم.» این جرقه میتواند به ذخیره قابلمصرف برای کمک و خدمت به انسانها تبدیل شود و یا میتواند به یک شعله آتش تبدیل شود و یک منطقه را بسوزاند. از خداوند میخواهم، همیشه در کنارم باشد، تا بتوانم از آموزشها درست استفاده کنم و با عملیکردن آنها از فرصتی که خداوند، دومرتبه به من داده است، درست استفاده کنم و بنده خوبی برای او باشم.
برداشت شما از این جمله کلیدی چیست؟ «تفکرات، معمار ساختارها و زبان سخنگوی و تعیینکننده مسیر حرکت انسان است.»
افکار و باورها مانند معمار هستند و آن چیزی که من میخواهم را میسازد. آقای مهندس بسیار فرمودهاند: «اگر میخواهید چیزی را خلق کنید، اول باید در ذهن خود، تصویر آن را بسازید.» طرز فکر من، نقشه مسیر زندگی من را میسازد. اگر تفکرات من مثبت باشد، ساختار زندگی من بر پایه قدرت و استقامت ساخته میشود؛ اما اگر ذهن من منفی باشد، زندگی من بر مبنای ترس و ناامیدی بنا میشود.
زبانِ سخنگوی، همان زمزمههای درونی است که اگر من بتوانم، مثلث نفس واحده را برای خود اجرایی کنم و با تربیت نفس خود و گوشدادن به حرف روح، مسیر درست را مشخص کنم، میتوانم هدفمند در مسیر رشد حرکت کنم و به ارتقا برسم.

کلام آخر...
سپاسگزارم از شما و خداقوت به گروه سایت.
از آقای مهندس و خانواده بخشنده و مهربان ایشان بسیار سپاسگزارم، بابت بستری که برای ما فراهم کردند، تا در آن قرار بگیریم و با آموزشهای ناب ایشان مسیر درست زندگی را پیدا کنیم و به لطف خداوند به سمت نور در حرکت باشیم. خداوند را سپاسگزارم که به من اجازه داد در کنگره حضور پیدا کنم و با آموزشهای بینظیر راهنمای عزیزم خانم مینا بتوانم، مسیر را برگردم، نور و گرما را با تمام وجود حس کنم و با دید جدید به زندگی، از لحظهلحظه زندهبودنم لذت ببرم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: راهنمای تازهواردین همسفر اکرم
عکاس: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
8