جلسه هشتم از دوره پنجاهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنمای محترم مسافر محمد و نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" دوشنبه 13 مهر ماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمد هستم، یک مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که امروز توفیق حضور در این جلسه و خدمت در کنگره را پیدا کردم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که چنین بستری را فراهم کردند تا انسانهایی مثل من بتوانند آموزش ببینند، به حال خوش برسند و در مسیر رهایی قرار بگیرند. وادی هشتم میگوید: «با حرکت، راه نمایان میشود.» این وادی برای من اهمیت زیادی دارد، چون یکی از قوانین مهم هستی و خلقت را بیان میکند؛ قانونی که تمام آفرینش بر پایه آن بنا شده است: حرکت. از آغاز خلقت، ذرات در حرکت بودهاند و همین حرکت ذرهذره باعث شکلگیری جهان و این نظام عظیم شده است.
انسان نیز جزئی از همین هستی است و اگر بخواهد به تکامل برسد، راهی جز حرکت ندارد. زمانی که درگیر مصرف مواد بودم، هیچ حرکتی نمیکردم. هر روز دست روی دست میگذاشتم و از خدا میخواستم مرا از این گرفتاری نجات دهد؛ اما بدون حرکت و تلاش، هیچ اتفاقی نمیافتاد. انتظار داشتم از مواد رها شوم، بدون اینکه برای درمان قدمی بردارم. این یعنی نقض قوانین خلقت. آیا میشود زمین حرکت نکند و سال بگذرد؟ آیا میشود شب و روز جابهجا نشوند؟ تمام این جهان بر اساس حرکت بنا شده است.
پس من هم که جزئی از این هستی هستم، باید حرکت کنم.روزی که تصمیم گرفتم به کنگره بیایم و در جلسه تازهواردین شرکت کردم، از همان لحظه مسیر زندگیام تغییر کرد. به من گفتند فقط در مسیر قرار بگیر؛ راه خودش نمایان میشود. من حرکت کردم و کمکم مشکلات یکییکی شروع به حل شدن کردند. امروز حدود پنج سال و نیم است که از اعتیاد رها شدهام و میبینم بسیاری از مشکلاتی که زمانی برایم بزرگ و غیرقابل حل بودند، با آموزش و حرکت تغییر کردهاند. من با ماشین کار میکردم؛
شغل شریف و ارزشمندی بود، اما با حرکت و تلاش توانستم شغل بهتر و درآمد بهتری پیدا کنم. اینها همه نتیجه حرکت بود. کنگره راه رهایی، راه آرامش و حتی راه درست زندگی کردن و ثروتمند شدن را به ما نشان میدهد؛ اما فقط راه را نشان میدهد. حرکت کردن بر عهده خود من، یعنی محمد، است. حتی در بحث مالی هم این قانون را تجربه کردم. سالی که در شرایط سختی بودم، با تلاش و سختی پنج میلیون تومان در یک سال پرداخت کردم. سال بعد شش میلیون تومان برایم دیگر آن عدد سال قبل نبود، چون حرکت کرده بودم و قدم بزرگتر شده بود.
سالهای بعد نیز با ادامه حرکت، مبالغ بیشتری پرداخت کردم. چیزی که در ابتدا سخت بود، بهتدریج آسانتر شد. درمان هم همینگونه است. وقتی پلهپله کاهش میدهیم، ممکن است در ابتدا سختی داشته باشد، اما نتیجه آن حال خوش و رهایی است. در مسیر ارزشها، شاید ابتدا سختی وجود داشته باشد، اما بعد از آن لذت و آرامش میآید؛ برخلاف مسیر ضد ارزشها که ممکن است ابتدا لذت داشته باشد و در ادامه انسان را به حال خراب برساند. من یاد گرفتم هر زمان در زندگی با مشکلی روبهرو میشوم، به جای متوقف شدن، حرکتم را بیشتر کنم و خدمت بیشتری داشته باشم. چون میدانم گاهی مشکلات میتوانند مانعی برای حرکت من باشند.
بنابراین اگر مانعی ایجاد شد، باید قویتر حرکت کنم. یکی دیگر از چیزهایی که در کنگره یاد گرفتم، بخشش است. وقتی از مال و داشتههایم بخشیدم، دیدم حال خودم بهتر شد. در کنگره یاد میگیریم برای رسیدن به رشد مالی، بخشش، پسانداز و قناعت را در زندگی به کار بگیریم. امروز اگر جایگاهی دارم، اگر اعتمادبهنفس و اعتبار بیشتری پیدا کردهام، اگر توانستهام از یک کار ساده به شرایط بهتری برسم، همه را نتیجه همین حرکت میدانم. در پایان، برای خودم این جمله را همیشه به یادگار میگذارم: وقتی حرکت میکنم، راه خودش را نشان میدهد. کافی است قوانین را بشناسم و به آنها عمل کنم؛ آنوقت بسیاری از درهای بسته، بهتدریج باز خواهند شد.
.jpg)
مرزبان کشیک: مسافر مجید کربلایی
تنظیم و ویراستار: مسافر محمد از لژیون یکم
تایپ: مسافر حسین از لژیون یازدهم
مسافران نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
81