English Version
This Site Is Available In English

تو پا به راه می‌گذار و هیچ مپرس

تو پا به راه می‌گذار و هیچ مپرس

جلسه چهارم از دوره‌ دهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اعظم دامغان به استادی پهلوان دستیار اسیستانت همسفر اعظم، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «وادی هشتم ( با حرکت راه نمایان می‌شود ) و تأثیر آن روی من » روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، اعظم هستم یک همسفر.

مجدداً سپاسگزار خداوند هستم که امروز این فرصت را در اختیار من قرار داد تا در جمع شما دوستان عزیز در نمایندگی اعظم (دامغان) باشم. بسیار سپاسگزارم که جناب مهندس و خانواده محترمشان این بستر را فراهم کردند تا در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم و خدمت کنم. تشکر ویژه‌ای هم می‌کنم از نگهبان عزیز، دبیر ارجمند، خانم فاطمه (ایجنت محترم) و گروه مرزبانی؛ خیلی ممنونم که این فرصت را در اختیار من گذاشتید. باعث افتخار است که امروز در خدمت شما هستم.

وقتی به سمت مسیر می‌آمدم، دائماً خدا را شکر می‌کردم که این فرصت واقعاً به ما داده شده است تا بیاییم و در کنار همدیگر، حالِ خوش را به اشتراک بگذاریم.

دستور جلسه «وادی هشتم» است که می‌گوید: «با حرکت، راه نمایان می‌شود». دوست دارم با دوبیتی شاعر بزرگمان، عطار نیشابوری، که در متن وادی نیز آمده است، کلامم را شروع کنم:

گر مرد رهی، میان خون باید رفت

وز پای فتاده، سرنگون باید رفت

تو پای به ره درنه و از هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت

«اگر مردِ راهی، میان خون باید رفت و از پای فتاده، سرنگون باید رفت»؛ چه چیزی می‌خواهد به من بگوید؟ می‌خواهد بگوید اگر می‌خواهی به مقصدی برسی، مسیر همیشه امن، راحت و بی‌دردسر نیست. آن مسیر ممکن است برای تو همراه با ترس، شکست و حتی از دست دادن باشد.

«تو پای به ره درنه و از هیچ مپرس»؛ قدم اول را بردار. این‌قدر درگیرِ این نباش که اگر نشد چه؟ اگر کم آوردم چه؟ اگر نتوانستم چه؟ آخرش چه می‌شود؟ این افکار باعث می‌شوند که تو اصلاً شروع نکنی. تو حرکت کن و به مسیرت ادامه بده، خودِ راه، مسیر را به تو نشان خواهد داد.

بعضی از راه‌ها برای ما ناشناخته هستند و همین که در مسیر ادامه می‌دهیم، آن راه برای ما باز می‌شود. مثل راننده‌ای که می‌خواهد در جاده‌ای تاریک رانندگی کند؛ آیا آن جاده همیشه روشن است؟ خیر؛ نهایتاً می‌تواند ده متر جلوتر را ببیند، اما هرچه جلوتر می‌رود، مسیر بیشتر روشن می‌شود و راه را برایش نمایان می‌کند.

وادی هشتم می‌گوید: «تو پا در راه بگذار و هیچ مپرس؛ خود راه بگویدت که چگونه باید رفت.»

می‌گوید نترس از اینکه همه چیز را نمی‌دانی. وقتی مسیر را پیدا می‌کنی و حرکت می‌کنی، خودِ آن راه، همه چیز را به تو نشان می‌دهد.

برای خودِ من، این وادی بسیار دلچسب است و از آن انرژی می‌گیرم. یادم هست روز اولی که آمدم کنگره، جرقه امید در دلم زنده شد؛ چرا؟ چون اصلاً به هیچ‌چیز فکر نکردم و فقط از همین جمله «با حرکت راه نمایان می‌شود» امید گرفتم.

وقتی مشکلی در زندگی داریم، ذهن ما دائماً درگیر افکار منفی و «نشدن‌ها» است؛ اما این وادی به من یادآوری می‌کند که این «حرکت» است که مشکلات را حل می‌کند. آموزش‌های کنگره هم به ما می‌گوید که کوتاه‌ترین راه، همیشه بهترین راه نیست؛ باید مسیر درست را پیدا کنیم و در آن استقامت داشته باشیم.

