English Version
This Site Is Available In English

یکی که دردش شبیه من است

یکی که دردش شبیه من است

دومین جلسه از دوره چهاردهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کریمان کرمان به استادی پهلوان محترم همسفر اسما، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر طاهره با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود.) و تأثیر آن روی من»» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از خدای بزرگ بابت فرصت حیات و فرصت حضور در کنگره سپاسگزارم از بنیان کنگره۶۰ و خانواده محترمشان بابت فراهم کردن این بستر زیبا‌ی آموزش و خدمت تشکر می‌کنم؛ همچنین از ایجنت و نگهبان جلسه کمال تشکر را دارم. انسان به‌واسطه اختیاری که دارد و در اختیار آن احتمال خطا وجود دارد در سفر زندگی هر لحظه ممکن است که راه را اشتباه برود و حرکت‌های اشتباهی بکند که باعث شود در تاریکی فرو رود؛ اما مهم این است که انسان در هر مقطعی از تاریکی که در آن قرار گرفته است، می‌تواند خارج شود و نمی‌تواند بگوید که دیگر از من گذشته است یا حال من خیلی بد است یا مشکلات من زیاد است این‌ها در هیچ صورت پذیرفته نیست و در هر حال می‌تواند شرایط را تغییر بدهد؛ اما برای خروج از تاریکی انسان یا باید مجازات و تنبیه شود یا باید آموزش ببیند که امروز، خدا را شکر می‌کنیم که آقای مهندس را داریم این آموزش‌های ناب را داریم.

تک‌تک ما اعضاء کنگره از آن دسته افرادی هستیم که مورد لطف خدا قرار گرفتیم که استاد خوب و کلام راستین را در اختیار ما قرار داده است تا به سمت نور حرکت کنیم؛ حتی آن همسفر‌ی که در سفر اول است من همیشه می‌‌گویم که باید خیلی شاد و خوشحال باشد، چرا که در واقع به‌خاطر اعتیاد مسافرش وارد همچین مکانی شده است؛ حتی اگر مسافر او درست سفر نمی‌کند؛ ولی خدا آن را دیده است که آن را وارد کنگره کرده است و بودنش، یعنی باید از این فرصت برای خودش استفاده کند و این‌که نمی‌دانیم چرا خدا خواسته است ما در کنگره باشیم؛ ولی جایی است که تمام مشکلات لاینحل دارد حل می‌شود و ان‌شاءالله که قدر این خواسته‌ها را بدانیم و حق بندگی را به جا بیاوریم همین‌طور که می‌دانید دستور جلسات کنگره مدام تکرار می‌شوند تا ما بتوانیم یک تغییر در تفکر و اندیشه خودمان بدهیم و با تغییر و تفکر خودمان بتوانیم در واقع رفتار خودمان را تغییر دهیم که آرامش را در زندگی تجربه کنیم.

یکی از مهم‌ترین چیزهایی که برای تغییر جهان‌بینی و عبور از جهالت به ما کمک می‌کند چهارده وادی کنگره است امروز دستور جلسه وادی هشتم است «با حرکت راه نمایان می‌شود» وادی‌های اول همین‌طور که می‌دانید آماده کردن فکر و ذهن من است؛ چون وادی هشتم وابسته به وادی اول است وابسته به هم هستند چرا که در حرکت، تفکر نقش اصلی و معمار ساختار‌ها را اجرا می‌کند حرکت بدون تفکر باعث خطا می‌شود باعث انجام یکسری کار‌های بی‌هدف می‌شود و آقای مهندس می‌فرمایند: «همیشه قبل از انجام هر کاری چند دقیقه تفکر کنید و بیشترین ضربه را کسانی می‌خورند که اول عمل می‌کنند بعد تفکر می‌کنند» ما می‌آییم راه و مسیر را پیدا می‌کنیم.

قبل از وادی هشتم، وادی هفتم در مورد پیدا کردن راه بود راه و مسیر به ما داده شده است؛ اما برای حرکت کردن همین‌قدر کافی است که من یک مقدار تفکر کنم و مقداری توشه راه بردارم حرکت کنم، نباید خیلی درگیر جزئیات شوم و در این حرکت هم باید نقش نیروهای بازدارنده را خوب بدانم که چگونه است و سعی می‌کنند که به عناوین مختلف و به شکل مختلف من را از مسیر حرکت خودم باز کند؛ چون این نیرو خیلی خوب می‌داند که اگر من یک جایی بایستم و توقف کنم در کالبدی که ساکن هستم بهترین شرایط برای رشد نیروی منفی است و استاد امین یک عنوان خوب می‌گویند: «نیروی منفی می‌خواهد ما را کنج خانه و کنج رینگ بیاندازد و حرکت را از ما بگیرد» آن موقع است که افکار منفی، نا‌امیدی، استرس، اضطراب و هزار جور مسائل منفی در من رشد کردن به‌خاطر همین آقای مهندس می‌فرمایند: «سکون برابر است با سقوط» یک زمان راه درست است؛ ولی حرکت من درست نیست.

