English Version
This Site Is Available In English

با اولین قدم در لژیون ویلیام، راهِ درمان سیگار باز می‌شود

با اولین قدم در لژیون ویلیام، راهِ درمان سیگار باز می‌شود

" به نام قدرت مطلق الله "

لژیون ویلیام وایت با استادی راهنمای محترم مسافر حسین، ویژه مسافران نمایندگی کاشان، با دستور جلسه "وادی هشتم: «با حرکت راه نمایان می‌شود» و تأثیر آن روی من" یک‌شنبه 12 مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر، سفر DST بین ده تا یازده ماه زمان نیاز دارد، از روزی که شما برنامۀ دفترچه می‌گیرید، برنامه را اجرا می‌کنید و می‌روید روی آدامس، مرحلۀ اول سه ماه تثبیت، یعنی سه ماه آدامس را بصورت دلخواه، تعداد و ساعت و شرایط خوردن، دست خودتان است. در این سه ماه شما تثبیت می‌کنید؛ یعنی سیگار قطع می‌شود، آدامس جایگزین می‌شود. این جایگزینی تثبیت می‌شود. وقتی تثبیت شد، بعد از سه ماه شروع می‌کنید برنامه گرفتن، حالا به تشخیص راهنما یا افزایش می‌دهد یکی دو تا پله یا از هر پله‌‌ای که تشخیص بدهد تیپر را شروع می‌کند و این سه ماه جزئی از درمان است، یعنی جزئی از آن ده ماه محسوب می شود. سه ماه تثبیت دارید، هفت تا هشت ماه را سفر می‌کنید و می‌روید رهایی‌اش را می‌گیرید و به درمان کامل اعتیاد می‌رسید و طبق صحبت قبلی که صورت مسئلۀ اعتیاد بود، اعتیاد دیگر کاملا درمان می‌شود.

دستور جلسۀ این هفته وادی هشتم: «با حرکت راه نمایان می‌شود» می‌باشد، واقعا درمان اعتیاد در کنگره60 نیاز به حرکت دارد یعنی وقتی شما حرکت می‌کنید اعتیاد را می‌توانید درمان بکنید. هشتاد نود درصد از بچه‌هایی که می‌آیند سفر را شروع می‌کنند، همه بر این فکر هستند که اعتیاد را درمان کنیم، سیگار خیلی مهم نیست، یک سیگار است دیگر؛ خودم یکی از آن افراد بودم که گفتم شیشه را بگذارم کنار، سیگار خیلی مهم نیست، هرچه آمدم جلوتر و داشتم اعتیاد را درمان می‌کردم، تازه متوجه شدم که تمام این مشکلات اعتیاد از همین نقطه سیگار شروع شده است؛ یعنی همین وادی هشتم، با حرکت راه نمایان می‌شود.

من دیدم حالا که هفته‌ای سه جلسه دارم وقت می‌گذارم خب این سیگار هم که حالا یک جورایی همچین چیز خوبی نیست و باعث افتخار هم نیست که حالا من بخواهم سیگار بکشم، آن هم در خانواده‌ای که اصلا هیچکدام از اعضا سیگار نمی‌کشند حالا من یک نفر بخواهم سیگار بکشم. از نظر جسمی بخواهید حساب بکنید، از نظر جهان‌بینی، از هر نظری بخواهید حساب بکنید، دیدم واقعا سیگار اصلا چیز جالبی نیست، من هم که دارم کنگره را هفته‌ای سه جلسه می‌آیم، اینجا هم که مسیر باز و رایگان است و هزینه‌ای هم که ندارد، یک وقتی هم برای درمان سیگار می‌گذارم، درصورتی که اولش سیگار را دوست داشتم ولی بعد گفتم که باید درمان شود، این یعنی با حرکت راه نمایان می شود.

کنگره60  مسیر را برای انسان‌ها باز می‌کند، علامتگذاری می‌کند و محل عبور می‌شود، محل عبور برای اینکه انسان‌ها از درد و رنج‌هایشان کم شود و از حس و آرامش خوبی برخوردار بشوند. وادی هشتم وقتی به ما می‌گوید با حرکت راه نمایان می‌شود؛ یک انسان باید حرکت بکند تا راه برایش نمایان شود. همه قدیمی‌ها می‌گفتند: از شما حرکت از خدا برکت، چون برکت همین نمایان شدن است، یعنی خداوند راه را برای انسان باز می‌کند و راه و چاه را به انسان نشان می‌دهد و علامتگذاری می‌کند، فقط انسان کافیست حرکت بکند. حرکت کردن مهم‌ترین قسمت کار است؛ یعنی اینکه انسان بلند شود، شروع کند، استارت بزند و حرکت کند. وقتی به وادی‌ها نگاه می‌کنیم،، می‌بینیم که از وادی اول تا هفتم همه از تفکر و اندیشه صحبت می‌کند ولی از وادی هشتم به بعد صحبت از حرکت کردن است ولی در هفت وادی قبلی درمورد کلیات کار صحبت شده است.