مثل مصرف‌کنندگانی که در مسیر درمان قرار می‌گیرند و حداقل ۱۰ الی ۱۱ ماه طول می‌کشد تا به درمان برسند. ما هم یاد گرفتیم که در هر اتفاقی در زندگی، باید این «زمان» و پروسه را در نظر بگیریم و لازم نیست همه چیز را از همان اول بدانیم.

وادی باز هم به ما می‌گوید: دانستن کافی نیست؛ خودت در مسیر قرار بگیر، تجربه کن و با اتفاقاتی که در مسیر برایت می‌افتد، راه برایت باز می‌شود.

در سی‌دی «باتلاق»، آقای دکتر امین می‌فرمایند: یک بنده خدایی می‌خواست به پارک لاله بیاید، اما شرایط برایش فراهم نمی‌شد. به او گفتم: «تا خودت نخواهی و حرکت نکنی، شرایط فراهم نمی‌شود.» اگر دائم بی‌حرکت باشی و مشکلت را حل‌نشدنی بدانی، هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

در واقع وادی هشتم می‌گوید: جاری باش و حرکت کن، همین جاری بودن، خودش همه چیز را حل می‌کند. با ادامه دادن، ممکن است ترس‌ها سراغت بیایند، اما وادی هشتم دوباره به تو امید می‌دهد: نترس، پروا نداشته باش، توکل کن به خداوند که مسیر برایت نمایان خواهد شد.

در کنگره یاد گرفتیم که جاری باشیم و حرکت کنیم تا به هدفمان برسیم.

در وادی آمده است که برای حرکت، هدف و خواسته‌ات باید مشخص باشد. هدف من در کنگره چیست؟ هدف من به درمان رسیدن مسافرم است، حال خوش خودم است، و رسیدن به آرامشی که کنار خانواده‌ام تجربه کنم.

حالا چیزی که از کنگره یاد گرفتم، موضوع «جبران خسارت» است. جبران خسارت از چه؟ از خودم، از خانواده‌ام و از جامعه‌ام. چطور؟

قبل از کنگره، زمانی که مسافرم مصرف داشت، دائماً درگیرِ خودم بودم و ذهنم پر بود از ناامیدی، ترس و اضطراب. حالا آمده‌ام که انگیزه و امید را در خودم پیدا کنم و جبرانِ خسارتِ خودم را بکنم.

برای خانواده‌ام چطور؟ به‌خاطر مصرف مواد، تنش‌های زیادی در زندگی ایجاد می‌کردم و زندگی را به خودم، همسرم، فرزندم و اطرافیانم تلخ کرده بودم. حالا می‌خواهم با عملی کردن آموزش‌های کنگره، آن حال خرابی‌ها را جبران کنم. و جبران خسارت از جامعه؟ شما فرض کنید مصرف‌کننده سیگاری را ببینید که ته‌سیگارش را در خیابان پرت می‌کند؛ برای من واقعاً این یک ضد‌ارزش است، چون آموزش دیده‌ام که محیط‌زیست خودم را آلوده نکنم. یاد گرفته‌ام که اگر به طبیعت می‌روم، کیسه زباله همراه داشته باشم تا اگر زباله‌ای دیدم، جمع‌آوری کنم. بارها شده وقتی به کنار دریا، جنگل یا رودخانه می‌روم، اطرافم پر از آشغال است و من همیشه دستکش همراه دارم و آن محیط را پاکسازی می‌کنم. این بسیار قشنگ است؛ نباید آن آشغال مال من باشد، اما من محیط اطرافم را تمیز نگه می‌دارم، این یعنی جبران خسارت از جامعه.

وقتی می‌خواهم حرکت کنم، لازم نیست همه چیز را بدانم؛ کافی است فقط در آن مسیر قدم بردارم تا ان‌شاءالله به خواسته‌ام برسم.

در پایان، امیدوارم راه همه مسافران و همسفران روشن باشد. در کنگره، هرکدام از ما با حرکت‌هایی که انجام می‌دهیم، می‌توانیم چراغ راهی باشیم برای قدم‌های بعدی و یاری‌رسان اعضای دیگری که پشت در منتظر رهایی‌اند و به دنبال خارج شدن از تاریکی‌ها هستند.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، بسیار سپاسگزارم.»

 

تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر راضیه ( لژیون سوم )
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر سکینه 
همسفران نمایندگی اعظم (دامغان)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...