استاد امین فرمودند: «بزرگترین حسرت من مال زمانی است که می‌رفتم دانشگاه می‌آمدم؛ ولی هیچ استفاده‌ای نمی‌کردم» زمان می‌گذاشتم هزینه می‌کردم؛ اما هیچ بهره‌ای نمی‌بردم و این‌جا دارد به من می‌گوید که خیلی وقت‌ها برای من هم همین‌طور است که راه مشخص است؛ ولی حرکت من درست نیست همین‌طور که استاد امین فرمودند: در این مسیر برای من یکسری شرط‌هایی می‌گذارند شرط اول او چیست؟ این‌که خواسته و هدف تو کاملاً مشخص باشد، اگر الان داری به کنگره می‌آیی باید بدانی برای چه به کنگره می‌آیید؛ باید بدانی چه می‌خواهی؟ دنبال چه هستی؟ هدف خود را مشخص کن.

شرط دوم می‌گوید: اگر خواسته‌ات قوی باشد در جهت خواسته‌ات خیلی تلاش می‌کنی هیچ چیز مانع تو نمی‌شود هیچ چیز تو را از این‌جا جدا نمی‌کند تا زمانی که به آنچه که می‌خواهی برسی و این خیلی مهم است، حالا خواسته برای هر کس یک‌جور است برای یک سفر اولی درمان مسافر او باشد، خواسته سفر دومی چیز دیگه‌ای باشد؛ اما شرط سوم حرکت یک هشدار هم به من می‌دهد می‌گوید حواست باشد در این مسیر که داری می‌روی هم چیز‌های خوب است، هم چیز‌های بد، هم مسائل ارزشی است هم ضدارزشی حواستان باشد که به حاشیه و بیراهه کشیده نشوید، همیشه می‌گویند کسی که حرکت نمی‌کند، کسی با او کاری ندارد؛ اما کسی که شروع می‌کند به تسویه و پالایش هزار جور بیراهه برایش باز می‌شود حواسمان به این بیراهه‌ها خیلی باشد به این فکر کنیم که چرا خیلی از همسفرها می‌آیند؛ ولی الان در بین ما نیستند؛ چون این سه شرط را نداشتند به‌خاطر همین است که حرکتشان را نصفه نیمه رها کردن و رفتند.

وقتی‌که در مسیر کنگره پیش می‌رویم و شروع می‌کنیم به رشد کردن کم‌کم شکل خواسته‌های ما عوض می‌شود یک جایی می‌رسیم که تلاش می‌کنیم تا آن‌چه که در شأن یک انسان، یک خانم و یک مادر است من برسم. در وادی هشتم آقای مهندس در کل همیشه چیزهایی را از ما می‌خواهند که آرامش را برای ما می‌آورد هر چیزی که آرامش را برای ما بیاورد از ما دریغ نمی‌کنند یکی بستن پیمان وادی هشتم است که در بستن پیمان خیلی‌ها ترس دارند که بروند پیمان ببندند و آن را یک کار سختی می‌دانند؛ اما وقتی‌که می‌رویم و اقدام می‌کنیم برای پیمان اولین کار نوشتن سیاهه است، سیاهه می‌آید چکار می‌کند؟ می‌آید خودت را با خودت روبه‌رو می‌کند در خلوت و تنهایی با خدا خودت روبه‌رو می‌شوی، سعی می‌کنی که دیگر آن خطاها را انجام ندهی در ادامه درخواست از قدرت مطلق، انگار به من می‌گوید: تا حالا چکار کردی و از این به بعد می‌خواهی چکار کنی؟ تکلیف خودمان را مشخص می‌کنیم و عنوان می‌کنیم که سعی خواهیم کرد از این به بعد مرتکب کارهای ضدارزشی نخواهیم شد و این سعی را خواهم کرد خیلی جمله قشنگی است و بعد از پیمان آن احساس سبکی و آرامش که به تو دست می‌دهد لذت‌بخش‌ترین حسی است که تجربه می‌کنید.