مثلا کسی که به مسافرت می‌خواهد برود قبل از اینکه بخواهد استارت بزند مثلا می‌رود ماشین را بنزین می‌زند، روغنش را عوض می‌کند، باد لاستیک‌ها را تنظیم می‌کند و همۀ امکانات و شرایطش را مهیا می‌کند، یعنی مجهز می‌شود بعد مقصدش را مشخص می‌کند که از کدام جاده برود، از کدام مسیر برود و بعد راه می‌افتد؛ یعنی هفت وادی اول ما مثل این بود که ما خودمان را آماده کردیم، تجهیز کردیم، از وادی هشتم به بعد صحبت از حرکت می‌شود. نترس حرکت کن راه بیافت برو، وقتی آدم می‌خواهد حرکت بکند و تمام ریز و درشت کار را سنجیده است، وسایلش را آماده و تجهیز شده است، ماشینش را آماده کرده است و می‌خواهد راه بیافتد، اینجا دیگر حرکت می‌کند.

بعضی‌ها داخل کار و شرایط زندگی، قبل از اینکه حرکت کنند، خیلی به جزئیات توجه می‌کنند. مثلا می‌خواهم سفر سیگار بکنم، فکر می‌کنم که مثلا این کار را انجام بدهم یا انجامش ندهم چه اتفاقی میافتد؟ تو اصلا هنوز سفر را شروع نکردی. من اکثرا از بچه‌ها می‌پرسم که می‌خواهید چیکار کنید؟ می‌گویند می‌خواهیم سفر کنیم، سیگارمان را کنار بگذاریم، من می‌پرسم می‌خواهید درمان کنید یا می‌خواهید امتحان کنید؟ این سوالِ خیلی مهمی است، بعضی‌ها داخل ذهن خودشان می‌گویند برویم ببینیم می‌شود یا نمی‌شود؟! اصلا نشد ندارد که بخواهید ببینید می‌شود یا نمی‌شود. کسی که واقعا یک حرکت به این مهمی را می‌خواهد انجام بدهد به جزئیات نگاه نمی‌کند، مثلا من می‌خواهم از اصفهان بیایم اینجا، نمی‌آیم بگویم کوچه چاله دارد، کوچه پیچ دارد، حالا اگر جاده پیچ داشته باشد می‌رویم و رد می‌کنیم، گردنه باشد رد می‌کنیم، سرازیری باشد رد می‌کنیم، دوربین باشد رد می‌کنیم، هرچه باشد می‌آییم. اگه بخواهیم بنشینیم و به جزئیات مسیر حرکت خودمان فکر بکنیم نمی‌توانیم حرکت کنیم.

شاید یک سری اتفاقات است که ما از آن خبر نداریم ولی برای اینکه به هدف خودمان برسیم، باید حرکت را آغاز کنیم. یکی می‌خواهد شغل عوض کند، یکی می‌خواهد ازدواج کند، یکی می‌خواهد ماشین بخرد، یکی می‌خواهد خونه بخرد، هر کسی با حرکتش، راهش نمایان می‌شود. می‌خواهد شغل پیدا کند یا می‌خواهد تغییر شغل دهد، اگر بنشیند جزئیات کارش را بیرون بکشد، سود و ضررش را محاسبه کند، اصلا آن کار را نمی‌کند، ولی یک نفر هم هست که می‌گوید نه ما شروع می‌کنیم، با امید به خدا بالاخره می‌شود. اگر در مسیر کنگره60 باشد، در مسیر زندگی باشد و انسان حرکت خودش را وقتی شروع بکند، در مسیر که میافتد، اتومات راه خودش مشخص می‌‌شود، ولی اگر خواستی قبل از حرکت تمام ریز و درشت کار را بسنجی و حرکت بکنی حرکت کردن خیلی برایت سخت و دشوار می‌شود چون می‌خواهید به ریزه‌کاری‌ها و جزئیات هم خیلی اهمیت بدی، وقتی شروع می‌کنید، به جزئیات فکر کردن همان تفکرات انسان را ناامید می‌کند، یعنی تفکرات بازدارنده می‌آید، ولی می‌گوید قبل از حرکت، انسان باید خوب فکر بکند، خوب مشورت بکند، از یکسری از انسان‌های کارآزموده و خبره و با تجربه مشورت بگیرد، تصمیم نهایی را خودش بگیرد و شروع کند.

چرا کنگره60 می‌گوید سه جلسه مشاوره داریم؟ چرا از اول نمی‌گوید راهنما انتخاب کنید؟ اولین حرکتی که در کنگره60 انجام می‌شود، مشاوره شدن است؛ در سه جلسه مشاوره چه اتفاقی میافتد؟ رهجوها هم اعتیاد و هم روش درمانی کنگره60 و هم ساختار کنگره را می‌شناسند، مکانی که می‌خواهد در آن اعتیاد خودشان را درمان کنند را در همان سه جلسه به ایشان مشاوره داده می‌شود. بعد با آگاهی کامل سفر خود را شروع می‌‌کند. می‌داند که با این دارو و با راهنما و با این متد، ده تا یازده ماه این اتفاق برایش میافتد.

