جلسه نهم از دوره چهاردهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ایران به استادی راهنما همسفر مریم، نگهبانی همسفر لیلا و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که باز این فرصت نصیب من شد تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. از راهنمای عزیزم خانم زینت تشکر میکنم؛ آموزشهایی که ایشان دادند باعث شد در کنگره بمانم و با مسافرم به آرامش نسبی برسیم.
ما دستورجلسهی قبلمان صورتمسئله اعتیاد بود. موادمخدر باعث شد که ما در کنار هم جمع بشویم؛ چیزی که از آن متنفر بودیم. تریاک موادی بود که از اولِ زندگی انسان، باعث تخریب خیلی از آدمها و زندگیها و طبیعت میشد؛ چون شخصی که مصرفکننده است به جز مواد به هیچچیز فکر نمیکند. ولی آقای مهندس با این تفکر نابی که داشتند توانستند با یک مواد ما را کنار هم جمع کنند، مسافرهای ما بهسلامتی برسند و جهانبینی که درس زندگی است، به ما آموختند.
ما همسفرها باید کنار مسافرها باشیم، کمکحال آنها باشیم و حمایت کنیم، از اعماق قلب در مسیر کنگره باشیم که واقعاً به خودمان کمک بزرگی میکنیم.
منِ همسفر از فضای خانه جدا شدم آمدم به کنگره. در فضایی که کنار هم هستیم از تجربههای همدیگر استفاده میکنیم، راهنماهایی داریم که خالصانه و صادقانه تکبهتک تجربیات خودشان را در اختیار ما میگذارند؛ این خیلی دوستداشتنی است و در هیچ کجای دنیا چنین چیزی نیست.
کلام دیدهبان محترم آقای خدامی در ذهن من حک شد که گفتند ما فقط این سیستم را در ایران داریم، هیچ کشور دیگری از دنیا این امکان را ندارد. درماناعتیاد را ما در ایران داریم و آموزش جهانبینی به این صورت فقط در ایران هست. اشخاصی هستند با تحصیلات بالا و ثروت زیاد فقط به فکر خود و خانوادهشان هستند. آقای مهندس با این تفکری که دارند به فکر کل مردم دنیا میباشند و این خیلی عالی است.
من هم باید این مسئله را درک کنم و حداقل کاری که میتوانم انجام دهم این است که زندگی خودم را درست کنم. کنگره از من چیزی نمیخواهد، پولی از من نمیخواهد، حضور مستمر من بهخاطر خودم است؛ اگر هزینهای میدهم برای خودم است.
من که مصرفکننده نیستم چرا باید بیایم؟ برای حال خوب و آینده خودم. من این سیدی که مینویسم شاید یک نکته از آن برداشت کنم؛ ولی سالها بعد متوجه آن موضوع میشوم که این آموزش برای من بوده، خیلی از نکتهها برای آینده من گفته میشده. این خیلی لذتبخش است. امیدوارم بتوانم به وادی هشتم ارتباط بدهم که با حرکت راه نمایان میشود. حرکت ناب آقای مهندس بود که ما در کنگره ماندگار شدیم. آموزشهایی که راهنماهای عزیزمان به ما میدهند تا چقدر میتوانیم به این آموزشها عمل کنیم؟
نکته مهم این هست با مسافرم درگیری نداشته باشم. چه انتظاری از مسافر داریم؟ الان با لباس سفید و مرتب، هر هفته صبح زود پارک میآید، به کارهایش نظم داده خیلی بهتر شده. حالا منِ همسفر با منیت و خودخواهی مدام، که تو زندگی من را داغان کردی، همه چیز تقصیر تو است، بچه اگر بدرفتاری دارد به تو کشیده است و ... .
کنگره خیلی خوب است؛ چون به من زمان میدهد آرامآرام وادیها را یاد بگیرم و تفکر کنم. متأسفانه با اینهمه آموزش که گرفتیم از ضدارزشها نمیتوانیم دوری کنیم؛ چون انسان مختار الخطاست. هدف اصلی خود را در نظر بگیریم. هدف اصلی این نیست که بیایم کنگره جزوه بخوانم و مشارکت عالی داشته باشم و شال راهنمایی بگیرم، هدف من همسفر نجات خودم و مسافرم است؛ جبران خسارت از خودم بکنم، چه بلایی سرخود آوردهام با افکار منفی؟ و جبران خسارت از خانواده، چگونه فرزندانم را تربیت میکنم؟ مسئولیتم در قبال همسر انجام میدهم؟ و جبران خسارت از جامعه.
با این آموزشها باید در من تغییراتی صورتگرفته باشد.
مسئلهی آخر وادی هشتم که خیلی قشنگ است، پیمان میباشد. پیمان هم با اجازهی راهنما در سفر دوم انجام خواهد شد. ما پیمان میبندیم که خواستهمان این باشد از ضدارزشها دوری کنیم، بدانیم اینها به منِ انسان که اشرف مخلوقات هستم ضرر میرساند.
ممنونم از شما
تقدیر از نگهبان سایت همسفر لیلا و معرفی نگهبان جدید همسفر زهرا

مرزبان کشیک: همسفر فرزانه و مسافر قدرت
تایپ: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
همسفران نمایندگی ایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
328