اگر بخواهم در مورد لژیون سردار صحبت کنم گاهی اوقات ما با یک حرکت ساده می‌توانیم یک اتفاق خیلی بزرگ را در کنگره رقم بزنیم در پشت بخشش هر یک از اعضاء می‌تواند یک اتفاق خیلی بزرگ بیفتد، با هم حرکت کردن برکت خیلی زیادی را می‌آورد من باید طوری عمل کنم که اگر فردا روزی از من سؤال شد که تو چکار کردی برای کسانی که دردشان را کشیده بودی و با تمام وجود دردشان را حس کردی؛ بگویم من در حد توان خودم کمک کردم؛ اما بیام ببینم توان من چقدر است گاهی توانم زیاد است؛ ولی خواسته‌هایم هم زیاد است نمی‌توانم از خواسته‌هایم بگذرم، به‌خاطر همان نمی‌توانم تمام توانم را بگذارم و گاهی وقتی اسم لژیون سردار می‌آید بعضی‌ها هیچ حسی به آن ندارند این بی‌حسی به‌خاطر چه است؟ این هم از ابزارهای نیروی منفی است می‌گوییم اگر حس نباشد حرکتی انجام نمی‌گیرد؛ اما این‌جا باید حقه بزنیم و حرکت کنیم تا حس به‌وجود بیاید عضو لژیون سردار بشویم آن حس به‌وجود بیاد.

آن کسی که پیش خودش فکر می‌کند که من پولی ندارم یا مثلاً لژیون سردار برای آدم‌های ثروتمند است اصلاً چنین چیزی نیست می‌گوید تو حرکت کن با هر مقدار پولی که داری ۱ میلیون، ۲ میلیون، ۱۰ میلیون، ۲۰ میلیون هرچه که است تردید نکن نترس بقیه‌اش فراهم می‌شود و خداوند می‌گوید که تو حرکت بکن در ادامه من تو را راهنمایی می‌کنم و به سمت مسیر، حرکتت می‌دهم. خیلی وقت‌ها می‌گویم از یکسری جهان‌های دیگر انگار به من کمک می‌شود که من پرداختی خودم را انجام دادم فقط برمی‌گردد به این‌که ما چقدر خواسته دارند و در سی‌دی باتلاق استاد امین فرمودند: «خداوند به تو یک جانی می‌دهد این‌ جان می‌تواند تمثیل چه باشد پول، انرژی و توان به تو می‌دهد اگر این‌ جان را در راه درست استفاده کردی خداوند جان دوباره و چندباره می‌دهد اگر استفاده نکردی آن جان را ازت می‌گیرد» پس خیلی حواسمان به این موضوع باشد.

همیشه با خودم فکر کنم چرا افرادی هستند که سال‌ها در کنگره دارند خدمت می‌کنند چرا افراد دارند هر سال یکی از اعضاء خانواده‌شان را پهلوان می‌کند و چقدر افرادی هستند دارند مبالغ بالایی در لژیون سردار پرداخت می‌کنند این‌ها برای چه است چون آن‌ها فهمیدند که اساس لژیون سردار چه است، کمک به یکی که دردش شبیه من است، کمک از روی عشق و علاقه، درد دیگران را دیدند آن‌ها فقط از مال خودشان نمی‌بخشند از وجود آرامش و عشق خودشان می‌بخشند همان مسیری که آقای مهندس طی کرده‌اند و در کنگره ما یاد می‌گیریم، بخشش یعنی رسیدن به آرامش و نمایندگی‌هایی که در لژیون سردار قوی هستند در خدمت، رهایی و حال خوش هم قوی هستند؛ زیرا پیمان‌هایشان را محکم و محکم‌تر بسته‌اند اگر ما خدمت کنیم قطعاً خدمت ما در هستی گم نمی‌شود و ثبت می‌شود دوم این‌که اگر خدمت ما خدمت درستی باشد قطعاً خود خدمت به ما خدمت می‌کنند و ان‌شاءالله که بهترین عملکرد را در گل‌ریزان امسال داشته باشیم.

در ادامه دریافت نشان پیمان وادی هشتم همسفر زینب رهجوی راهنمای محترم همسفر محیا

تقدیر از مسئول صدور کارت دوره قبل و معرفی مسئول جدید

مرزبانان کشیک: همسفر سارا و مسافر احمد
تایپیست و ویراستاری: همسفر فاطمه (ک) رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سردار)
عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر مکرمه
همسفران نمایندگی کریمان کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...