اینجا شرایطش به چه شکلی است؟ در این مسیر باید چه کارهایی را انجام بدهد تا به حال خوب برسد؟ راه علامتگذاری و مشخص شده است که چه کسانی موفق شده‌اند، مثل: سفر دومی‌ها یا راهنمایان. اینها همه خودشان این کاره بودند، آمدند و موفق شدند. وقتی می‌خواهید برای انجام کاری از کسی مشورت بگیرید باید آن شخص آن مسیر را رفته باشد و نتیجه گرفته باشد تا از مشورت با ایشان به نتیجه مطلوب برسیم.

من شش ماه سقوط آزاد بودم یه جلسه‌ای رفتم نشستم، من در اعلام پاکی کردن، گفتم شش ماه پاکی بعد که آمدم بیرون، سه نفر آمدند و گفتند نمی‌خواهید رهجو بگیرید؟ من در جواب گفتم که امشب آمدم اینجا که مصرف نکنم، اگه بخواهم چند نفر دیگر را راهنمایی کنم، همه با هم می‌رویم، من خودم را نمی‌توانم راهنمایی کنم چطور به کسی دیگر مشاوره بدهم؟ ولی در کنگره۶۰ یک نفر که می‌آید مشاوره می‌دهد، آن شخص خودش از این مسیر رد شده است و حالش خوب است، از تمام جزئیات مسیر باخبر است، به همین خاطر می‌تواند کمک کند. در کل زندگی همینطور می‌باشد، یعنی اگر خواستید کاری را انجام بدهید، باید یک انسانی را پیدا کنید که در آن رشته موفق شده باشد، آنگاه از او مشورت بگیریم، مسیری که او رفته و موفق بوده را ادامه بدهیم.

در کنگره60 وادی هشتم به ما می‌گوید با حرکت راه نمایان می‌شود، حرکت مهم است ولی آماده کردن تجهیزات و مشخص کردن مسیر از همه چیز مهم‌تر است. امیدوارم بتوانیم از این وادی‌ها خوب استفاده کنیم، بتوانیم خوب بهره ببریم و در مسیر زندگی از آنها استفاده کنیم. تمام وادی‌ها در کنگره60، مخصوصا آنهایی که در دستور جلسات است و ما از آنها استفاده می‌کنیم، باید در زندگی به‌درد ما بخورد، یعنی از الآن به بعد اگر آمدین تحقیقات انجام بدهید باید مشورت کنید و وقتی متوجه شدید که اگر کاری می‌خواهید انجام بدهید، در جزئیات وارد نشوید، کارتان را انجام بدهید آن موقع راه مشخص می‌شود و خدا هم برکت را به شما می‌دهد، شما هم باید در مسیر فکر بکنید، انتخاب‌های درست انجام بدهید.

افرادی هستند که سر لژیون ویلیام درمان سیگارشان نشسته‌اند و افرادی هم هستند که برای سیگار کشیدن به پله‌ها (محل مخصوص سیگار کشیدن شعبه) یا به کوچه‌های اطراف شعبه می‌روند، این دو تا جایگاه خیلی با هم فرق دارد. او به چیزهایی فکر می‌کند که شما فکر نکردید و شما به چیزهایی فکر می‌کنید که او فکر نکرده است. او به موضوعاتی در درمان سیگار فکر می‌کند که اگر مثلا من داروی OT را خوردم حالا آدامس بهم حال نمی‌دهد، سیگار بیشتر حال می‌دهد اما شما دارید می‌آید تا درمان سیگار را انجام می‌دهید که داروی OT بهتر بتواند ساختارهای تخریب شده جسم را بازسازی کند، این دو تا تفکر خیلی با هم فرق می‌کند. شما سیگار را درمان می‌کنید که پرونده اعتیاد را ببندید ولی او سیگار می‌کشد که از آن لذت ببرد، شما سیگار را درمان می‌کنید که بتوانید در سیستم کنگره60 خدمتگزار باشید اما او اصلا به خدمت کردن فکر نمی‌کند،‌ تفکرات انسان‌ها خیلی با هم متفاوت هستند. امیدوارم بتوانیم از این دستور جلسات استفاده کنیم و بتوانیم به آن خوب فکر کنیم، مشارکت‌ها را خوب گوش بدهید، صحبت‌های استاد را خوب گوش بدهید و سعی کنیم از دستور جلسات در زندگیمان استفاده کنیم.
مرسی که به صحبت‌های من توجه کردید.

عکس و تایپ: مسافر علیرضا لژیون یکم
تهیه و تنظیم: گروه سایت نمایندگی کاشان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...